نشست منبع شناسی حدیث و سیره رضوی

نشست منبع شناسی حدیث و سیره رضوی

سخنران: مهدی غلامعلی(عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث)
تاریخ: اردیبهشت ۱۳۹۲
مکان: تالار پژوهش دانشگاه قرآن و حدیث
بحثی که در نظر گرفته بودیم در راستای جشنواره همایش ملی حدیث رضوی ارائه کنیم، بحث منبع شناسی حدیثی و سیره رضوی علیه السلام است.
در پژوهشهائی که در سیره ائمه انجام شده است کارهای پژوهشگران ما در ابتدای راه قرار دارد، چند روز قبل مسئول کتابخانه تخصصی امام رضا علیه السلام، می گفتند: من همه کتابهای زندگی نامه و مرتبط با امام رضا را مطالعه و یا بررسی کرده ام اما در میان آنها کمتر کار مهم و خوبی دیده می شود.
یکی از نقاطی که در مورد نیمه دوم قرن دوم مهم است یعنی عصر امام رضا علیه السلام بحث اندیشه های کلامی گوناگونی است که در آن دوره رخ داده است، نحله های کلامی که ما داریم که نظر هایی درمورد جبر و خداشناسی و ... در قرن دوم خودش را بطور آشکار نشان داده است از اواخر دوره امام صادق و امام کاظم علیهما السلام حتی به گونه ای که مناظرات درون دینی و بیرون دینی یعنی فراتر از اندیشه اسلامی بین شیعیان و مسلمانان خیلی باب می شود.
یک گزارشی در بغداد است که درِ منزلِ برخی از عالمان برای مباحثات باز بوده و مردم می آمدند بحث های کلامی را مطرح می کردند، هارون هم از این اتفاقات آگاه است و میداند که مردم مناظره می کنند در مورد بعضی از مباحث شیعی، خدا و ...
به هر ترتیب این گزارش نشان دهنده این است که مناظرات بسیار زیادی در آن زمان رخ می داده است و وقتی هم که بحث زیاد بشود خود بخود این سوالات به عالمان و در مرحله بالاتر به امامان منتقل می شود. و هنگامی هم به امام منتقل بشود طبیعی است که امام هم نظرات خود را بیان می دارند، ما در برخی روایات داریم که برخی از مردم پیش امام می آیند و یا برخی صحابه خود با هم مناظره می کردند و گزارش را خدمت امام می آوردند و این گزارش که پیش امام می آید امام یا آنرا تأیید و یا رد می کند.
چرا این همه مناظره انجام می شد؟ یکی اهتمام بعضی از حاکمان نظیر مامون است. یعنی خلفا دوست داشتند این جلسات برگزار بشود وواقعا هم مؤثر بوده است، نهضت ترجمه هم مهم بوده است، وقتی بیت الحکمه مأمون تأسیس می شود مأمون دستور می دهد که هر کسی بتواند متنی از متون دیگر زبانها ترجمه کند به مقدار وزن کتاب طلا یا پول می دهیم، این امر در مرحله اول خوب است اما در مراحل بعد اینست که شبهات دینهای(مسیحیت و یهودیت و ...) دیگر را وارد دین می کرده است، و بحث سومی که سبب گسترش شده است آزادی ابراز عقیده بوده است که نکته بسیار مهمی است.
مأمون این اجازه را می داده که مقابل چشم وی مناظرات اصلی در مورد پیامبر، اصل خدا و ... انجام بشود یعنی انسانی که ستاره پرست بوده در مورد پیامبر ابراز نظر کند یا خود مأمون با امام رضا علیه السلام بحث مفصلی در باره موضوعات کلامی دارد.
یکی هم بحث ویژگی های احادیث امام رضا علیه السلام است، نسبت به بقیه ائمه که در دوره متأخر هستند ما می بینیم که نسبت احادیث دیگر ائمه (سه امام قبلی) را اگر بخواهیم بسنجیم به تعداد احادیث امام رضا از احادیث دیگر ائمه بیشتر است. یک دلیلش اینست که امام به ایران آمده است
نکته دیگر هم گستردگی احادیث کلامی است . برای اولین بار یک امام بدون تقیه رسما در مورد امامت صبحت می کند، ما در دوره ائمه قبلی این امر را نداریم، در دوره آن ائمه بحث اصل امامت مطرح شده است اما در زمان امام رضا بحث علوی بدون تقیه بررسی شده است، و یکی هم بحث توحید است اینها را امام رضا بیان کرده است زیرا نگاه اهل سنت نسبت به توحید یک نگاه منفی هست قائل به تشبیه هستند و... .
