در میانه بحران مشروعیت خلافت عباسی و گسترش جریانهای انحرافی مانند واقفیه، امام رضا(ع) با رویکردی اصلاحی به بازتعریف جایگاه امامت پرداختند و ضمن مقابله با انکار نظام امامت، از فرصت ولایتعهدی برای تبیین مشروعیت الهی این منصب و روشنسازی مرز میان حکومت جور و خلافت الهی بهره بردند.
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد یاوری سرتختی؛ استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، ۲۹ بهمنماه در نشست علمی «تاریخ امامت در کتاب شریف عیون اخبار الرضا(ع)» که از سوی دفتر قم سازمان علمی فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار شد، گفت: یکی از محورهای اصلی روایات شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) پرداختن به روایات در مورد بحث امامت است.
وی با بیان اینکه براساس روایات این کتاب شریف، امام رضا(ع) در تبیین جایگاه امامت، مقام قدسی و معنوی ائمه(ع) را مطرح کردهاند، افزود: تعابیری همچون «امام، چراغ روشنایی و هدایت است»، «ائمه همانند آفتاب میدرخشند» و «مانند چشمهای پرآب هستند» از جمله تعابیری است که در این روایات به چشم میخورد.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) بیان کرد: شیخ صدوق این روایات را نقل کرده است و به باور بنده، وقتی فردی چنین روایاتی را نقل میکند، به نوعی دارای اندیشه سیاسی است. اندیشه صدوق نسبت به نظام خلافت بدینگونه است که امام را همانند باران بهاری، رفیق و امین و پدر و برادری مهربان میداند.
یاوری سرتختی با طرح این پرسش که چرا مسئله امامت برای ما اهمیت دارد، افزود: پس از شهادت امام کاظم(ع)، شاهد شکلگیری جریان واقفیه هستیم. این گروه حتی در دوره امام کاظم(ع) نیز دچار برخی انحرافات بودند؛ از جمله طرح مسئله غیبت امام کاظم(ع) که در واقع زمینهساز اندیشه و انحراف آنان شد. پس از شهادت امام، منکر شهادت ایشان شدند و امام کاظم(ع) را به عنوان مهدی معرفی کردند.
وی اضافه کرد: برخی آثاری که درباره غیبت نگاشته شده، مانند «الغیبه» نهاوندی، ناظر به غیبت امام کاظم(ع) است، نه غیبت امام مهدی(عج). پس از شهادت امام کاظم(ع)، کتابهای متعددی با عنوان «الغیبه» نوشته شد که همگی ناظر به امام کاظم(ع) بود.
این پژوهشگر بیان کرد: واقفیه تأثیرات منفی فراوانی بر جامعه شیعه بر جای گذاشتند. اسماعیلیه، خوارج و غلات نیز در این دوره فعالیت گستردهای داشتند و در حوزه امامت نوعی آشفتگی و نابسامانی پدید آمده بود؛ از این رو امام بهصورت فعالانه وارد عرصه شدند.
آسیب اندیشههای انحرافی بر مسئله امامت
وی با بیان اینکه آسیب جدی چنین فضایی، انکار نظام امامت و ادعای قطع شدن این نظام بود، اظهار کرد: طبیعتاً سود این مسئله را هارون و مأمون بردند. این انحرافات سبب شد آنان هجمه گستردهای علیه شیعه مطرح کنند.
وی افزود: امام رضا(ع) ناظر به این وضعیت، ترسیم درستی از نظام امامت را در مدینه ارائه کردند. هنگامی که امام به مرو فراخوانده شدند نیز بار دیگر شاهد اینگونه نزاعها هستیم که نشان میدهد شیعه آسیب جدی دیده بود.
