گزارشى از جلسات نقد و بررسى كتاب مكتب در فرآيند تكامل بخش دوم و سوم كتاب‏ - صفحه 161

ايشان افعال شنيع انجام مى‏داده است. اين فرد اسحاق‏بن محمّد نخعى است كه از قضا خود راوى آن است. ۱ خود او مى‏گويد كه من قصد بدى داشتم، امّا قبل از اينكه كارى انجام بدهم، امام مرا توبيخ كردند و حتّى به همين سبب مرا اخراج كردند. بسيارى از شارحان كتاب كافى اين روايت را تضعيف كرده‏اند و علّت نقل آن را به اين دليل دانسته‏اند كه كلينى در واقع، خواسته كرامتى از امام را نقل كند. ضمن اينكه خود متن روايت - بر مبناى قبول صحّت آن - نشان‏دهنده علم غيب امام است.
در صفحه 142 اشاره كرده‏اند كه آن حضرت كتابى را به شيعيان خويش دادند كه بعدها معلوم شد كه كتاب «يوم و ليلة» ابن‏خانبه است. بايد توضيح داد كه اين مسئله مختصّ به زمان امام حسن عسكرى عليه السلام نبوده است؛ بلكه در زمان ائمّه ديگر هم گاهى ائمّه كتابهاى برخى از شاگردان خود را - كه مجموعه‏اى از روايات آنها بوده است - به ديگر اصحاب خود داده و آنها را به مطالعه آن توصيه مى‏كرده‏اند. براى مثال يكى از شاگردان امام صادق عليه السلام به نام عبيداللَّه بن على حلبى، كتابى در زمينه احكام نوشت و آن را به ايشان عرضه كرد. اين كتاب را امام به شيعيان ديگر خود دادند تا به آن عمل كنند. ۲
مؤلّف در صفحه 153، اشاره مى‏كنند به وصيّت‏نامه امام حسن عسكرى عليه السلام كه در آن، مادر خود را به عنوان وصىّ معرّفى نمودند. شيخ طوسى در توضيح اين مطلب مى‏گويد: ممكن است كسى اشكال كند كه اگر ابامحمّد فرزندى داشت، او را در وصيّت‏نامه خويش نام مى‏برد. در پاسخ مى‏گوييم كه تولّد آن فرزند براى حفظ جان او مخفى نگاه داشته شد؛ چرا كه خليفه عبّاسى قصد كشتن او را داشت. ۳ امّا دليل ديگر اين كار آن بوده كه امام عليه السلام به اين وسيله، بطلان ادّعاى جعفر را نشان دهند و براى شيعيان معلوم شود كه او امام نيست. به اين دليل كه جعفر براى دستيابى به ميراث آن حضرت نزد قاضى شكايت برد تا براساس فقه اهل سنّت، سهمى از ارث داشته باشد؛ در حالى كه در فقه شيعه، تا زمانى كه وراث

1.كافى، ج ۱، ص ۵۱۱

2.رجال نجاشى، ص ۲۳۱

3.غيبت شيخ طوسى، ص ۱۳۷

صفحه از 155