نکته دیگر هم هست و آن گوناگونی گزارشات رضوی است، همه مطالب امام رضا تقریبا گزارش شده است، حالا در این همایش چرا سبک شناسی زندگی رضوی انتخاب شده است، دلیلش اینست که این ظرفیت برای دیگر ائمه وجود ندارد ما سبک زندگی امامها و معصومین را بخواهیم بدانیم فقط بیشتر گزارشها مربوط به چهار معصوم است:
پیامبرخدا، که تمام کارهایش گزارش شده است، دومین معصوم امام علی علیه السلام، سومین معصوم امام صادق علیه السلام هستو چهارمین معصوم هم امام رضا. بقیه ائمه خیلی گزارشات اندکی دارند.
مثلا در بحث های عبادی ریز تمام این مباحث بیان شده است یعنی اگر ما بخواهیم عبادتهای امام رابیان کنیم چگونه نماز می خواندند چه وقت قرآن می خواندند مثلا اینکه امام در نماز خواندن چه اذکاری را می گفتند یا نسبت به افراد چگونه بوده اند،و....
مثلا در نماز ظهر به گزارش رجاء ابن ابی ضحاک ـ پسر عموی وزیر مأمون و مامور تبعید حضرت از مدینه به مروـ می گوید: خلیفه دستور داد که امام را از غیر مناطق شیعه نشین بیاور، رجاء می گوید مأمون به من گفته تمام کارهای امام را گزارش کن، می گوید مثلا نزدیک ظهر امام تجدید وضو می کرد و چون زوال ظهر می شد امام شش رکعت نماز نافله می خواند سه نماز دو رکعتی، در هر رکعت بعد از حمد یکی از سوره های کوچک قرآن را می خواند رکعت اول کافرون و رکعت دوم توحید و در چهار رکعت دیگر توحید، در رکعت دوم قبل از رکوع قنوت می خواند، آنگاه اذان می گفت، دو رکعت دیگر نافله می خواند سپس بر میخواست و اقامه می گفت و نماز ظهر را بجای می آورد و از نماز که فارغ می شد تسبحات اربعه را بسیار بیان می کرد، بعد به سجده می رفت و سجده شکر به جای می آورد و در آن حال یکصد بار شکرلله می گفت. چون سر خود را از سجده بر می داشت شش رکعت نماز نافله عصر می خواند و همینطور تا آخر و این بار حمدلله می گفت.
یا نمونه دیگر گزارشهای خادمان امام است. امام خادم زیاد داشتند. امام کیسه ای چرمی داشتند بعد از نماز صبح کیسه چرمی که امام داشتند را می آوردند که در آن مسواک بوده است و اینکه چند نوع مسواک داشتند مسواک می زدند کندر استفاده می کردند، بعد هر روز بعد از نماز صبح پنجاه آیه را حداقل می خواندند و شایسته است شیعه هر روز پنجاه آیه را بخواند و شب هم مجددا قبل از خواب قرآن می خواندند. به هر حال آن چیزی که نسبت به گزارشهای امام قابل توجه است گوناگونی گزارشهاست.
منابع متعدد هم خوشبختانه از زمان امام رضا تا امروز تعریف شده است، یعنی در زمان امام رضا سلیمان بن داوود برای امام رضا کتاب نوشته است،
اگر تعداد و گونه های احادیث رضوی را بخواهیم بیان کنیم، اینگونه است، ما حدود ۲۴۰۰ روایت داریم که این روایات از امام رضا گزارش شده در کتاب مسند امام رضا آمده است. البته این تعداد تکراری هم دارد ولی شاید بدون تکرار بتوان ۱۸۰۰ روایت در نظر گرفت، فقهی ۱۰۳۸ اعتقادی ۷۹۴ احادیث اخلاقی احادیثی که خود امام به عنوان موعظه بیان کردند نسبت به دیگر ائمه کمتر است ۶۱ مورد می باشد، ۲۰۴ عنوان تفسیر قرآن روایت داریم از امام و ۲۱۲ نوادر، در بین کتب اربعه ۲۳۰۰ روایت است، که تهذیب و استبصار خیلی از آنها تکرار است.
