225
تفسير نورٌ علي نور ج1

تفسير نورٌ علي نور ج1
224

249. «فَلَمّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاّ قَلِيلاً مِنْهُمْ فَلَمّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً...»

روض الجنان: عبداللهِ عبّاس و سُدّى گفتند: جوى فلسطين خواست. قتاده و ربيع گفتند: آبى است از ميان اُردن و فلسطين خوش. و «ابتلاء» آن بود كه گفت: «فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي» ؛ هر كه از اين جوى آب خورد، از من هيچ نيست، يعنى نه از اهل دين من است... ۱ .
466. علامه شعرانى: طالوت خواست اندازه عزم و ثبات لشكريان و مقدار اطاعت آنان را بداند، آنكه تشنه باشد و از نهر گذرد و آب نخورد به فرمان امير خويش، البته عزمى راسخ دارد كه در جنگ همان به كار آيد و آن ديگران كه سست باشند ديگران را هم مى‏ترسانند و تفرقه در لشكر مى‏اندازند كه موجب شكست آنان است. و در تورات اين امتحان را به مردى ديگر جدعون نام از قضات بنى اسرائيل نسبت داده و بدان اعتبار نيست. ۲
روض الجنان: «قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللّهِ» ؛ گفتند آنان كه دانستند و متيقّن بودند ملاقات خداى را.* «ظنّ» اينجا به معنى علم است، براى آنكه اين كنايت است از ايمان، و آنچه از باب ايمان بود علم باشد، ظنّ نباشد.** ۳
467. علامه شعرانى: * ايمان به خدا و روز جزا در غلبه لشكر اثر عظيم دارد و آن كس كه بداند پس از كشته شدن زندگى جاويد يابد به از زندگى اين جهان از مرگ نمى‏ترسد و به وهم و خيال آشفته نمى‏شود و اندك اين جماعت بر بسيار
ديگران غالب مى‏گردند. ۴
468. ** و ما در محل خود گفتيم در ايمان ظنّ سود نكند، و قول بعض محدثان را آورديم كه گويند به ظن ايمان حاصل شود و بطلان آن را ثابت كرديم. ۵
روض الجنان: «لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ...» ، تا چندين لاف نزنى به كثرت، و طعن نزنى به قلّت، و تكيه نكنى على السَّوادِ الْأَعظَمْ. دنييت سواد است و شعارت سواد است... ۶ .
469. علامه شعرانى: عباسيان كه در عهد مؤلّف خلافت داشتند شعارشان سياهى بود. ۷
روض الجنان: «...أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالاً...» ، و نمى‏دانى كه در كثرتش خير نيست:
به قول ايزد خير از كثير دور آمدتوجهد كن كه از آل كثير باشى دور
يقين بدان كه اگر در كثير خيْرَسْتىبه چپ نبودى و عقد كثير
عقد كثير به چپ باشد و ره كثير به چپ باشد* آن جا كه صباء يمن بر اَصْحاب اليمين آيد. ۸ **
470. علامه شعرانى: * در آن عهد به انگشت حساب مى‏كردند و حساب عقود مى‏گفتند از يك تا ده هزار، آغاز به دست راست مى‏كردنديك و دو و سه به خنصر و چهار و پنج و شش به بنصر و هكذا و چون بندهاى انگشتان دست راست به كار مى‏رفت نوبت دست چپ مى‏رسيد براى عددهاى بيشتر. و اگر در حساب كسر بود هم به دست چپ مى‏كردند. ۹
471. ** مراد از «صبا» ... بادى است كه از ناحيت نجد به جانب حجاز وزد، اعنى ازشمال شرقى و آن مطبوع است و شمال از ناحيه شام، و آن در حجاز سرد و نامطبوع است. ۱۰

1.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۶۹.

2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۰۰.

3.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۷۲.

4.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۰۳.

5.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۷۴.

6.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۰۴.

7.روض الجنان، ج ۳، ص ۳۷۴ـ ۳۷۵.

8.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۰۵.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93829
صفحه از 724
پرینت  ارسال به