در فضایی پر از گفتوگوهای گاه شتابزده درباره آخرالزمان و نشانههای ظهور، پرسش از چیستی، چگونگی و نقش ما در این برهه، نیازمند نگاهی دقیقتر به میراث روایی است. مصاحبه پیش رو با تبیین مفهوم «آخرالزمان» بهمثابه فرآیندی تدریجی و با تفکیک نشانههای قطعی از غیرقطعی ادامه مییابد. این گفتوگو با نگاهی واقعبینانه، از تطبیقهای سادهانگارانه حوادث روز با روایات فراتر رفته و بر ضرورت فهم نظاممند و تخصصی نشانهها تأکید میکند.
آیا هرگونه حوادث اجتماعی یا سیاسی را میتوان جزو علائم ظهور دستهبندی کرد؟ چگونه میتوان روایت صحیح آخرالزمان را تشخیص داد؟ برای یافتن این پرسشها به گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین جواد ابوالقاسمی، استاد حوزه و دانشگاه پرداختیم که مشروح آن در ادامه میآید:
در روایات ائمه معصومین(ع) برای آخرالزمان زمانهای مختلفی بیان شده است، بهطور نمونه در برخی روایات، تولد پیامبر اکرم(ص) یا حضرت فاطمه(س) را آخرالزمان معرفی کردند یا در روایتی ديگر کشته شدن خوارج به دست امیرالمؤمنین(ع) بهعنوان یکی از حوادث آخرالزمانی گفته شده است.
بنابراین، اصطلاحات مختلفی برای آخرالزمان وجود دارد، اما آن اصطلاح رایج مربوط به زمانی است که منجی متولد شده یا خواهد آمد، یعنی از زمان تولد حضرت مهدی(عج) تا ظهور و پس از آن را شامل میشود، بنابراین آخرالزمان یک فرآیند تدریجی است.
در روایات، علائمی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد به چند دسته تقسیم میشود که دسته اول شامل احتمالات و برنامهریزیها یا همان مقدرات است که ممکن است محقق نشود، در بخش دیگر مقدمات فراهم شده است و در صورت عدم موانع انجام خواهد شد، اما این بخش نیز به دو دسته محتوم و موقوف تقسیم میشود.
محتوم یعنی برنامه ممکن است انجام شود، اما در اجل موقوف؛ بهصورت طبيعی هیچ تغییری در برنامه اتفاق نمیافتد و برنامه حتمی است، اما حتی در قضا و أجل موقوف میتوان با اصرار به درگاه خداوند و پافشاری تغییر ایجاد کرد؛ بهطور نمونه مدیری دستوری را صادر کرده، اما میتوان با پافشاری از انجام آن جلوگیری کرد، یک زمانی دستوری را برای اجرا امضا کرده است که این میشود، قضای محتوم.
در زمان دیگر دستور تا اجرایی شدن به پیش رفته که میشود قضا و اجل موقوف، اما یکسری دستورات که قابل برگشت نیستند که به آن «وَعَدَ الله» میگویند و در روایات علائمی بهعنوان علائم حتمی نام برده شدند که جزو اجل محتوم هستند.
آیا افزایش اعتراضها، ناآرامیها و شکافهای اجتماعی در روایات بهعنوان یک نشانه یا زمینهساز تلقی میشود؟
اینجا به دو سؤال برخورد میکنیم آیا این اتفاقات اجتماعی ما را به ظهور میرسانند، فرض کنید به شما گفته شده در مسیر قم تا تهران چهار پمپ بنزین وجود دارد، اما ماشین شما خراب میشود و برای تعمیر به جاده قدیم مراجعه میکنید و در آنجا شش جایگاه سوخت وجود دارد و شما پس از گذشتن از چهار جایگاه به مقصد نمیرسید و این به علت تغییر در برنامهریزی است.