منابع و کتب برای استفاده از احادیث امام رضا
در دوبخش می توانیم منابع را بررسی کنیم:
قبل از قرن پنجم
بعد از قرن پنجم
اول منابع حدیثی قبل از قرن پنجم:
چندتا کتاب به امام رضا نسبت داده اند که قابل توجه است صحیفه الرضا که در متون آمده است که گفته اند برای امام رضا است جالبی این کتاب اینست که کسی این را گزارش کرده است که شاگرد خود امام است احمد بن عامر طاعی می گوید امام سال ۱۹۴ برای ما کلاس گذاشته است امام مدینه بوده است یعنی امام در مدینه کلاس حدیث داشته است. احمد این را یاد گرفته بعدا به پسرش یاد داده که پسرش سال ۲۶۰ اینها را گزارش کرده است. متن موجود است کتاب هم الان هست در حالیکه متون و منابع اهل سنت بعد از کار ما تدوین شده است، متون صحاح همه بعد از این زمان است. ۲۰۳ روایت نبوی دارد، حدیثهائی که امام می گوید همه را مستند به پیامبر کرده است،
مسند الرضا کتاب دیگری است که ۴۰ حدیث دارد ولی این نویسنده اش همان سالی فوت کرده که امام شهید شده است،برخی از اصول ستة عشر که از اصول اولیه و کتابهای نخستین شیعه است سه صفحه داشته است در حالیکه این کتاب حداقل بیش از ده صفحه داشته است،
طب الرضا کتابی دیگر است که مأمون از امام می خواهد نظرات پژشکی شان را مطرح کند، بعدها که مأمون از امام جدا می شود و در مرزها رفته است نامه به امام می دهند که ما نیاز به طب داریم گویا آب آن مناطق آلوده بوده و مسلمانان جنگجو داشتند مریض می شدند امام خیلی زیبا مطرح می کنند که همانطور که مردم نیاز به پادشاه دارده بدن هم نیاز به پادشاه دارد که همان قلب است و الی آخر. منتها ما در انتساب طب الرضا به امام رضا تردید داریم ولی علامه عسگری قبول دارد. فقه الرضا وضعیت نسبتش به امام رضا خیلی ضعیفتر است و بعید است برای امام رضا باشد.
ما قبل از قرن از پنجم یک کتاب داریم که فکر می کنم شاهکار است و هنوز هم فکر نکنم مثل آن تألیف شده باشد و آن کتاب شریف عیون اخبار الرضا اثر شیخ صدوق است، وزیری در آل بویه بنام صاحب ابن عباد که وزیر شیعی است اما برخی می گویند زیدیه است و البته از اشعاری که در رثای امام رضا گفته است نشان میدهد که بعید است شیعه زیدیه باشد. وقتی که دو قصیده قشنگ این وزیر در رثای امامان و امام رضا به دست شیخ صدوق می رسد شیخ صدوق برای تشکر این کتاب را تألیف می کند. کتاب فوق العاده قشنگ است و اولش قصاید صاحب را می آورد و تجلیل می کند و روایت می آورد و بعد وارد مطالب کتاب وارد می شود.
عیون، دو جلد است ۶۹ باب دارد خیلی کتاب ارزشمندی است. در این ۶۹ باب تمام مطالب از تولد امام رضا و خواستگاری مادر امام رضا علیه السلام ریز گزارش شده است و موارد خاصی که در هیچ کجا یافت نمی شود (منفردات یعنی اینکه مطالبی که در این کتاب آمده و در هیچ کتاب دیگری نیامده است) در عیون به چشم می خورد.
مثلا از منفردات آن، روایت زندانی شدن امام در سرخس است که فقط شیخ صدوق آورده است. اباصلت می گوید که وقتی خواستم به دیدار امام نائل شوم گفتند که امام در زندان است و به زندان رفتم که زندانبان گفت امام فرصت ندارد زیرا تمام وقتش را در عبادت است شبانه روزی هزار رکعت نماز می خواند و وقتی پرسیدم چه وقتهائی وقت ایشان آزاد است گفتند قبل از اذان ظهر، و وقتی به دیدار امام رفتم دیدم امام در قل و زنجیر است و ... که دلیل به زندان افکندن امام این بوده که امام فرموده ما صاحبان مردم هستیم و مردم بندگان ما هستند ... البته به نظر می رسد این مطلب با بقیه روایات قدری ناسازگار است به ویژه با شخصیت سیاس مأمون و جایگاه امام رضا علیه السلام سازگاری ندارد.
