تاريخ : یکشنبه 1404/11/19 تاریخ ایجاد:
کد خبر: 78260
چرا مهدی(عج) ظهور نمی‌کند؟ پاسخ یک پرسش با یک داستان

چرا مهدی(عج) ظهور نمی‌کند؟ پاسخ یک پرسش با یک داستان

در روزگاری که فتنه‌ها مرز حق و باطل را کمرنگ کرده‌اند، انتظار فرج دیگر صرفاً یک باور قلبی یا دعایی بر زبان نیست، بلکه مسئولیتی معرفتی و اجتماعی است. امام صادق(ع) در روایتی ژرف، ریشه تأخیر ظهور را نه در زمان، بلکه در رفتار انسان منتظر می‌دانند؛ جایی که تا گرگ‌صفتی و طمع جای خود را به ترازوی انصاف، همدلی و عدالت ندهد، وعده ظهور همچنان در پس پرده خواهد ماند.

در عصر کنونی، که حوادث و فتنه‌های بسیاری انسان‌ها را می‌آزمایند، نقش انتظار واقعی و عمل به آموزه‌های اهل‌ بیت(ع) بیش از پیش روشن می‌شود. یکی از مهم‌ترین شروط مصونیت از این فتنه‌ها، اعتقاد راسخ به حضرت ولی عصر(عج) و دعا برای فرج ایشان است. اما انتظار صرف، بدون اقدام عملی، کافی نیست؛ همان‌گونه که امام صادق(ع) فرمودند، زمینه‌سازی برای ظهور منجی عالم نیازمند عبور از مراحلی است که به همدلی، راست‌کرداری و عدالت اجتماعی پیوند خورده است.

خبرگزاری ایکنا، سلسله درس‌گفتار انتظار فرج را با محوریت تبیین نشانه‌های آخرالزمان و نقش بنیادین باور به امامت، به‌ ویژه اعتقاد به حضرت مهدی(عج)، با بیان حجت‌الاسلام محمد شیبانی‌فر، استاد حوزه علمیه تهیه کرده است. آنچه در این مجال تقدیم می‌شود به زیبایی نشان می‌دهد چگونه رفتارهای فردی و اجتماعی، از گرگ‌صفتی و طمع تا رعایت انصاف و عدالت، می‌تواند بر تحقق وعده ظهور اثرگذار باشد و ما را به تعریف اصیل انتظار رهنمون شود. در ادامه بخش چهارم این درس‌گفتار را می‌خوانیم و می‌بینیم:

سخن به اینجا رسید که یکی از شروط مصون ماندن از فتنه‌های آخرالزمان، اعتقاد به حضرت و دعا برای فرج ایشان است. اما اگر کسی بخواهد گامی فعال برای زمینه‌سازی ظهور بردارد، امام صادق(ع) می‌فرمایند که باید سه مرحله را طی کند.

مرحله اول: انتظار؛ در تعریف انتظار گفته شد؛ هر کسی باید به اندازه توان خود، بار حضرت ولی عصر(عج) را برای بعد از ظهور سبک کند. راه آن چیست؟ حضرت ولی عصر(عج) فرمودند: یکی از مهم‌ترین قدم‌ها همدلی است؛ یعنی هر آنچه برای خودم خوب است، برای دیگران هم بخواهم و در حق هم‌کیشانم نیکی کنم.

این مطلب در کتاب دارالسلام اثر مرحوم محدث نوری ـ استاد شیخ عباس قمی ـ نقل شده است. در این روایت آمده که شخصی به محضر امام صادق(ع) عرض کرد: مهدی شما چه زمانی ظهور می‌کند؟ حضرت فرمودند: بنشین تا داستانی برای تو نقل کنم.

حضرت فرمودند: مردی بود که در تعبیر خواب مهارت فوق‌العاده‌ای داشت و فرزندی داشت که نااهل بود. پدر بارها به او می‌گفت: من برای رسیدن به این علم زحمت کشیده‌ام و تجربه اندوخته‌ام، بیا تا آن را به تو بیاموزم؛ اما فرزند گوش نمی‌داد و می‌گفت: شما که الحمدلله هستید.

پدر به او گفت: این علم روزی به کار تو خواهد آمد و اگر من از دنیا بروم، آن‌وقت خواهی فهمید. اما فرزند نپذیرفت. در نهایت، آن مرد شاگردی شایسته تربیت کرد و به فرزندش گفت: اگر روزی دچار گرفتاری شدی، به او مراجعه کن.

