تاريخ : شنبه 1405/5/31 تاریخ ایجاد:
مصاحبه شونده : سید محمدکاظم طباطبایی
کد خبر: 78512
دوران امام عسکری علیه‌السلام عصر سازماندهی و گسترش شیعه است

دوران امام عسکری علیه‌السلام عصر سازماندهی و گسترش شیعه است

رهبر شهید انقلاب درباره زندگی ائمه علیهم‌السلام میفرمایند: «زندگی ائمه از امیرالمؤمنین تا امام عسکری علیهم‌السّلام را باید زندگی یک انسان به حساب آوریم، یک انسان ۲۵۰ ساله؛ تمام کارهای ائمه در طول این ۲۵۰ سال کار یک انسان با یک هدف، با یک نیت و با تاکتیک‌های مختلف است.

هشتم ربیع‌‌الاول مصادف است با سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام در سال ۲۶۰ ه.ق. ایشان به‌عبارتی یازدهمین زنجیره از زندگی یک انسان ۲۵۰ساله هستند. رهبر شهید انقلاب درباره زندگی ائمه علیهم‌السلام میفرمایند: «زندگی ائمه از امیرالمؤمنین تا امام عسکری علیهم‌السّلام را باید زندگی یک انسان به حساب آوریم، یک انسان ۲۵۰ ساله؛ تمام کارهای ائمه در طول این ۲۵۰ سال کار یک انسان با یک هدف، با یک نیت و با تاکتیک‌های مختلف است. ائمه علیهم‌السلام وقتی احساس کردند که اسلام رو به غربت افتاد و جامعه‌ی اسلامی تشکیل نشد، چند هدف را اهداف اصلی خود قرار دادند. یکی «تبیین اسلام به شکل درست.»... کار مهم دیگر تبیین مسأله‌ی «امامت» بود. امامت یعنی زمامداری جامعه‌ی اسلامی. اگر ائمه علیهم‌السلام غیر از این دو کاری که گفتم هیچ کار دیگری نداشتند، کافی بود که ما بگوییم زندگی ائمه از اول تا به آخر یک زندگی سیاسی است.»


به مناسبت سالروز شهادت امام یازدهم رسانه KHAMENEI.IR در گفت‌وگو باحجت‌الاسلام ‌والمسلمین سیّدمحمدکاظم طباطبایی، رئیس پژوهشکده‌ی علوم و معارف حدیث به تبیین وضعیت شیعه در دوران سه امام آخر و نشانه‌شناسی قدرت شیعه در این دوران می‌پردازد.


یکی از ویژگی‌های دوران امام حسن عسکری علیه‌السّلام گسترش شبکه وکالت و یاران است. رابطه مسئله‌ی شبکه وکالت و یاران در دوران سه امام آخر و ارتباط آن با گسترش هویت شیعی را چگونه باید تفسیر کرد؟

مذهب شیعه در دوره امام باقر و امام صادق علیهماالسّلام، آن شکل و هویت تکاملی خود را به‌گونه‌ای به انجام رساند که به عنوان یک مذهب شایسته، با توجه به مبانی و رویکرد امامت، شمار شیعیان و گستره جغرافیایی، کاملاً به یک حد قوام رسید.