اوج این کتاب باب ۴۰ است که تمام مباحث ولایتعهدی را آورده است، اگر کسی بخواهد سبک امام رضا را در ارتباط با حاکمان ببیند، امام چگونه تعامل کرده است و برخوردش شجاعانه و مقتدرانه است و بارها امر و نهی کرده است و حتی وقتی امام پیش مأمون می آید و می بیند کسی برای وضوی وی آب می ریزد امام ناراحت می شود و عتاب می کند و نمی گذارد و مأمون ناراحت می شود. چند مرتبه امام علناً علیه فضل و پسر عمویش و برادرش حسن بن فضل بحث می کند اینها مواردی است که امام برخوردهای قشنگی دارند و برخی اوقات شایعه انجام می شود که امام می فرماید باید علنی برخورد شود. مثلا وقتی گفتند که وقتی امام ولیعهد شده مرو دیگر باران نمی بارد و عوام هم از خدایشان است که این موارد را پخش کنند، مأمون به امام می گوید و امام می فرماید روز دوشنبه بگوئید بیاید دعای باران بخوانیم در بیابان، چون امام ولیعهد است تمام دعاهایش نوشته شده است و تمام دعاهای قنوتش است. بارها ابرها آمدند و مردم بلند شدند و امام گفتند این ابر برای شما نیست تا ده مرتبه و مرتبه یازدهم که امام فرمود این ابر برای شماست اما مقرر است تا به خانه نرسید نبارد، و وقتی به خانه رسیدند چنان بارانی آمد که رودهای مرو تماما پر شد.
یا مثلا نگاه حضرت به نماز، حضرت مجبور است که به نماز جمعه برود اما بسیار برای امام سخت است که امام پشت مأمون بخواند و وقتی بر می گشتند به خانه حضرت خیس عرق می شده و حضرت می فرموده اگر خلاصی من به مرگم راحت می شود در آن تعجیل بفرما. یا نماز عید قربان که از دعای آن می توان فهمید که نماز عید قربان بوده است ولی آن نماز خوانده نشد این موارد یا تذکر به خلیفه.
در نقلی آمده است که امام نشسته بوده مأمون آمد خیلی خوشحال از اینکه یک یا چند آبادی نزدیک کابل را که غیر مسلمان بودند را فتح کرده است و نامه را به امام می دهد که ببین ما پیروز شدیم امام با بی توجهی به وی می گوید چه فایده که دوتا روستا را هم آزاد کردی، تو اگر میخواهی حکومت کنی برو به بغداد مسلمانان دارند آنجا کشته می شوند و تو اینجا با گرفتن دو روستا خوشحال می شوی. این بیان امام خلیفه را دگرگون می کند و فرمان می دهد همان روز نیروها آماده بازگشت شوند.
عیون چندین ترجمه دارد یک ترجمه مرحوم آقا نجفی اصفهانی است که حدود سی سال پیش فوت کرده است یک ترجمه دیگر هست که بهتر است مرحوم غفاری و آقای مستفید با هم انجام داده اند که انصافا هم دقیق است و هم نسبت به ترجمه قبلی برتری های متعددی دارد. توجه به اشکالات روایات و همچنین تعارض ها و... را دو مترجم بیان داشته اند که بسیار مغتنم است.
بخشی دیگر از کتابهای قبل از قرن پنجم را می توان اشاره کرد که اختصاصی امام رضا نیست ولی نکات بسیاری دارد. مانند کتاب الکافی:
در کتاب کافی خیلی روایت های امام رضا آمده است. مثلا خواهر امام نقل می کند که دیدم امام رضا با جنیان صبحت می کند و خواستم من هم صحبت کنم که امام گفتند نه برای شما خوب نیست و احتمال اذیت شدن داری. اصرار خواهر سبب می شود که جنیان با ایشان صحبت کنند. وقتی یک صدائی همچون سوت می شنود خواهر امام رضا چنان مریض می شود که تا یکسال در بستر می ماند.