تعبیر خواب و تمثیل آن به انتظار

زمانی گذشت تا پدر از دنیا رفت. روزی حاکم وقت خوابی دید؛ هراسان از خواب برخاست و رو به اطرافیان دربار گفت: من به دنبال معبری زبردست می‌گردم. گفتند: فلانی در این کار ماهر بود، اما از دنیا رفته است. حاکم گفت: حتماً فرزندی دارد. گفتند: بله، پسری دارد. حاکم دستور داد: او را حاضر کنید تا خواب مرا تعبیر کند؛ اگر سر باز زد و تمرد کرد، او را بکشید. فرستادگان نزد آن پسر آمدند. پسر گفت: من در تعبیر خواب سررشته‌ای ندارم. اما مأموران گفتند: اگر تمرد کنی، کشته خواهی شد.

پسر ناچار به خانه شاگرد پدرش رفت و ماجرا را تعریف کرد و گفت: پادشاه از من تعبیر خواب خواسته، در حالی که من هیچ دانشی در این زمینه ندارم. شاگرد پرسید: اگر پادشاه پاداشی داد، چه می‌شود؟ پسر گفت: من هیچ چشم‌داشتی ندارم؛ هرچه دادند، برای تو باشد.

شاگرد گفت: همه‌اش را نمی‌خواهم؛ اگر تعبیر خوابی که می‌گویم درست بود، نصف می‌کنیم. پسر دوباره گفت: همه برای تو باشد. شاگرد پاسخ داد: همان نصف برای من کافی است.

سپس گفت: اکنون به دربار برو. اجازه بده اعلی‌حضرت خوابش را تعریف کند، بعد بگو: قربان، به نظر من اکنون زمان گرگ است و تعبیر خواب شما همین است.

امام صادق(ع) در ادامه فرمودند: این پسر وارد کاخ شد و حاکم خواب خود را تعریف کرد. پسر گفت: به تعبیر من، اکنون زمان گرگ است.

گل از گل حاکم شکفت و دستور داد هدیه‌ای ارزشمند به او بدهند. چون پسر خود نمی‌توانست هدیه را ببرد، چند نفر از غلامان آن را به خانه او آوردند. وقتی از جلوی در خانه شاگرد پدرش رد شد، حاضر نشد سهمی به شاگرد بدهد و چند ماه هدیه را برای خود مصرف کرد.

مدتی بعد، امام صادق(ع) فرمودند: پادشاه دوباره خوابی دید و دستور داد همان پسر را بیاورند، زیرا دفعه قبل تعبیر او فوق‌العاده بود. مأموران نزد پسر آمدند و او پرسید: چه شده؟ گفتند: حاکم خواب دیده و گفته است که تعبیر شما دفعه قبل عالی بود، بنابراین دوباره تشریف بیاورید.

پسر خواست تمرد کند، اما دید نمی‌تواند. دوباره نزد شاگرد پدرش رفت و گفت: دفعه قبل نامردی کردم؛ قرار بود هدیه را نصف کنم اما همه را مصرف کردم. اگر این بار کار مرا راه بیندازی، همه مال را به تو می‌دهم.

شاگرد پاسخ داد: حق پدرت بر گردن من بسیار زیاد است. این بار هرچه به تو دادند، نصف کنیم. سپس گفت: برو نزد حاکم، بگذار خوابش را تعریف کند، و بگو: اعلی‌حضرت تعبیر خوابتان این است که اکنون زمان گوسفند است.

پسر نزد شاه رفت و تعبیر را ارائه کرد. حاکم گفت: درسته، دقیقاً همین چیزی است که می‌گویید. شاه هدیه‌ای دو برابر دفعه قبل به او داد.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: وقتی پسر به منزل شاگرد پدرش برگشت و به سکه‌های طلا نگاه کرد، دلش نیامد سهم شاگرد را بدهد و همه سکه‌ها را برای زندگی خود مصرف کرد.

زمانی گذشت و امام صادق(ع) فرمودند: پادشاه دوباره خواب دید و دستور داد همان پسر را بیاورند. این بار پسر پیش شاگرد پدر رفت و گفت: می‌دانم این بار کارم راه نمی‌افتد، اما ما را حلال کن و مطمئن هستم که اگر تعبیر خواب حاکم را درست نفهمم، کشته خواهم شد.

