پيش از نزول آيه) عمل آنان را ثبت كرده است؛ نه اينكه در آينده ثبت كند. پس آيه به روشنى، بيانگر استمرار كتابت اعمال بندگان است. و در حقيقت، از سنّت حكيمانه خداوند بر ثبت اعمال بندگان حكايت دارد.
از نظر نويسنده دانشمند مناهج البيان، صيغه مضارع (چه همراه با «سين» و چه بدون آن) گاهى بر استمرار دلالت مىكند و بيانگر سنّت حكيمانه خداوند است. آيه (سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى) نيز از سنّت خداوند بر استمرار اِقراء علم بر پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و مصون داشتن ايشان از نسيان، خبر مىدهد. ۱
آيه بعد نيز بيانگر عدم استقلال پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله در حفظ و فراموش نكردن وحى است؛ آنجا كه خداوند مىفرمايد:
(إِلاَّ مَا شَاءَ اللَّهُ).۲
علّامه طباطبايى در اينباره مىنويسد:
و قوله (إِلاَّ مَا شَاءَ اللَّهُ) استثناء مفيد لبقاء القدرة الإلهيّة على إطلاقها. ۳
و فقره (إِلاَّ مَا شَاءَ اللَّهُ) استثناء است و از آن، بقاى قدرت خداوند بر اطلاقش استفاده مىشود.
آيتاللَّه ملكى ميانجى از اين آيه استفاده مىكند كه اِقراء رسول از سوى خداوند و فراموش نكردن ايشان، با افاضه علم و انزال سكينه الهى بر قلب ايشان صورت مىگيرد؛ و آن موهبتى است كه پيامبر به تمليك خداوند، مالك آن مىگردد، و خداوند در همان حال، به آن املك است و هرگز از سلطنت خويش منعزل نمىگردد. يعنى پيامبر به صورت مستقل از خداوند يا همراه خداوند، مالك علم نمىشود؛ بلكه به تمليك خدا مالك مىگردد؛ پس چنانچه خداوند اراده كند كه همه علمِ افاضه شده يا قسمتى از آن را بگيرد، بر اين كار تواناست.
پس، از نظر ايشان (إلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ) استثناء از «لاتنسى» است و جهت آن تحفّظ
1.نك: ملكى ميانجى، جزء سىام، ص ۳۸۹-۳۹۰
2.اعلى (۸۷) / ۷
3.طباطبايى، ج ۲۰، ص ۲۶۶