کتاب «رجال الحدیث» از مجموعه موسوعه حدیثی اثر استاد علی نصیری گیلانی از سوی انتشارات «وحی و خرد» در قطع وزیری و در 314 صفحه انتشار یافت.
«رجال الحدیث» از مجموعه موسوعه حدیثی اثر استاد علی نصیری گیلانی از سوی انتشارات «وحی و خرد» وابسته به «موسسه معارف وحی و خرد» در قطع وزیری و در ۳۱۴ صفحه انتشار یافت.
در بخشی از مقدمه این کتاب چنین آمده است:
درنگريستن در مسايل، گزارهها و منابع علم رجال و چگونگي کارکرد آنها نشان ميدهد که اين دانش به سه بخش بنيادين قابل تقسيم است: ۱. مبادي علم رجال؛ ۲. مباني علم رجال؛ ۳. کارکرد علم رجال.
مراد از مبادي علم رجال آن دسته از پيش دانستهها و آگاهيها است که براي دستيابي به مباني اين دانش و نيز کارکردهاي آن تاثيرگذار است. از اين جهت، از اين بخش پيش از دو بخش مباني و کارکردها ياد ميکنيم؛ به عنوان نمونه مباحثي همچون تعريف، جايگاه و اهميت علم رجال، اصطلاحات علم رجال و نيز شناخت منابع اين دانش جزو مبادي علم رجال به شمار ميروند.
مقصود از مباني علم رجال آن دسته از پيش انگارههاي اين دانش است که در نوع تعامل با ديدگاه رجاليان و چگونگي تحليل در باره هويت و شخصيت راويان تاثيرگذار است؛ نظير گفتگو در باره چگونگي اعتبار اقوال رجاليان؛ زيرا اختلاف بر سر آن که آراي رجاليان مبتني بر حسّ يا حدس است، از نوع مباحث مبنايي علم رجال است که به حجيت يا عدم حجيت قول رجالي منتهي ميگردد.
مقصود از کارکردهاي علم رجال، واکاوي هويت، شخصيت اعتقادي، اخلاقي و تحديثي يک راوي با مراجعه مستقيم به منابع رجالي، استخراج ديدگاهها، جمع بندي و استنتاج نهايي آنها است. آن چه که در منابع رجالي در بررسي راويان و اصحاب اهل بيت^ بازتاب يافته، همگي ناظر به مباحث کارکردي است. مباحث کارکردي علم رجال را بايد از نوع فن، هنر و صنعت يا صناعت دانست که به جاي تکيه داشتن به انديشيدن، به تجربه و مهارت افزايي وابسته است. بر اين اساس، فرد ميتواند در سايه تمرين، ممارست، پيجويي مستمر اسناد روايات و با مراجعه مستدام به منابع رجالي با زواياي آشکار و پنهان اين دانش آشنايي عميق پيدا کند؛ به گونهاي که با گذار زماني از اين کار با شنيدن نام يک راوي، ميتواند فهرستي از آراي رجاليان را بدست دهد.
کتابي که اينک با عنوان «رجال الحديث» در اختيار خوانندگان مکرم قرار دارد، در راستاي تدوين موسوعه حديثي، به عنوان چهارمين کتاب پس از سه کتاب: «کليات علوم حديث»، «تاريخ حديث» و «دراية الحديث» فراهم آمده و تلاش شده است تا اهم مباحث دانش رجال در سه بخش: مبادي، مباني و کارکردي در آن بازتاب يابد.
بر اين اساس، کتاب در شش فصل سامان يافته است که عبارتند از: فصل اول: کليات؛ فصل دوم: مباني علم رجال؛ فصل سوم؛ اصطلاحات ناظر به علم رجال؛ فصل چهارم: آشنايي با منابع رجالي شيعه؛ فصل پنجم: روششناسي رجال شيعه؛ فصل ششم: رجال کاربردي.
گفتني است که مبحث: روش شناسي رجال شيعه که بر اساس آن مراحل ده گانه در معرفي راويان پيشنهاد شده است و مبحث رجال کاربردي که بر اساس دو محور: شناختنامه و جايگاه حديثي راويان تنظيم شده است و در دو فصل: پنجم و ششم اين کتاب مورد واکاوي قرار گرفته، براي نخستين بار در کتابي از اين نوع انعکاس يافته است.
نگارنده پيش از اين در جلد دوم کتاب «حديثشناسي» که به لطف الهي در سال ۱۳۸۲ انتشار يافت و از آن زمان تا کنون به عنوان متن درسي حوزههاي علميه مورد استفاده قرار ميگيرد، در فصلي مبسوط به معرفي دانش رجال پرداخت، اما اينک به لطف الهي فرصتي مناسب دست داد و کتابي نسبتاً جامع و حاوي مهمترين مباحث دانش رجال فراهم آمد؛ به گونهاي که ميتواند پژوهشگران را از مراجعه به عموم کتابها در معرفي علم رجال بينياز سازد.