کتاب ارشاد که کتاب شایسته ای برای تاریخ است دانشمندی مثل شیخ مفید نوشته است که زندگینامه همه ائمه را آورده است یک کتاب بسیار معتبر است جلد اول درباره امام علی علیه السلام و جلد دو برای بقیه ائمه است، حدود سی صفحه درباره امام رضا متن آورده است، یکی از ترجمه های خوب آن برای محمد باقر ساعدی خراسانی است این بخش احادیث مربوط به امام رضا و شخصیت وی است.
تحف العقول، کتاب دیگر قبل از قرن پنجم است که ابن شعبه حرانی گردآوری کرده است که تعدادی روایت قشنگ از امام رضا آورده است که یکی از آنها متنی است که امام رضا برای مأمون نوشته است که مأمون می گوید آقا می خواهم خلاصه کل دین را برایم بنویسی، که بحث شرایع را مطرح کرده است و چندتا مناظره جالب را نیز آورده است.
متون مختلف کافی و صدوق جالب است. مثلا یک جا امام رضا مطلبی حسن بن جهم نقل می کند که رفتم پیش امام رضا گفتم آقا ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید، بعد امام گفت فکر می کنی که من تو را فراموش می کنم می گوید من با خودم فکر کردم که ما شیعه هستیم و امام هم که امام شیعه هست و امام شیعیان را فراموش نمی کند و بعد گفتم آقا شما ما را فراموش نمی کنی امام فرمود بر اساس چه استدلالی گفتی گفتم این استدلال بنده است حضرت فرمود درست هر چقدر شما به یاد ما باشید ما هم همان اندازه به یاد شما هستیم. این روایت ها هم در کافی و هم در متون شیخ صدوق موجود است.
منابع بعد از قرن پنجم:
منابع غیر اختصاصی به روایات رضوی:
این آثارپیش از قرن پنجم بود که از این به بعد همه خوشه چین همان آثار قبلی هستند که من چندتا از اینها را یاد کنم. یکدسته از اینها غیر اختصاصی هست یعنی برای همه ائمه هست و احادیث امام رضا هم در آن آمده مانند:
احتجاج طبرسی، اعلام الوری، الخراج و الجرائح و اثبات الهداة؛
الاحتجاج:حدود ۴۴ صفحه از احادیثی که در احتجاج و مناظرات آمده مخصوص امام رضا علیه السلام است.اگر به کتاب احتجاج مراجعه کنید طبرسی برای امام باقر کلا ده صفحه احتجاج آورده است این مناظرات متعددی که آمده خیلی قابل استفاده است از این جهت که شیوه تعامل با پیروان فرق و ادیان را می توان دریافت. امام در این مناظرات حتی با ستاره پرست ها نیز مناظره کرده اند، با اهل سنت، یک مناظره زیبا با مأمون هست که طبرسی آورده است، مناظره مأمون درباره اهلبیت علیهم السلام است که حدود ۲۴-۳۰ آیه قرآن را امام پیوسته می خواند، و جالب است که مأمون هم به قرآن مسلط است و آیه می خواند. علامه فضل الله از این مناظرات یک شیوه مناظره را کشف کرده است که اگر بخواهیم با دشمن مناظره کنیم شیوه چیست. مثلا امام در مناظره به مأمون می گوید تو نظرت چیست برخلاف ما که فکر می کنیم در مناظره باید اول ما نظرمان را بگوئیم امام اول گوش می کند بعد اشکال می کند و در هر مرحله می گوید قبول کردی وقتی قبول کرد به مرحله بعدی میرود.
احتجاج هم چندتا ترجمه دارد که یکی از آنها برای آقای غفاری مازندرانی است، اعلام الوری هم برای خاندان طبرسی است که در آن هم بخشی مربوط به امام رضا است. آقای عطاردی هم یک بخش کتاب را ترجمه کرده است.
مناقب ابن شهر آشوب برای همین بیان مناقب و ویژگی ها است در جلد چهارم خلقیات و برخوردهای امام رضا را دارد. مثلا می نویسد امام به حمام عمومی وارد شدند فردی امام را نشناخت صدا کرد گفت می شود آقا پشت مرا کیسه بکشی امام شروع به کیسه کشیدن کردن و این فرد متوجه شد که هر کسی می آید به آقا سلام می دهد معلوم می شود که این واقعه در مرو بوده است وقتی این حادثه را دید عذر خواهی کرد و هر چه خواست امام توجه نکرد و ادامه داد.