بعد از دوره‌ی امام صادق علیه‌السّلام، ما در دوره‌ی ائمه‌ی متأخر، بیشتر ناظر تلاش‌های اصحاب امامیه در این حوزه هستیم که آنها دارند به گسترش شیعه کمک می‌کنند. از دوره‌ی امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهم‌السّلام، ما با این هویت شیعه روبه‌رو هستیم؛ یعنی یک هویت مستقر، ثابت، متشخص، با گستره جغرافیایی فراوان که میتوان گفت شمار افراد در مناطق متفاوت ایران بسیار زیاد شده بود، به‌ویژه بعد از سفر امام رضا علیه‌السّلام به سمت ایران و خراسان بزرگ آن زمان و حوادثی مانند ارتحال حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها در قم، پایگاه‌های شیعی نیز در قم فراوان شدند. یعنی ما در آن دوره می‌بینیم که عالمان شیعه کم‌کم زمام امور رهبری شهر مقدس قم را به دست می‌گیرند. این پراکندگی جغرافیایی بسیار زیاد بود. همچنین شمار فراوان شیعیانی که در این دوره در مناطق متفاوت آمده بودند و حضور داشتند و سؤالات فراوانی که آنها از امام داشتند، موقوفات فراوانی که شیعیان برای امام انجام می‌دادند باعث شد سازمان یا نهادی به نام نهاد «وکالت» شکل بگیرد. این نهاد از دوره امام صادق علیه‌السّلام به صورت یک سیستم فراگیر در میان جامعه‌ی شیعه شناخته‌شده بود و می‌توانست کار خود را انجام دهد.

کارهایی که نهاد وکالت داشت، بیشتر سرپرستی اموال و موقوفات و موارد مالی نسبت به جایگاه امام بود. همچنین واسطه میان مردم و عالمان شیعی با نهاد امامت بود. یعنی سؤال‌ها را از آنان می‌گرفت و پاسخ‌های امام را برمی‌گرداند، که نحوه‌ی ارائه و ردوبدل کردن پاسخ‌ها، نحوه خاصی بود که با عنوان توقیع شناخته می‌شد. توقیعات مخصوص امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف نیست ما از دوره قبل هم توقیعات داریم.

ما بعد از اواخر دوره امام جواد و دوره امام هادی علیهماالسّلام با فشارهای روزافزون بر شخص امام و اطرافیان نزدیک امام روبه‌رو هستیم. این فشار منجر به تبعید امام علیه‌السّلام به سامرّا شد؛ یعنی جایی نزدیک مقر متوکل عباسی. سامرّا مرکز سپاهیان و نظامیان بود در نتیجه برای امام علیه‌السّلام به‌گونه‌ای زندان تلقی می‌شد و نه زندان رسمی. بدین ترتیب امام علیه‌السّلام آزادی عمل نداشتند. بنابراین در دوره‌ی امام هادی و امام عسکری علیهماالسّلام، ما با یک شیوه جدید ارتباط میان امام و مردم روبه‌رو هستیم از طریق وکیلان. این وکیلان -یا نهاد وکالت- یک سازمانی بود که یک «وکیل ارشد» داشت که وکیل ارشد در دوران امام هادی علیه‌السّلام جناب «شیخ عثمان عَمری» بود، از افرادی که در منزل امام هادی علیه‌السّلام بزرگ شده بود، تاجر روغن و عسل بود و به بهانه تجارت با همه‌ی شهرها به‌راحتی ارتباط می‌گرفت، و از همین راه نقل و انتقال‌ها صورت می‌گرفت و نامه‌ها ردوبدل می‌شد.

نهاد وکالت در مناطق متفاوت ایران، فعالیتش به صورت خوشه‌ای بود و وکیلان متعدد و گوناگونی هم داشت. مثلاً جناب «فضل بن شاذان» در منطقه‌ی خراسان و به‌ویژه در شهر نیشابور، به عنوان یک انسان شاخص مورد توجه مردم و عالمان بود. جناب «زکریا بن آدم» در منطقه قم، به عنوان یک وکیل شاخص مطرح بود. جناب «احمد بن اسحاق» به عنوان مسئول موقوفات، مخصوصاً در قم که ناحیه شیعی بود، فعالیت می‌کردند و مقبره احمد بن اسحاق در «سرپل ذهاب» است. او وقتی که برای حج به سمت عراق می‌رفت، در شهر سرپل ذهاب از دنیا رفت.