یاوری سرتختی تصریح کرد: بنیعباس که با بحران مشروعیت در خلافت روبهرو بودند، از این فضا استفاده کردند و مدعی شدند حکومت متعلق به بنیعباس است. از سوی دیگر، مردم نیز معتقد بودند بنیهاشم ـ که پیامبر(ص) نام آنان را بیان کرده است ـ میتوانند امام شوند. مأمون و برخی حاکمان بنیعباس شعار «الرضا من آل محمد(ص)» را سر دادند و اعلام کردند امام رضا(ع) ولایتعهدی را پذیرفته است، در حالی که لقب «رضا» را پیامبر(ص) به امام دادهاند.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) اظهار کرد: امام رضا(ع) درباره امامت خود فرمودند: «لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشروطها و انا من شروطها». اکثر مردم در ابتدای روایت، واژه «کلمه» را به کار میبرند، در حالی که در روایت شیخ صدوق این واژه وجود ندارد.
وی افزود: اینکه چرا این کتاب (عیون) نوشته شده، به این دلیل است که بنیعباس در پی کسب مشروعیت بودند و تلاش کردند امام رضا(ع) را به خود نزدیک کنند، اما در نهایت موفق نشدند و امام از فرصت ولایتعهدی برای تبیین نظام امامت بهره بردند.
وی ادامه داد: پس از شهادت امام رضا(ع) نیز مسئله امامت در میان شیعه بسیار جدی بود؛ زیرا در دوره امام جواد(ع) این پرسش مطرح شد که چگونه ممکن است کودکی هفتساله به مقام امامت برسد.
دفاع امام رضا(ع) از غدیر
یاوری سرتختی بیان کرد: بحث دیگر، دفاع از ولایت علی(ع) و مسئله غدیر، تاریخ زندگانی امام رضا(ع) و ایستادگی امام در برابر واقفیه است. امام رضا(ع) با افرادی که دچار تردید شده بودند گفتوگو کردند؛ برخی به یقین رسیدند که امام رضا(ع) امام برحق است و به مسیر درست بازگشتند، اما برخی دیگر بر انحراف خود باقی ماندند.
وی تأکید کرد: واقفیه تلاش داشت خود را برجسته و مطرح کند و حتی به یونس بن عبدالرحمان پیشنهاد دادند در قبال دریافت پول، مبلغ فرقه آنان شود، اما وی این پیشنهاد را نپذیرفت.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه امام رضا(ع) مراتب حکومت را بازخوانی کردند، گفت: مسئله دیگر، نامشروع بودن حکومت بنیعباس بود که امام رضا(ع) حکومت آنان را نامشروع و ظالمانه معرفی کردند. از دیگر اقدامات امام، تبیین کارکردهای نظام امامت بود؛ ایشان حکومت جور را زیر سؤال بردند و در مقابل، کارکردهای صحیح نظام امامت را تشریح فرمودند.
وی افزود: کارکرد حکومت شامل اموری همچون رسیدگی به فقرا، حراست از دین و اجرای حدود الهی است که امام این موارد را به حاکمیت یادآوری میکردند. به تعبیر دیگر، امام(ع) گفتمان اصلاحی را به جای رویکرد انقلابی در پیش گرفتند.
وی تأکید کرد: حضور امام رضا(ع) در ساختار حکومت موجب آزادی بیشتر شیعیان شد و تقیه در این دوره تقریباً وجود نداشت. امام نیز از این فرصت بهره بردند تا ضمن اصلاح وضع موجود، نظام امامت را تبیین کنند.
امامت؛ عامل عزت مسلمین
یاوری سرتختی اظهار کرد: از منظر امام رضا(ع)، امامت، خلافت خدا و رسول خدا(ص)، عامل عزت مؤمنان و صلاح دین است. این سخنان در شرایطی مطرح میشد که بحران مشروعیت خلافت عباسی از مهمترین مسائل آن روزگار بود؛ ازاینرو آنان در پی مشروعیتسازی بودند و پیشنهاد ولایتعهدی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.
وی در پایان با بیان اینکه شکلگیری فرقههای مختلف، مسئله امامت را بیش از پیش برجسته کرده بود، گفت: امام رضا(ع) در چنین فضایی به نظریهپردازی درباره امامت پرداختند و بر این نکته تأکید کردند که مشروعیت امامت از سوی خدا و پیامبر(ص) است. از همین رو با فرقهها، بهویژه واقفیه، بهشدت مقابله کردند. همانگونه که بیان شد، گفتمان میتواند انقلابی یا اصلاحی باشد و حضرت، گفتمان اصلاحی را در پیش گرفتند.