الثاقب فی المناقب هم موارد معجزات را آورده است، اثبات الهداة از کتبی است که معمولا ما حدیثی ها نسبت به آن بیگانه هستیم، شیخ حر عاملی کار کرده در پنج جلد که جلد چهارم باب ۲۴ از ص ۲۸۲ تا ۳۸۰ حدود صد صفحه فقط روایات درباره امام است. حدود ۲۰۰ روایت درباره امام رضا مطرح کرده است. فکر نمی کنم ترجمه شده باشد.
در بحث اختصاصی ها از بحار شروع کنیم.
بحارالانوار ج ۴۳ که اختصاص به امام رضا دارد. آقای خسروی این را ترجمه کرده است و در مقدمه می گوید وقتی این کتاب را دیدم من از ابتدای طلبگی می خواستم برای ائمه شرح حال بنویسم ولی وقتی به بحار مراجعه کردم دیدم هیچ کاری کاملتر از این نیست بنابراین مجلداتی که در بحار درباره ائمه است را ترجمه کردم. عنوان جلد مربوط به امام رضا اینست: مباحث زندگی امام رضا.
کتبی که برای قبل از قرن پنجم بوده است برای کسی که می خواهد در این دوره مقاله کار کند باید عیون اخبار الرضا را کار کند بعد اگر کسی خواست موارد دیگر را کار کند ارشاد شیخ مفید مخصوصا درباره شیوه سیاسی امام رضا با حکام خوب است. بعد از قرن پنجم برای بحث های مناظره ای کتاب احتجاج، مناقب هم برای موضوعات اخلاقی، اثبات الهدی مجموع روایات است.
اما کتابهای متعددی در قرن حاضر نیز انجام شده است که بسیار شایسته است. البته بیشتر گردآوری است و تحلیلی کمتر است.
یک کتاب خوب که کتاب مسند الامام رضا دو جلدی است که آقای عُطاردی دهه هفتاد شمسی انجام داده است کار خوبی است. ولی خوب شیوه اش قدیمی است و کارش سنتی و پر تکرار است. تنظیم آن مثل کتاب کافی است. کتاب ارزشمندی است. اول مقداری در مورد امام رضا و بقیه تماما احادیث امام رضا است که بعدا خودش با عنوان اخبار و احادیث امام رضا ترجمه کرده است.
کتاب دیگر تحلیلی از زندگانی امام رضا است مرحوم علامه فضل الله انجام داده ترجمه فارسی (مترجم: سید محمد صادق عارف)با همین عنوان شده است. مباحث آن جالب است مباحث فکری امام رضا است یعنی از جهت اندیشه امام رضا را بحث کرده است.
کتابی که بنظر می رسد برای مقاله نویسی در بین کتب موجود کتاب خوبی است کتاب حیاة الامام علی بن موسی الرضا اثر مرحوم باقر شریف قرشی است. ایشان اهل علم بوده اند و در نجف زندگی می کردند و بعد از صدام به ایران آمدند و خیلی هم اخلاص داشتند و هر کاری که به ایشان گفته می شد که انجام نشده است، انجام می دادند. آقای خواجه پیری می گفتند ایشان در بیمارستانی در هند دیالیز می شدند که من به عیادت ایشان رفته بودم، در آنجا گفتم آقا شما در مورد تمام ائمه کار کردید اما در مورد دشمنان اهلبیت کار نکردید به ویژه درباره معاویه. ایشان گفتند آره کار خوبی است و در همان لحظه شروع به یادداشت کردند و یک صفحه نوشت و گفت من بسم الله آنرا گفتم که بعدا بنویسم.
بعد که حالشان خوب شد و آمد این کار را انجام داد. کتاب حیاة الامام علی بن موسی الرضا ایشان خیلی خوب است تمامی خواهر و برادرهای امام را ذکر کرده است مهمترین نقص کتاب پاورقی های ناتمام است. خیلی مطالب پاورقی ندارد با جستجو پیدا می شود ولی پاورقی ندارد یا نوشته است کافی ولی ادامه را ذکر نکرده است.