شاگرد پاسخ داد: پدرت حق زیادی بر گردن من دارد. اگر این بار هم تعبیر را بگویم، چه پاداشی می‌خواهی؟ پسر گفت: هرچه به من بدهند، همه برای توست. شاگرد گفت: نه، من به سهم نصف قانع هستم. سپس شاگرد به او گفت: وقتی حاکم خوابش را تعریف کرد، بگو: اکنون زمان ترازو و میزان است.

پسر به دربار رفت و تعبیر را ارائه کرد. پادشاه هدیه‌ای دو برابر دفعه قبل به او داد و این بار همه هدایا را به در خانه شاگرد پدر برد و به او داد، درست مثل یک مرد شایسته و راستین.

گرگ صفتی و پیامد آن

شاگرد گفت: همه این هدیه‌ها نوش جان خودت؛ اما آیا فهمیدی ماجرا چه بود؟ پسر گفت: نه.

شاگرد توضیح داد: بار اول که گفتم تعبیر خواب حاکم این است که اکنون زمان گرگ است، مقصودم این بود که گرگ‌ها چنین‌اند: وقتی چند گرگ به گله گوسفند حمله می‌کنند، گرگ‌های جوان شروع به تکه‌پاره کردن بره‌ها می‌کنند و همین که می‌بینند یک گرگ پیر و نحیف بره‌ای را برای خود گرفته تا بخورد، با اینکه گوسفندی فربه در چنگ دارند، آن را رها می‌کنند و بره را از دهان گرگ ضعیف‌تر می‌گیرند. تو نیز اولین بار گرگ‌صفت عمل کردی؛ نه تنها سهم مرا نپرداختی، بلکه حتی به ذهنت هم خطور نکرد و وجدانت نیز آزرده نشد.

بار دوم که گفتم اکنون زمان گوسفند است، منظورم این بود که گوسفندها وقتی علوفه تازه برایشان می‌ریزند، همگی به سوی آن هجوم می‌آورند؛ گاهی به گوسفند ضعیف فرصت می‌دهند که بخورد و گاهی نمی‌دهند. تو نیز تا پشت در خانه من آمدی، اما طمع نگذاشت سهم مرا بدهی.

بار سوم که گفتم اکنون زمان ترازو و میزان است، یعنی همان‌گونه که در ترازو یک‌طرف محصول قرار می‌گیرد و طرف دیگر باید با سنگ‌ها و شاهین‌ها دقیق و عادلانه هماهنگ باشد، تو نیز این بار به در خانه ما آمدی و چون هر آنچه برای خودت خوب می‌دانستی، برای من هم پسندیدی، حق مرا ادا کردی.

امام صادق(ع) پس از تعریف این ماجرا فرمودند: ای کسی که از من پرسیدی چرا مهدی ما ظهور نمی‌کند، داستان را شنیدی؟ شخص گفت: بله، یابن رسول‌الله.

حضرت فرمودند: تا زمانی که شیعیان ما گرگ‌صفت یا گوسفندصفت باشند، مهدی ما ظهور نخواهد کرد. او زمانی خواهد آمد که شیعه مثل ترازو عمل کند؛ یعنی هر آنچه برای خود خوب است، برای هم‌کیشانش نیز بخواهد.

امروز وقتی کسی می‌خواهد دخترش را شوهر دهد، فکر می‌کند او را فروخته است و مهریه‌ای سنگین تعیین می‌کند. امام صادق(ع) فرمودند: اگر مهریه قیمت دختر بود، مادر ما فاطمه(س) قیمت نداشتند. مهریه یک نشانه است و حلقه ازدواج فقط باید در دست باشد. آیا کسی شنیده که دختر پولدارترین افراد، حلقه‌ای نیم کیلویی داشته باشد؟ قطعا خیر. در قرآن، مهریه به صداق تعبیر شده است. اما همین فرد وقتی برای خواستگاری دختر مردم می‌رود، با بی‌رحمی عمل می‌کند و برای دختر خودش هر کاری بخواهد انجام می‌دهد یا وقتی مستأجریم، شکایت می‌کنیم که صاحب‌خانه‌ها بی‌رحم هستند، اما وقتی خودمان صاحب‌خانه می‌شویم، همان رفتار را با مستاجر تکرار می‌کنیم.

حضرت فرمودند: جماعتی که می‌گوید «همه بمیرند جز ما»، منتظر واقعی امام زمان(عج) نیست. امام زمان(عج) فرمودند: اگر شیعیان ما همدل بودند، فیض ملاقات ما این‌قدر به تأخیر نمی‌افتاد و این است تعریف اصیل انتظار.

منبع :ایکنا
خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :