مطالعه کتاب خرید کتاب
عنوان کتاب : ترجمه جلد یازدهم بحارالانوار (زندگانی امام صادق ع)
پديدآورنده : محمد تقی مجلسی
محل نشر : تهران
ناشر : اسلامیه
نوبت چاپ : سوم
تاریخ انتشار : 1377
تعداد جلد : 1
جستجو در Lib.ir

ترجمه جلد یازدهم بحارالانوار (زندگانی امام صادق ع)

ترجمه جلد یازدهم بحارالانوار (زندگانی امام صادق علیه السلام )

ترجمه جلد یازدهم بحارالانوار (زندگانی امام صادق علیه السلام )
مشخصات کتاب:
عنوان و نام پدیدآور: ترجمه جلد یازدهم بحارالانوار زندگانی امام ششم حضرت صادق علیه السلام /
مترجم موسی خسروی .
عنوان قراردادی: بحار الانوار.فارسی.برگزیده
سرشناسه: مجلسی ، محمد باقربن محمدتقی ، ‫۱۰۳۷ - ۱۱۱۱ق.
ناشر: تهران : اسلامیه ‫ ، ۱۳۷۷ -
مشخصات ظاهری: ‫ ج. شابک: ‫دوره ‫: ‫ ۹۶۴-۴۸۱-۰۹۸-۸ ؛ ‫ج. ۲ ‫: ۹۶۴-۴۸۱-۰۰۱-۵ ؛ ‫ ج. ۱۱ (ق. ۲، چاپ سوم) ‫: ‫ ۹۷۸-۹۶۴-۴۸۱-۰۰۱-۵ ؛ ‫دوره (چاپ سوم) ‫ ۹۷۸-۹۶۴-۴۸۱-۰۹۸-۵:
یادداشت: فهرستنویسی بر اساس جلد دوم، چاپ دوم.
یادداشت: چاپ سوم: ۱۳۸۸(فیپا).
موضوع: جعفربن محمد (ع)، امام ششم ‫، ۸۳ - ۱۴۸ق.
موضوع: احادیث شیعه -- قرن ۱۴.
شناسه افزوده: خسروی ، موسی ، ‫ ۱۳۰۴ - ، مترجم
رده بندی کنگره: ‫ BP۱۳۵ ‫ /م ۳ب ۳۰۴۲۱۲۸ ۱۳۷۷
رده بندی دیویی: ‫ ۲۹۷/۷۵۰۷
شماره کتابشناسی ملی: م ۷۹-۲۵۹۶۸

عناوین اصلی کتاب :
ولادت و وفات و مدت زندگانی امام ششم علیه السلام؛
اسم ها و نقش انگشتری و شمائل امام صادق علیه السلام؛
تصریح به امامت حضرت صادق علیه السلام ...

بخشی از کتاب:

