در سنت تفسیری جهان اسلام، نسبت میان «نقل» و «نقد» همواره یکی از چالشهای بنیادین بوده است؛ اینکه مفسر تا چه اندازه به گردآوری روایات بسنده میکند و تا کجا در سنجش اعتبار آنها مداخله میکند، مسئلهای است که جایگاه علمی او را رقم میزند. در این میان، تفسیر الدر المنثور اثر جلالالدین سیوطی، از برجستهترین نمونههای تفسیر روایی به شمار میرود که همواره محل گفتوگو و ارزیابیهای متفاوت بوده است. برخی آن را صرفاً مجموعهای از اخبار پراکنده دانستهاند و برخی دیگر، آن را موسوعهای روشمند با معیارهای حدیثی مشخص تلقی کردهاند. در چنین فضایی، بررسی اعتبار روایات این اثر و واکاوی مبانی حدیثی و تفسیری سیوطی، ضرورتی علمی مییابد؛ زیرا روشن شدن روش او میتواند در فهم جایگاه تفسیر روایی و شیوه تعامل با میراث حدیثی نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
حجتالاسلام والمسلمین احسان سرخهای، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در کرسی علمی ـ ترویجی «اعتبار روایات تفسیر الدر المنثور نزد سیوطی» که دوم اسفندماه برگزار شد، با تمرکز بر دیدگاههای مطرحشده در یک کرسی علمی، میکوشد ضمن معرفی جایگاه سیوطی و آثار تفسیری او، به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا «الدر المنثور» صرفاً گردآوری بیضابطه روایات است یا اثری مبتنی بر معیارهای سنجیده و قابل دفاع.
وی در آغاز سخنان خود با اشاره به یک دیدگاه رایج درباره محدثان اظهار کرد: سالها این تصور وجود داشت که برخی پدیدآورندگان آثار حدیثی تنها در پی گردآوری احادیث بودهاند و دغدغهای نسبت به صحت و سقم روایات نداشتهاند. حتی درباره علامه مجلسی نیز گفته میشود که بحارالانوار را با همین رویکرد تدوین کرده است، اما بررسیهای انجامشده نشان میدهد این ادعا صحیح نیست.
سرخهای افزود: این دیدگاه درباره سیوطی نیز از سوی برخی پژوهشگران مطرح شده است. با این حال، بررسیها نشان میدهد که وی در گردآوری اخبار، معیارهایی برای خود در نظر داشته و صرفاً به جمعآوری بدون ضابطه نپرداخته است.
جایگاه علمی سیوطی
به گفته وی، سیوطی از اندیشمندان برجسته قرن نهم هجری و پیرو مذهب شافعی است که در سال ۸۴۹ قمری در قاهره متولد و در سال ۹۱۱ قمری در مصر درگذشت. او دارای آثار فراوانی در حوزههای مختلف از جمله حدیث، تفسیر، فقه، کلام، ادبیات عرب و تاریخ است و دو زندگینامه خودنوشت نیز از وی بر جای مانده است. شاگردانش نیز آثار متعددی درباره او نگاشتهاند.
سرخهای با بیان اینکه «الدر المنثور» مهمترین اثر تفسیری سیوطی به شمار میرود، تصریح کرد: این اثر تفسیری روایی و مملو از اخبار تفسیری است و برخی معتقدند که همه روایات را بدون توجه به اعتبار آنها گردآوری کرده است.
پرسش از اعتبار روایات
وی ادامه داد: پرسش اصلی این نشست آن است که آیا روایات «الدر المنثور» معتبرند یا خیر و در صورت اعتبار، معیارهای سیوطی چه بوده و آیا این معیارها قابل پذیرش است؟
به گفته این استاد حوزه و دانشگاه، عصر سیوطی بیش از آنکه عصر اجتهاد و نقد باشد، دوره گردآوری و تبویب اطلاعات بود؛ چراکه در سدههای پیشین حجم گستردهای از معارف اسلامی جمعآوری شده بود و عالمان این دوره بیشتر به تنظیم، تلخیص و دستهبندی آثار گذشتگان پرداختند.