این‌ها نشان می‌دهد که نهاد وکالت توانسته بود انسجام و قوام خودش را به دست بیاورد. مردم نیز به نهاد وکالت اطمینان داشتند؛ یعنی لازم نبود حتماً بخواهند شخص امام علیه‌السّلام را ببینند یا امام به‌واسطه حضور مردم نزد ایشان دچار مخمصه و آزار و اذیت شود. مردم می‌توانستند به‌جای اینکه با شخص امام رابطه داشته باشند، از طریق نهاد وکالت کارهای خود را سامان دهند.

از جهت کلان‌نگرانه اگر بخواهیم اکنون ببینیم، همه‌ی اینها زمینه‌ی آماده کردن مردم برای دوره‌ی غیبت نیز بود. یعنی ما در دوره امام هادی علیه‌السّلام می‌بینیم که مردم به جای آنکه سوالات خود را مستقیماً به امام هادی بفرستند، به نهاد وکالت می‌فرستند و نهاد وکالت آن را با امام مطرح می‌کند و امام علیه‌السّلام جواب می‌دهند.

در دوران امام حسن عسکری علیه‌السّلام که ایشان به‌شدت تحت نظر هستند، وکالت، یک ارتباط کاملاً سیستماتیک با عنوان رابط  بین مردم و امام علیه‌السّلام دارد، خمس و سهم امام و موقوفات را از آنها می‌گیرد و به‌راحتی منتقل می‌کند. در همان شبکه تجارتی که وکیل اول راه انداخته بود، خیلی راحت حتی به سامرّا منتقل می‌شود. دستورات از ناحیه امام علیه‌السّلام به وکیلان ارشد داده می‌شود، وکیلان ارشد به وکیلان زیردست خود منتقل می‌کنند.


از منظر رهبر شهید انقلاب دوران زندگی ائمه مانند زندگی «انسان ۲۵۰ساله» است؛ یعنی ائمه از هم جدا نیستند و در واقع «کلهم نور واحد» هستند. در این قالب، زندگی امام حسن عسکری علیه‌السّلام را چگونه می توان تبیین کرد؟

اصل ایده‌ی «انسان ۲۵۰ساله» مبتنی بر این است که ما جریان امامت را به‌صورت یک جریان مستمر از آغاز تا انجام، در نظر بگیریم یعنی آن وظایف کلی‌ای که نظام امامت بر عهده دارد که هدایتگری مردم و راهنمایی آنان برای تعالی و تکامل و تشکیل هویت شیعی برای جامعه‌یی شیعی، است در دوره‌های متفاوت ممکن است شکل‌های متمایز خود را داشته باشد اما هر امامی وظیفه خود را در زمان خود دارد که با توجه به شرایط محیطی، شرایط جغرافیایی، شرایط سیاسی-امنیتی به نحو احسن انجام می‌دهند.

ما وقتی این مسئله را به صورت یک جریان می‌بینیم، امام عسکری علیه‌السّلام در این زنجیره‌ی جریان آمده‌اند مقدمات ورود جامعه‌ی شیعی به دوره غیبت امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف را به‌گونه‌ای برای جامعه تبیین کردند که جامعه‌ی ما برای یک نظام فکری مستمر و طولانی بعد از غیبت هم آمادگی پیدا کرده؛ هم از نظر سیاسی، هم از نظر اجتماعی، هم از نظر اقتصادی و هم از جهات دیگری که هویت جامعه مرتبط با آن است. از این منظر جایگاه امامت امام حسن عسکری علیه‌السّلام با وجود اینکه دوره‌ی امامتشان کوتاه‌تر از امام هادی علیه‌السّلام بوده، کاملاً قابل تبیین است.