کافی ج ۱ ص ۴۷۲ می‌نویسد:
حضرت صادق علیه السلام در سال هشتاد و سه متولد شد و در شوال سال صد و چهل و هشت از دنیا رفت شصت و پنج سال زندگی کرد و در بقیع دفن شد. مادرش ام‌فروه دختر قاسم بن محمد که مادر او اسماء دختر عبدالرحمن بن ابی‌بکر بود.
شهید در دروس می‌نویسد: امام صادق علیه السلام روز دوشنبه هفدهم ربیع‌الاول سال هشتاد و سه متولد شد و در همان مدینه در ماه شوال بعضی نیمه رجب نوشته‌اند روز دوشنبه سال صد و چهل و هشت از دنیا رفت در سن شصت و پنج سالگی مادرش ام‌فروه دختر قاسم بن محمد. جعفی گفته اسمش فاطمه بود و کنیه‌اش ام‌فروه [۱]
در مصباح کفعمی ص ۵۲۳ می‌نویسد:
روز دوشنبه هفده ربیع‌الاول سال ۸۳ متولد شد در زمان عبدالملک مروان و در روز دوشنبه نیمه رجب سال ۱۴۸ به وسیله انگور مسموم از دنیا رفت.
ثواب الاعمال ابوبصیر گفت خدمت ام‌حمیده رسیدم که او را به درگذشت حضرت صادق علیه السلام تسلیت بگویم شروع به گریه کرد من نیز از گریه‌ی او اشکم جاری شد. گفت اگر هنگام درگذشت حضرت صادق می‌بودی چیز عجیبی مشاهده می‌کردی.
گفت حضرت صادق چشم باز کرد و فرمود هرکس با من خویشاوندی دارد بگوئید بیاید. همه را جمع کردیم. نگاهی به آنها نموده فرمود: «إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاة» به شفاعت ما نخواهد رسید کسی که نماز خود را سبک شمارد.
در غیبت شیخ طوسی ص ۱۲۸ هشام بن احمر از سالمه کنیز حضرت صادق علیه السلام نقل کرد که گفت من هنگام درگذشت آن جناب حضور داشتم. بیهوش شد همین که به هوش آمد فرمود به حسن بن علی بن علی بن الحسین که مشهور به افطس بود هفتاد دینار بدهید و به فلان کس فلان مبلغ و به فلانی این قدر.
عرض کردم آقا به کسی پول می‌دهی که با کارد به تو حمله کرد و قصد کشتن شما را داشت؟! فرمود نمی‌خواهی از کسانی باشم که خداوند درباره آنها فرموده «والذین یصلون ما امرالله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب» [۲] بلی سالمه! خداوند بهشت را آفرید و آن را خوشبو کرد که بوی خوش آن از دو هزار سال راه به مشام می‌رسد ولی بوی بهشت را نافرمان پدر و مادر و قطع کننده‌ی رابطه‌ی خویشاوندی حس نخواهد کرد.
غیبت طوسی - ابوایوب خوزی گفت منصور دوانیقی نیمه شب از پی من فرستاد وقتی رفتم روی تخت نشسته بود مقابلش شمعی می‌سوخت و در دست نامه‌ای داشت تا سلام کردم نامه را پیش من انداخت و شروع به گریه کرد. گفت این نامه محمد بن سلیمان است نوشته است که جعفر بن محمد از دنیا رفته - (انا لله و انا الیه راجعون) سه مرتبه این کلمه را گفت کجا می‌توان چون جعفر بن محمد پیدا کرد. به من گفت بنویس. اول نامه را نوشتم، گفت بنویس اگر شخص معینی را وصی خود قرار داده گردنش را بزن. جواب نامه آمد. که پنج نفر را وصی خود قرار داده یکی از آنها خود منصور ابوجعفر است، علی بن سلیمان، عبدالله و موسی دو پسرش و حمیده. منصور گفت نمی‌توان اینها را کشت.
مناقب - داود بن کثیر رقی گفت: مرد عربی پیش ابوحمزه ثمالی آمده چیزی پرسید - ابوحمزه گفت حضرت صادق از دنیا رفت. عرب ناله‌ای زده بیهوش شد. وقتی به هوش آمد پرسید کی را وصی قرار داده گفت بلی و پسر خود عبدالله و موسی و منصور دوانیقی را وصی خود قرار داده ابوحمزه لبخندی زده گفت:
الحمدلله که ما را هدایت نمود و ما را به بزرگتر آشنا کرد و کوچکتر را معرفی نمود و مطلب بزرگی را پنهان داشت.
توضیح خواستند از این جملات مبهمش.
گفت: عیب های پسر بزرگتر را نمود و ما را راهنمائی به فرزند کوچکتر موسی بن جعفر نمود و وصی واقعی را از منصور پنهان کرد اگر او بگوید وصی جعفر بن محمد کیست بگویند خودت.
اعلام الوری ص ۲۶۶ می‌نویسد: در هفدهم ربیع‌الاول سال هشتاد و سه هجرت امام صادق علیه السلام متولد شد و در نیمه رجب بعضی در شوال گفته‌اند سال ۱۴۸ هجری از دنیا رفت در سن ۶۵ سالگی با جد و پدر خود دوازده سال بود بعد از درگذشت جدش با پدر خود نوزده سال و بعد از پدر ایام امامتش سی و چهار سال بود.
در ایام امامت آن جناب بقیه حکومت هشام بن عبدالملک و حکومت ولید بن یزید بن عبدالملک و حکومت یزید بن ولید بن عبدالملک که مشهور به ناقص بود و حکومت ابراهیم بن ولید و حکومت مروان بن محمد مشهور به حمار و در سال صد و سی و دو ابومسلم خراسانی قیام کرد که در نتیجه سلطنت از بنی‌امیه به بنی‌عباس که اولین خلیفه آنها عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس معروف به سفاح بود منتقل گشت. او چهار سال و هشت ماه حکومت کرد پس از او برادرش ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی بیست و یک سال و ده ماه حکومت را در عهده داشت حضرت صادق علیه السلام در سال دهم حکومت او از دنیا رفت و در بقیع کنار پدر و جد و عموی خود امام حسن مدفون شد.
کافی ج ۱ ص ۴۷۵ - یونس بن یعقوب از حضرت موسی بن جعفر نقل کرد که فرمود من پدرم را در دو پارچه مصری معروف به شَطَوی که در آنها احرام بسته بود کفن کردم و یکی از پیراهنهای خود آن جناب و عمامه‌ای که متعلق به علی بن الحسین علیه السلام بود و بردی که آن را چهل دینار خریدم.
در روایت دیگر از عمرو بن سعید آخرش اضافه می‌نماید آن برد اگر امروز می‌بود چهارصد دینار می‌ارزید.
کافی - اسحاق بن جریر گفت حضرت صادق فرمود سعید بن مسیب و قاسم ابن محمد ابن ابی‌بکر و ابوخالد کایکی از اشخاص مورد اعتماد پدرم بودند و مادرم زنی باایمان و پرهیزکار و نیکوکار بود خدا نیکوکاران را دوست دارد.
کافی - وقتی حضرت باقر از دنیا رفت حضرت صادق دستور داد در آن خانه‌ای که می نشست چراغ روشن کنند تا وقتی که حضرت صادق از دنیا رفت موسی بن جعفر علیه السلام نیز همان کار را کرد نسبت به خانه حضرت صادق تا وقتی آن جناب را به طرف بغداد بردند دیگر نفهمیدم چه شد.