سؤال دیگری که باید پرسید این است که آیا این اتفاقات و شرایط بهوجود آمده به خاطر ظهور امام زمان(عج) یا به اصطلاح روايات تحقق و ظهور امر اهل بیت(ع) است یا خیر، زمانی که امیرالمؤمنین(ع) ضربت خورده بودند به عَمرو بن حَمِق خُزاعی یکی از یاران حضرت، فرمودند تا سال ۷۰ در سختی خواهید بود؛ عَمرو بن حَمِق خُزاعی پرسید در سال ۷۰ مشکلات برطرف خواهد شد؟ که امام(ع) در جواب فرمودند بله ولی ممکن است بدا رخ دهد.
در سال ۷۰ سیدالشهدا(ع) به شهادت رسیدند، ابوحمزه ثمالی از اصحاب ائمه(ع) خدمت امام باقر(ع) رسید و علت را جویا شد و امام(ع) فرمودند که اگر مردم به سمت امام حسین(ع) میرفتند، بلا برطرف میشد، اما مردم خیانت کردند و خداوند بر مردم غضب کرد و ظهور امر ما را به سال ۱۴۰ انداخت، اما باز این زمان بهدلیل افشای راز و عدم امانتداری مردم به تأخیر افتاد.
در روایات مسئله امر به معنای تشکیل حکومت اهل بیت(ع) است و اکثریت گمان کردند علائم گفته شده مربوط به حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است، در صورتی که برخی روایات مربوط به قیام در زمان امام باقر(ع)، امام صادق(ع) یا امام کاظم(ع) بوده است، بهطور نمونه دو مدل روایت برای از بین رفتن بنیعباس داریم که یکی میگوید به دست مغولها از بین میروند و در دیگری ذکر شده خراسانی از شرق و سفیانی از غرب که در بغداد است او را نابود میکند.
بنیعباس بدون بروز خراسانی و خروج سفیانی از بین رفت و مشخص میشود جهان در آن زمان به سمتی پیش رفت که برنامه اول محقق شد، همچنین درباره زمان ظهور حضرت قائم(عج) نیز برخی میگویند در شب عاشورا برخی دیگر شب جمعه یا سال تحویل را میگویند و برای به تحقق پیوستن چنین زمانی باید هزار سال بگذرد تا شب عاشورا و شب سال تحویل با شب جمعه یکی شود.
ما اعتقاد داریم هر لحظه احتمال ظهور وجود دارد، زیرا ممکن است در به وقوع پیوستن علائم، بدا رخ دهد، بنابراین احتمال دارد كه همه علائم واقع نشود. همچنين آن چیزی که با عنوان هرج در روایات آمده مربوط به قبل از ورود امام زمان(عج) است که بیان میکند کشتاری فتنهوار رخ میدهد، بهطوری که همسایه، همسایه خود و فامیل، فامیل خود را میکشد، البته این روایات مربوط به منابع شیعی نیست.
تمامی روایات باید بهصورت دقیق مورد بررسی قرار گیرند، بنابراین تطبیق علائمی که رخ میدهد با علائم گفته شده کار بسیار سخت و تخصصی است، همچنین باید این نکات را در نظر بگیریم که آیا روایت معتبر است یا خیر، در مرحله بعد آیا در نظام روایات ما دارای معنای خاصی است یا خیر و در گام بعد آیا این روایت مربوط به ظهور امر امامان پیشین است یا امام زمان(عج).
در روایات، مؤمن آخرالزمانی بیشتر مأمور به «صبر و بصیرت» است یا «کنشگری اجتماعی»؟
در نظام روایات در آخرالزمان یک درگیری مهم میان اتباع اهل بیت(ع) در ایران با دولت یهودیها ذکر شده است و امام صادق(ع) در اين روايت به حکومتی در ایران که در مقابل دشمنان اهل بیت(ع) خواهد ایستاد، اشاره میکند.
