61
فصلنامه علوم حديث ۲۷

حتّى يخرج فيملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً. قال: فقلت: أقررت و أقول إنّ وليّهم وليّّ اللّه و عدوّهم عدوّ اللّه و طاعتهم طاعة اللّه و معصيتهم معصية اللّه، و أقول إنّ المعراج حقّ و المسألة في القبر حق و إنّ الجنة حقّ و النار حقّ و الصراط حقّ و الميزان حقّ و إنّ الساعة آتية لاريب فيها و إنّ اللّه يبعث من في القبور، و أقول إنّ الفرائض الواجبة بعد الولاية، الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الجهاد و الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر. فقال عليّّ بن محمّد(ع): يا أباالقاسم ،هذا و اللّه دين اللّه الذي ارتضاه لعباده. فأثبت عليه ثبّتك اللّه بالقول الثابت في الحياة الدنيا و في الاخرة؛ ۱

۰.عبدالعظيم حسنى گويد:خدمت سرورم، امام هادى على بن محمد(ع) رسيدم.
حضرت تا نگاهشان به من افتاد، فرمودند: خوش آمدى اى ابوالقاسم ،تو به حق ولىّ و پيرو ما هستى. عبدالعظيم گويد: به امام هادى گفتم: اى فرزند رسول خد، من مى خواهم كه دينم را بر شما عرضه كنم تا اگر دينم پسنديده است بر آن، تا آن زمان كه خدا را ملاقات كنم، پايدار بمانم. حضرت فرمود: بگو اى ابوالقاسم.(عبدالعظيم گويد) گفتم: من مى گويم خداوند تبارك و تعالى يگانه است و مانندى براى او نيست. او از دو مرز بيرون است: مرز ابطال ۲ و مرز تشبيه ۳ و خداوند جسم، صورت، عرض و جوهر نيست، بلكه او به اجسام جسميت مى دهد و به صورتها او صورت مى دهد و عرضها وجوهرها را او مى آفريند. او پروردگار، مالك و آفريننده و پديدآورنده همه چيز است.
و مى گويم كه محمد بنده خدا و فرستاده او و خاتم پيامبران است و تا روز

1.بحار الانوار، ج ۶۹، ص ۱، ح ۱.

2.ابطال آن است كه براى خدا صفتى قائل نباشى و يا حتى به خدايى قائل نباشى.

3.تشبيه آن است كه براى خداوند به گونه اى صفت قائل باشى كه او را به مخلوق تشبيه كنى.


فصلنامه علوم حديث ۲۷
60

مى بينيم كه چگونه پس از آنكه حمران بن اعين از سوى حضرت صادق(ع) در آن اجتماع اجازه سخن گفتن مى گيرد، دين خود را بر امام عرض مى كند و چگونه امام دين او را تأييد مى كند.
اكنون به حديث حضرت عبدالعظيم حسنى مى پردازيم. اين حديث شايد معروف ترين حديث ايشان باشد. وى در اين حديث، پس از آنكه به خدمت امام هادى(ع) مى رسد و مورد استقبال گرم ايشان واقع مى شود و با جمله «انت ولينا حقاً» شخصيت عظيم الشأن او ستوده مى شود، از امام اجازه مى گيرد تا دين خويش را بر ايشان ارائه كند كه اگر دينش مرضى و پسنديده است، تا قيامت بر آن ثابت و استوار بماند. متن كامل اين حديث چنين است:

۰.عن عبدالعظيم الحسني قال: دخلت على سيّدي عليّّ بن محمد(ع)، فلمّا بصر بي قال لى:مرحبا بك يا أباالقاسم! أنت وليّنا حقّاً. قال: فقلت له: يابن رسول الله، إنّي اُريد أن أعرض عليك ديني، فإن كان مرضيّاً ثبتّ عليه، حتّى ألقى اللّه عزّو جلّ. فقال: هات يا أباالقاسم. فقلت: إنّى اقول إنّ اللّه تبارك و تعالى واحد ليس كمثله شي ء، خارج من الحدّين: حدّالإبطال و حدّ التشبيه، و انّه ليس بجسم و لا صورة و لاعرض و لاجوهر؛ بل هو مجسّم الأجسام و مصوّر الصور و خالق الأعراض و الجواهر و ربّ كلّ شي ء و مالكه و جاعله و محدثه، و أنّ محمّداً عبده و رسوله خاتم النبيين، فلا نبيّّ بعده إلى يوم القيامة، و أنّ شريعته خاتمة الشرايع فلا شريعة بعدها إلى يوم القيامة، و أقول إنّ الإمام و الخليفة و وليّ الامر بعده أميرالمومنين عليّّ بن أب يطالب(ع)، ثمّ الحسن، ثمّ الحسين، ثمّ عليّ بن الحسين ،ثمّ محمّدبن عليّ، ثمّ جعفر بن محمّد، ثمّ موسى بن جعفر، ثمّ عليّّ بن موسى، ثمّ محمّد بن عليّ،ّ ثمّ أنت يا مولاي.
فقال(ع): و من بعدي، الحسن ابني، فكيف للناس بالخلف من بعده؟ قال: فقلت: و كيف ذاك يا مولاى؟ قال: لأنه لايرى شخصه و لا يحلّ ذكره باسمه

  • نام منبع :
    فصلنامه علوم حديث ۲۷
    تاريخ انتشار :
    بهار 1382
    سردبیر :
    محمدی نیک (ری شهری)، محمد
    صاحب امتیاز :
    دانشکده علوم حديث
    مدیر اجرایی :
    محمد قنبری
    نشانی :
    قم، بلوار پانزده خرداد، شهرک جهاد، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ص پ : 37185-3431
    تلفن :
    0251-7176131
    امور مشترکان :
    0251-7176413
    دورنگار :
    0251-7785050
    پست الکترونیک :
    ulumhadith@hadith.net
    امتیاز :
    علمی - پژوهشی، به استناد نامه شماره 6219/3 - 85/7/3 کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور
    جانشین سردبیر :
    مهدی مهریزی
تعداد بازدید : 15753
صفحه از 237
پرینت  ارسال به