سیوطی معتقد بود تفسیر حقیقی قرآن باید بر اساس روایات باشد و تکیه صرف بر عقل را «تفسیر به رأی» میدانست. او تأکید داشت که تفسیر ابتدا باید از خود قرآن، سپس از سنت نبوی و در نهایت از صحابه اخذ شود.
دو اثر تفسیری
سیوطی در حوزه تفسیر دو اثر مهم بر جای گذاشته است: «ترجمان القرآن» و «الدر المنثور». وی درباره «ترجمان القرآن» مدعی است این اثر دربردارنده گفتار پیامبر(ص) و صحابه و شامل بیش از ده هزار حدیث مرفوع و موقوف بوده است. هرچند این کتاب به دست ما نرسیده، اما شواهد نشان میدهد گزارشهایی از تابعان و تابعانِ تابعان نیز در آن وجود داشته است.
به گفته سرخهای، «الدر المنثور» در اواخر عمر سیوطی و با هدف تلخیص «ترجمان القرآن» و حذف روایات طولانی تألیف شد. مرحوم محمد هادی معرفت نیز معتقد است سیوطی با خلوص نیت و با تکیه بر منابع معتبر، اقوال پیشینیان را نقل کرده و این اثر در حکم کتابخانهای از منابع تفسیری است.
منابع و شیوه نقل
وی با اشاره به اینکه سیوطی به حدود ۴۰۰ منبع از جمله صحاح، مسانید و تواریخ دسترسی داشته است، گفت: از جمله منابع پراستناد او میتوان به آثار ابن ابی حاتم، محمد بن جریر طبری، ابن ابی منذر و احمد بن حسین بیهقی اشاره کرد.
سرخهای افزود: سیوطی در بسیاری موارد برای تقویت یک روایت، آن را از طرق متعدد و حتی تا ۱۵ منبع نقل کرده است. وی غالباً اسناد متصل را گزارش کرده و از نقل روایات ضعیف پرهیز داشته است. همچنین در مواردی به صحت یا ضعف سند تصریح کرده که حدود ۵۰۰ روایت از این دست در اثر او دیده میشود.
وی درباره نیامدن برخی روایات مشهور اهل سنت در «الدر المنثور» گفت: ممکن است آن منابع در دسترس سیوطی نبوده یا از نظر او معتبر تلقی نمیشده و یا سند روایت را ضعیف میدانسته است. همچنین در مواردی از تکرار روایات مشابه پرهیز کرده و حتی برخی آثار، از جمله تفسیر ابن ابی حاتم را تلخیص کرده است؛ بنابراین نمیتوان ادعا کرد که مبنای او گردآوری همه اخبار بدون گزینش بوده است.
روایات اهل بیت(ع) و اخبار فضائل
سرخهای با اشاره به نقل روایات اهل بیت(ع) در این اثر گفت: در «الدر المنثور» روایاتی از امام علی(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده است. همچنین اخبار فضائل اهل بیت(ع) در این تفسیر فراوان است؛ از جمله تطبیق برخی آیات بر امام علی(ع) و اهل بیت(ع).
نقدها و مسئله پالایش
در مقابل، شمسالدین ذهبی معتقد است سیوطی صرفاً روایات را گردآوری کرده و صحیح و سقیم را در کنار هم آورده است؛ دیدگاهی که لزوم پالایش این اثر را مطرح میکند. آیتالله معرفت نیز تا حدی با این نگاه همسو است.
به گفته سرخهای، هرچند سیوطی کتابی درباره احادیث موضوعه دارد و بسیاری از آن روایات را در «الدر المنثور» نیاورده است، اما در این تفسیر اخباری نیز وجود دارد که محل اشکال است؛ از جمله برخی گزارشها درباره تحریف قرآن یا نقل اسرائیلیات. سیوطی در این زمینه با طرح مسئله «نسخ تلاوت» برای برخی روایات مبنایی ارائه کرده است.
وی در جمعبندی تأکید کرد: «الدر المنثور» از نظر گستردگی روایات اثری کمنظیر و در حکم یک موسوعه تفسیری است. هرچند این اثر نیازمند پالایش و بررسی انتقادی است، اما نمیتوان پذیرفت که سیوطی در تألیف آن دغدغهای نسبت به اعتبار روایات نداشته است.