«راسخون فی العلم» به مثابه مداخله گفتمانی: تحلیل ساختار معنایی و کارکرد ارتباطی خطبه اشباح
سال
1405 / شماره پیاپی
119 /
صفحه
134-160
چکیده :
مفهوم «راسخان فی العلم» یکی از کلیدیترین مفاهیم معرفتشناختی است. تعریف ارائهشده از این مفهوم در خطبه اشباح که اوج دانایی (رسوخ) را به «اعتراف به ناتوانی» پیوند میزند، یک چالش تفسیری عمیق ایجاد کرده است. مسئله اصلی این پژوهش، تحلیل راهبرد زبانی و ارتباطی است که در پس این تعریف به ظاهر پارادوکسیکال نهفته است. این تحقیق با رویکردی ترکیبی از «معناشناسی شبکهای» برای تحلیل ساختار معنا و «معناشناسی بافتمحور» برای تحلیل کارکرد ارتباطی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که در سطح ساختاری، یک بازآرایی بنیادین در شبکه مفهومی «علم» صورت گرفته و «رسوخ» به مثابه «ثبات در معرفتی که به شناخت مرزهای خود منجر میشود» بازتعریف شده است. در سطح کارکردی، این تعریف به مثابه یک «مداخله گفتمانی» عمل میکند که در پاسخ به یک پرسش خطاساخته، به عنوان ابزاری برای «تأدیب عقل» مخاطب به کار گرفته شده است. این مداخله، با راهبرد «وارونسازی ارزشی» (ستایش عجز)، چارچوب فکری مخاطب را از «طلب رؤیت» به درک «فضیلت تسلیم» آگاهانه منتقل میکند. نتیجه نهایی آن است که ایده امام علی (ع) در این خطبه، نه یک گزاره اعتقادی صرف، بلکه یک راهبرد تربیتی برای بنیان نهادن «خردِ دانستن مرزها» به عنوان عالیترین فضیلت معرفتشناختی است.
کلیدواژههای مقاله :راسخان فی العلم، نهجالبلاغه، خطبه اشباح، معناشناسی شبکهای، معناشناسی بافتمحور