یک کتاب از آقای جعفر مرتضی عاملی که زنده است در لبنان به عنوان الحیاه السیاسیه امام رضا که ترجمه هم شده است آقای جعفر مرتضی عاملی یک اصل اولیه در زندگی اش دارد که سنی ها دروغ می گویند بر همین مبنا هر چه از شیعه باشد را قبول می کند وگرنه اهل سنت را با شک و شبهه برخورد می کند و در کتاب خود الصحیح من سیره النبی الاعظم تمام این را با نگاه شک و شبهه بررسی کرده است و در مورد امام رضا هم کتاب خوبی دارد.
کتاب دیگر جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا است، که امام از مدینه تا مرو از کدام راهها و شهرها رفتند و هر شهری هر اتفاقی افتاده مسلسل وار اشاره کرده است. مثلا وقتی امام به اهواز وارد می شود امام برای کاری تقاضای نیشکر می کنند مردم می گویند فصل نیشکر تمام شده امام می فرماید بگردید پیدا می شود افراد به دنبال نیشکر می روند و پیدا می کنند وجریانی دارد.... یا در همین کتاب در یکی از گزارشات امام در گذر از یکی از محله های اهواز در آنجا در یک قریه ای حضرت به سجده می رود و کل متن سجده امام رضا را راوی گزارش کرده است و قبل از رسیدن به اهواز راوی می گوید آقا به من اجازه بدهید رجاء بن ابی ضحاک مامور تبعید شما را بکشم، امام منع می کنند و می فرمایند اگر او را بکشی بخاطر او تو را می کشند و یک مؤمن بخاطر یک کافر کشته شود و این شایسته نیست و ما به تو احتیاج داریم.
سوال آیا امام از شلمچه هم گذشته اند؟
آقای غلامعلی در توضیح: با توجه به مستندات و اینکه مأمون امام را از راه شمال منع کرده بوده است چون در آن زمان دو راه بوده یکی از شمال که از کاظمین و اصفهان و قم می گذشته و دیگری که ظاهرا از مرز مهران کنونی و اهواز و شلمچه می گذرد. برخی مفردات هم در این باره هست که امام در بین راه چادری می زنند و می فرمایند من در این چادر وارد می شوم تا هفت روز کسی سراغ من نیاید امام در هر روز طی الارض می کنند به یک شهری، یک روز به مکه یک روز به مدینه و ... که در سفر ایشان به مکه والی مکه امام را احترام و اکرام می کنند و نامه به مأمون می نویسدکه امام رضا در مکه بوده است، مأمون وقتی به امام می گوید امام می گوید نه من نبوده ام و امام قبول نمی کند.
سوال: مساله ضامن آهو بودن امام در کجاست؟
آقای غلامعلی: ضامن آهو را در جائی نیافتیم. البته در کتاب عیون اخبارالرضا هست که بعد از شهادت آهوئی از دست شکارچی بر سر مزار و حرم امام می رود ولی آنچه مشهور است را پیدا نکرده ایم.
دائره المعارف بزرگ اسلام که هلند منتشر کرده است هر امامی را معرفی کرده است خیلی کوتاه . افرادی اینرا ترجمه کرده اند و اسم آن کتاب تصویر امامان شیعه در دائره المعارف بزرگ اسلام، است که نگاه مستشرقان خیلی جالب است. در اینجا در مقاله ای تصریح می کند که امام رضا تا سال ۲۰۰ از سیاست خبر نداشت وهیچ بلد نبود زیرا تا سال ۹۹ که نامه آمد امام در کار سیاست وارد شد و این را اشکالی بر کار مأمون می داند که چرا ولیعهد تو یک فردی بوده که سیاست نمی دانسته! این نگاه غربی مستشرق است و آقای عبدالرضا عرب آنرا نقد و بررسی کرده است.
و من توصیه می کنم برای نوشتن مقاله حتما عیون اخبارالرضا، احتجاج طبرسی، مسند امام رضا و حیاة الامام رضا را مطالعه کنید. نرم افزار های «کتابخانه تخصصی امام رضا»و «سیره معصومین» نیز اثر مرکز کامپیوتری نور است که برای نگارش مقاله خوب است. ترجمه فارسی غالب آثار مرتبط را در این دو نرم افزار می توان دید.