وظیفه و رسالت صاحبان منبر و تریبون و مادحان اهل‌بیت علیهم‌السّلام در آنچه که به تعبیر رهبر انقلاب در زندگی عظیم ائمه (علیهم‌السّلام) «در کنار غربت، این عزت و عظمت را هم باید دید.»(۱۳۸۲/۰۲/۲۰)چیست؟

ما در منابرمان، در جلساتمان، چون بیشتر بنا بر ذکر مصیبت‌هایی هست که بر حضرات معصومین علیهم‌السّلام رفته، آن نظام‌سازی و تشکیلات‌سازی حضرات معصومین، چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد درحالی‌که به نظر می‌رسد، این چنین مواردی که مثلاً در دوره امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسّلام به نحو شایسته‌ای انجام شده است، خیلی مهم‌تر از این است که صرفاً برای گریستن مخاطبان، مصیبت‌های واردشده بر ائمه علیهم‌السّلام مطرح بشود.

بنابراین اصحاب منبر، کسانی که با مخاطبین سروکار دارند، مخصوصاً در این دوره‌ای که ما خودمان شباهت‌هایی با آن دوره‌ی پایان زندگی امام عسکری علیه‌السّلام و آغاز امامت امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف داریم، باید این نحوه‌ی تشکیلات و نهاد وکالت را بیشتر برای مردم تبیین کنند که به نظر می‌رسد جهاد تبیین در این زمینه مهم‌تر از مباحثی مثل صرفاً ذکر مصیبت باشد.


تأثیر حرکت امام حسن عسکری علیه‌السّلام در آماده سازی جامعه شیعیان برای دوران امامت حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف و آغاز دوران غیبت چگونه بود؟

ما در دوره‌ی امامت امام حسن عسکری علیه‌السّلام (۲۶۰-۲۵۴ ه.ق) که دوره‌ی طولانی‌ای هم نیست، می‌بینیم که به‌واسطه نهاد وکالت، کاملاً مباحث مرتبط با پیروان مذهب شیعه مورد توجه قرار گرفت و کارها کاملاً به سامان است. همچنین مقدمه‌ی غیبت صغرای امام عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف هم فراهم شده، یعنی مردم در ذهنشان با این روش خو می‌کنند که بدون اینکه مستقیماً با شخص امام ارتباط داشته باشند بتوانند مسائل و مشکلات علمی خودشان را حل کنند. مراجعه به عالمان به جای مراجعه مستقیم به امام، در میان جامعه شیعه نهادینه می‌شود. حتی در مواردی که گزارش‌های آن را درباره امام حسن عسکری علیه‌السّلام و امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف داریم، مردم درخواست دارند که امام علیه‌السّلام برایشان دعا کنند -مثلاً شخصی که فرزندی از خداوند می‌خواهد- حتی این درخواست‌های جزئی نیز با توجه به سیستمی که نهاد وکالت تشکیل داده بود به امام منتقل می‌شد.

به‌طور خلاصه ما در دوره امام عسکری علیه‌السّلام، با یک سازمانی روبه‌رو می‌شویم که روزبه‌روز گسترده‌تر شده، شایستگی نهادی خود را پیدا کرده، «ارتباط‌ بالا به پایین» در آن منضبط‌تر شده و «ارتباط با امام» در آن کاملاً روشن شده و طبیعتاً از تفرقه‌ی جامعه‌ی شیعی جلوگیری می‌شود.

به همین جهت در دوره‌ی بعد از شهادت امام هادی علیه‌السّلام و به‌ویژه بعد از شهادت امام عسکری علیه‌السّلام، که جامعه با غیبت صغرای امام روبه‌رو می‌شود. ما هیچ انشعابی در میان جامعه شیعه نمی‌بینیم. وقتی که جامعه پذیرفت که ارتباطش با عالمان باشد و سوالاتش را از عالمان بپرسد و آن شخص عالم از طریق نهاد وکالت با امام در ارتباط باشد، نتیجه می‌شود که آن زمانی که نیابت عام عالمان مطرح می‌شود، جامعه آن را بطور کامل می‌پذیرد و دچار هیچ مشکل و افتراق و انشقاقی نمی‌شود.

منبع :khamenei.ir
خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :