73
فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام

3 . تبلور عاطفه و ارادت به اهل بيت عليهم السلام‏

تحليل صحيح نهضت حسينى نمى‏تواند جايگزين تلاش و به كارگيرى هنر در جهت جوشش عواطف و احساسات مردم نسبت به حادثه خونين كربلا گردد ، در سازندگى معنوى ، عاطفه و احساسات نقش ويژه‏اى دارد كه هيچ چيز ديگر نمى‏تواند جاى آن را پر كند و لذا اهل بيت عليهم السلام تأكيد ويژه‏اى در مورد گرياندن و گريستن بر مصايب سيد الشهدا داشتند ، و خود نيز با تشويق مرثيه‏سرايان و استماع مرثيه آنان‏۱ زمينه گسترش اين فرهنگ را در ميان پيروان خود فراهم مى‏كردند ، چنان كه از يكى از شعراى معاصر امام باقر عليه السلام به نام كميت نقل شده كه پس از مرثيه‏سرايى نزد آن حضرت و گريستن آن

1.ر . ك : دانش‏نامه امام حسين عليه السلام : بخش يازدهم / فصل دوم : مصيبت خوانى براى حسين عليه السلام ، و فصل چهارم : گريستن و گرياندن بر سيد الشهدا و يارانش / ثواب گريه بر آنان.


فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام
72

به وجود مى‏آورد ، چه لزومى دارد كه ما به خيال خودمان ، براى مجلس آرايى كارى كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفه واقعى‏اش دور بماند ؟۱
و بدين سان مرثيه‏سرايى براى سيد الشهدا اگر توأم با اخلاص و صداقت باشد ، كارى است بس ارزشمند و اگر هدف مجلس‏آرايى و دنياطلبى باشد بسيار زيانبار و خطرناك است .۲

1.سخنان معظم له در جمع روحانيون استان كهكيلويه و بوير احمد در آستانه ماه محرم «۱۷ / ۳ / ۱۳۷۰» .

2.در اين باره ، يكى از مراجع تقليد معاصر ، رؤياى صادقه آموزنده‏اى را از استاد خود ، فقيه بزرگوار، آية اللَّه سيّد عبد الهادى شيرازى رحمه اللَّه عليه نقل كرده كه خلاصه آن ، چنين است : هنگامى كه خبر درگذشت آية اللَّه سيّد جعفر شيرازى (برادر همسر آية اللَّه سيّد عبد الهادى شيرازى، كه ظاهراً در اواخر عمر ، براى معالجه به تهران آمد و به عالم بقا پيوست و قبر وى، در حرم حضرت عبد العظيم حسنى عليه السلام ، نزديك مزار ابو الفتوح رازى است) به آية اللَّه آقا سيّد عبد الهادى شيرازى رسيد ، من كنار استاد بودم . ايشان ، سرِ خود را نزديك گوش من آورد و فرمود : قضيّه‏اى در باره آقا سيّد جعفر دارم كه تا زنده بود ، نگفتم . اكنون كه فوت شده ، مى‏گويم : شبى خواب ديدم كه در بيرونىِ منزل (همان جا كه محل تدريس بنده است) ، دو كرسى گذاشته‏اند. بعد، حضرت سيّد الشهدا عليه السلام و عبّاس عليه السلام وارد شدند و روى اين دو كرسى نشستند . عبّاس عليه السلام ، دفترى را باز كرد و من ، متن آن را مى‏ديدم . امام حسين عليه السلام ، به يكى از نام‏هايى كه در آن دفتر بود ، اشاره كرد و فرمود : «اين اسم را قلم بزن!» . عبّاس عليه السلام ، آن نام را قلم زد . بعد، امام عليه السلام فرمود : «جاى آن ، نام آقا سيّد جعفر را بنويس!» . عبّاس عليه السلام ، نام ايشان را نوشت و دفتر را بست و رفتند . مرحوم آية اللَّه شيرازى ، سپس فرمود : من از عظمت آن رؤيا ، تا صبح نخوابيدم . فرداى آن روز ، وقتى آقا سيّد جعفر آمد ، به ايشان گفتم : من ديشب ، خوابى ديدم كه از عظمت آن ، تا صبح نخوابيدم . ايشان گفت : زود داستان خوابت را بگو . من هم آن خواب را براى آقا سيّد جعفر ، نقل كردم . ايشان، با شنيدن آن ، منقلب شد و گفت : قضيّه ، اين است كه من ديشب (شب اوّل محرّم) ، در حرم بودم . بعد به اين فكر افتادم كه من ، يك عمر براى امام حسين عليه السلام گريه كرده‏ام ؛ امّا كسى را نگريانده‏ام و اين اجر ، نصيب من نشده است . اين موضوع ، فكر مرا مشغول كرد . رفتم و جستجو كردم و كتاب جلاء العيون مجلسى را پيدا كردم . به خانه آمدم و زن و بچّه‏ام را دور هم جمع كردم و گفتم : از امشب ، من مى‏خوانم و شما هم گريه كنيد . ايشان ، پس از نقل اين رؤيا ، اضافه كرد كه : رؤياى آية اللَّه شيرزاى ، در همان شب ، يعنى شبِ اوّل محرّم و برپايى نخستين جلسه سيّد جعفر بوده و من ، هر وقت براى زيارت به حرم حضرت عبد العظيم عليه السلام مى‏آيم ، قبر ايشان را نيز زيارت مى‏كنم .

  • نام منبع :
    فرهنگ‌ نامه مرثيه‌سرايي و عزاداري سيدالشهدا عليه السلام
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1387
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 83349
صفحه از 133
پرینت  ارسال به