آیه ۵۴ سوره مبارکه مائده نیز در راستای روایت پیامبر(ص) برای ایرانیان تفسیر میشود «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛ ای گروهی که ایمان آوردهاید، هر که از شما از دین خود مُرتَد شود بهزودی خدا قومی را که بسیار دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند به نصرت اسلام برانگیزد که در راه خدا جهاد کنند و در راه دین از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند. این است فضل خدا، به هر که خواهد عطا کند و خدا را رحمت وسیع بیمنتهاست و به احوال همه داناست.»
روایتی در نهجالبلاغه نقل شده است که شخصی نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و گفت خوش به حال ما که در کنار شما رو به روی خوارج جنگیدیم و امام در جواب میفرماید: سوگند به خدایی که دانه را شکافت و آفریدگان را آفرید، در اين جنگ، افرادی با ما همكاری خواهند كرد كه خدا هنوز پدران و اجدادشان را خلق نكرده است.
در روایتهای دیگری به خروج خوارج تا قبل از ظهور حضرت مهدی(ع) اشاره شده است، خوارج زمان امام علی(ع) افرادی بودند که بر علیه حکومت حق امیرالمؤمنین(ع) خروج کردند و در جامعه فتنه ایجاد کردند. روایاتی که وضعیت ایران را در آخرالزمان بیان میکند، نشاندهنده یک انتظار فعال و پویاست.
از يکسو در آخرالزمان، ايرانيان شيعيانی با دلهای مستحكم معرفی شدهاند؛ از سوی ديگر در روايات آمده است كه در آخرالزمان شيعيان اميرمؤمنان(ع) با خوارج میجنگند كه كنار هم گذاشتن اين دو روايت، نشان از انتظار فعال و تقابل جدی شيعيان در آخرالزمان با فتنهها و دشمنان دارد.
تطبیق بیش از حد حوادث دنیوی با نشانههای آخرالزمان چه تأثیری بر نگرش انسانها میگذارد؟
کتاب «الاِمامة و التبصرة من الحیرة» از ابن بابویه پس از بیان علامتهای ظهور امام زمان(عج) روایتی را با این مضمون بیان میکند که اگر ظهور طبق انتظارات ما از علامتها پیش نرفت، نباید آن را انکار کنیم، درواقع ما باید تابع خود حضرت باشیم، بنابراین علامتگرایی بیش از حد موجب نفهمیدن روایتها میشود.
بهطور نمونه ۱۵ سال قبل در سوریه گروهی به نام داعش شکل گرفت و عدهای آنها را به سفیانی منتسب کردند و بر این باور بودند که طبق روایات سفیانی سريع پيروز میشود و ما بلافاصله از آنها شكست خواهيم خورد، در صورتی که مقام معظم رهبری دستور دفاع و ایستادگی را صادر کردند و این مقاومت منجر به یک توافقی شد که در نهايت كسانی كه بعد از چندين سال در سوريه حاكم شدند، تعهد دادند كه به حرمها و شیعیان تعرض نکنند، بنابراین تطبیق اشتباه علامات در بسیاری موارد باعث ترساندن مردم میشود، همچنین امام رضا(ع) به گمراه شدن عدهای به خاطر متوجه نشدن مقصود از بسیاری از علامتها و بدا در آنها اشاره میکنند، بنابراین علامتگرایی بیش از حد میتواند موجب گمراهی افراد شود.
اگر علامتگرایی زیر نظر یک فرد متخصص که مبانی را درک کرده صورت بگیرد میتواند موجب حرکت شود، زیرا زمانی که متوجه شود علامتهایی به وقوع پیوسته امید و انگیزه در فرد ایجاد میشود، شهید سیدحسن نصرالله با آيتالله نجمالدین طبسی که محقق حوزه مهدویت بود ارتباط نزدیکی داشت و بحثهای ايشان را مطالعه میكرد؛ ورود به مسئله علامتهای ظهور نباید بدون راهنما و متخصص صورت بگیرد.