تاريخ: دوشنبه 1394/8/25

421 - تبیین روایات مربوط به فخرفروشی (۲)

و هَب لي مَعالِيَ الأَخلاقِ، وَ اعصِمني مِنَ‌ الفَخر‌.[۱]

در تبیین این فراز نورانی بیان شد که روایاتی که درباره فخر و افتخار کردن رسیده است، به چهار دسته قابل تقسیم است. دسته اول روایاتی بود که در آنها مطلق افتخار کردن و بالیدن مورد نکوهش قرار داشت.

دسته دوم

اما دسته دوم روایاتی است که به نکوهش افتخار کردن به اموری که در واقع افتخار نیست، اختصاص دارد، مثل افتخار کردن به پدران و نسَب.

در روایتی از امیر المؤمنین علیه السلام چنین وارد شده است:

المُفتَخِرُ بنفسِهِ‌ أشرَفُ مِن المُفتَخِرِ بأبيهِ.[۲]

کسی که به خودش افتخار می‌کند شریف‌تر است از کسی که به پدرش افتخار می‌کند.

در این بیت هم همین مطلب مورد اشاره است که می‌گوید:

افتخار به پدران در جایی که آنها فاسق و کافر و جاهل باشند بدتر است. از امیر مؤمنان علی علیه السلام روایت شده که پس از تلاوت آیه ﴿أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ* حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِر﴾[۳] فرمود:

أفَبِمَصارِعِ آبائهِم يَفخَرُونَ‌، أم بِعَدِيدِ الهَلكى‌ يَتَكاثَرُونَ؟! يَرتَجِعُونَ مِنهُم أجساداً خَوَت، و حَركاتٍ سَكَنَت، و لَأن يكونوا عِبَراً أحَقُّ مِن أن يكونوا مُفتَخَراً![۴]

آيا به گورهاى پدرانشان افتخار مى‌كنند؟ يا به فزونىِ شمار هلاك‌شدگان [خود] به هم مى‌نازند؟ از پيكرهايى كه بى‌جان و متلاشى شده‌اند و از حركت‌ها باز ايستاده‌اند، بازگشت به اين جهان را چشم دارند. حال آن كه آن مردگان مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا باعث فخرفروشى.

در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است:

أتى‌ رسولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله رجُلٌ فقالَ: يا رسولَ اللَّهِ، أنا فلانُ ابنُ فلانٍ حتّى‌ عَدَّ تِسعَةً، فقالَ لَهُ رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: أما إنّك عاشِرُهُم في النارِ.[۵]

شخصی آمد خدمت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و عرض كرد: یا رسول الله! من «فلان بن فلان» هستم و تا نُه پشت خود را بر شمرد. پيامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به او فرمود: بدان كه تو دهمين نفر آنان در دوزخ هستى!

و این نشان می‌دهد که حضرت به چه شدتی با فخر فروشی برخورد می‌کردند. چنانچه نقل شده است وقتى دو نفر در حضور حضرت علی علیه السلام بر يكديگر فخرفروشى می‌کردند، فرمود:

أتَفتَخِرانِ بأجسادٍ بالِيَةٍ، و أرواحٍ في النارِ؟! إن يَكُن لكَ عَقلٌ فإنَّ لكَ خُلقاً، و إن يَكن لكَ تَقوىً فإنَّ لكَ كَرَماً، و إلّا فالحِمارُ خَيرٌ مِنكَ و لَستَ بخَيرٍ مِن أحَدٍ.[۶]

آيا به پيكرهايى پوسيده و روح‌هايى كه در آتش‌اند به يكديگر فخر مى‌فروشيد؟ اگر عقل و خرد داشته باشى، از خوى و خصلتى برخوردارى و اگر با تقوا باشى، كرامت و بزرگوارى دارى و گرنه الاغ از تو بهتر است و تو از هيچ كس بهتر نيستى.

بنا بر این، در این دسته روایاتی قرار دارد که از افتخار به اموری که مایه فخر نیست نهی می‌کنند و امیداوریم ما چنین نباشیم.


[۱] الصحيفة السجّاديّة: الدعاء ۲۰.
[۴] نهج البلاغة، الخطبة ۲۲۱.

  • 421 - تبیین روایات مربوط به فخرفروشی (۲) (دانلود)