238. «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلّهِ قانِتِينَ»
روض الجنان:... و خداى تعالى به آنچه شما مىكنى بيناست بر او بنشود، مورد اين كلمت از آيت مورد حثّ است بر خير و فضل و احسان. ۱
419. علامه شعرانى: يعنى اين كلمه وارد است در مورد حث و براى ترغيب مردم بر تفضّل و احسان آورده است. ۲
روض الجنان: و در شاذّ خواندهاند: و الصَّلوة الْوُسطى، بالنَّصب عَلَى الاْءغْراءِ. و نافع
خواند به روايت قالون: «الْوُصْطى» به «صاد»، براى آنكه هر دو حرف اطباقند... ۳ .
420. علامه شعرانى: هم صاد و هم طاء از حروف اطباقند. ۴
روض الجنان: زيد بن ثابت گفت: نماز پيشين در قفاى رسول وقت بودى كه يك صف يا دو صف نماز كردندى از اين سبب را، تا رسول عليهالسلام گفت: همّت كردم كه سراى قومى بسوزند در سر ايشان كه نماز پيشين به نماز حاضر نمىآيند... . ۵
421. علامه شعرانى: مقصود ـ والله اعلم ـ شناعت اين عمل است تا بدان حد كه اگر سراى آنها بسوزند براى ترك جماعت، استحقاق آن هست. ۶
روض الجنان:و ابوذَرّ روايت كند از اميرالمؤمنين علىّ از رسول عليهالسلام كه گفت: خداى تعالى را در آسمان دُنيا حلقهاى است ميان آسمان، چون آفتاب بدان جا رسد نيمه روز باشد، چون به آن حلقه به در شود زوال آفتاب باشد، چون آفتاب به آن حلقه بشود همه چيز خداى را (جلّ جلالُهُ) تسبيح كند... ۷ .
422. علامه شعرانى: اين حلقه را در اصطلاح نجوم دائره نصف النهار گويند و مقصود از همه چيز همه آنها است كه نصف النهار تعلّق به آنها دارد. ۸
روض الجنان:... چنانكه شب قدر در ميان شبهاى ماه رمضان، و نام مِهترين در ميان نامها... ۹ .
423. علامه شعرانى: يعنى اسم اعظم. ۱۰
روض الجنان: ... و دليل ديگر بر آنكه وتر واجب نيست آن است كه عبداللهِ عمر گفت: رسول خداى را ديدم كه وتْر مىكرد بر شتر نشسته. و اجماع اُمّت است كه: نماز
فريضه در حال امن بر راحله روا نباشد. ۱۱
424. علامه شعرانى: تطويل كلام دروتر براى آن است كه ابوحنيفه آن را واجب مىشمرد. ۱۲
روض الجنان: مجاهد گفت: «قانِتينَ»، اَى خاشِعينَ، گفت: و از جمله قُنُوت طول رُكُوع باشد و چشم بر هم نهادن، و سكون و وقار به جاى آوردن، و تَذَلُّل و خضوع كردن خداى را (جلّ جلالُهُ) و باز ننگريدن به جوانب، و به دست بازى نكردن و حديثُ النَّفْس از خود دور داشتن. ۱۳
425. علامه شعرانى: اصل در نماز آن است كه فعل ديگر در آن نبايد كرد و چون به تكبير داخلِ نماز شود جز به نماز مشغول نبايد بود تا سلام دهد و بدان از نماز خارج شود، و تكبير اول را تكبيرة الاحرام گويند كه انسان در حرمتى داخل شود و آخر آن تسليم است. نماز گزار گويد كه من حاضر نبودم و اكنون آمدم سلام عليكم. و هر عمل كه شك كنيم نماز را باطل مىكند يا نمىكند اصل آن است كه نماز را باطل مىكند مگر به سيره و عادت و حرج و روايات خاصه جواز فعلى را در نماز ثابت كنيم، مانند خاريدن سر و تبسّم و هيأت اتصالى در خاطر مردم مركوز بود و پيوسته از امام عليهالسلاممىپرسيدند فلان عمل در نماز چگونه است؟ و از عمل در بين وضو و غسل و امثال آن نمىپرسيدند. چون در نظرشان آن هيأت متّصله واحده نماز قابل پذيرش غير نبود و اينها بود.
روض الجنان: عبداللهِ عبّاس گفت در روايت جابر كه: «قنوت» دعا باشد، دليلش آن خبر كه روايت كردهاند كه: اِنَّ رَسُولَ اللهِ قَنَتَ على رِعْلٍ وذَكْوانَ، اَىْ دَعا عليهِمْ، كه پيغامبر عليهالسلام بر اين دو مرد قنوت كرد، يعنى دعا كرد برايشان ـ يعنى نفرين كرد ايشان را. ۱۴426. علامه شعرانى: رعل و ذكوان نام دو قبيله است از بنى سليم كه در بئر معونه چهل نفر از قاريان قرآن و داعيان به اسلام را كشتند. لعنهم الله ومَن تابعهم. ۱۵
روض الجنان: مسايفه. ۱۶
427. علامه شعرانى: مسايفه، به شمشير جنگيدن. ۱۷
روض الجنان:... و قرائت بخواند و ركوع و سجود به ايماء و اشارت كند به چشم، و سجودش از ركوع خافضتر باشد... . ۱۸
428. علامه شعرانى: يعنى سر را بيشتر خم كند. ۱۹
1.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۱۴.
2.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۶۴.
3.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۱۵.
4.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۱۶.
5.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۶۵.
6.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۱۹.
7.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۶۷.
8.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۲۱.
9.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۲۲.
10.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۶۸.
11.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۲۳.
12.روح الجنان، ج ۲، ص ۲۶۹.