260. «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي...»
روض الجنان:... خداى تعالى او را بر سبيل تقرير گفت: «أَ وَ لَمْ تُؤمِنْ» ؛ ايمان ندارى به احياى مَوتى؟ با آنكه دانست كه او ايمان دارد، ولكن برا تقرير گفت تا او بگويد «بلى»، گفت: بلى ايمان دارم، و لكن تا دلم ساكن شود، يعنى آنچه به دليل مىدانم بر وجهى كه شك و شبهه را در او محال است به معاينه ببينم و به ضرورت بدانم تا علمم چنان شود كه شبهه را در او مجال نباشد. ۱
508. علامه شعرانى: نظير اين سخن در قصص انبياى ديگر نيز هست. حضرت زكريا از خداى تعالى فرزند خواست و خداوند به او وعده فرزند داد. آنگاه آيتى خواست از خداوند و خداوند بسته شدن سخن را بر وى آيت او قرار داد كه «آيَتُكَ أَلاّ تُكَلِّمَ النّاسَ»۲ ». اگر از اول ايمان به قدرت خدا نداشت دعا نمىكرد و با آنكه ايمان داشت باز آيت طلبيد؟ و حضرت ابراهيم همچنين ايمان به قيامت داشت و آيت خواست. البته پيغمبران در صحت وحى خود شك ندارند و احتمال آن نمىدهند كه صدايى كه شنيدهاند از غيرِ خدا باشد يا آنكه مشاهده كردهاند به اراده غير خدا به آنها نموده شده و موافق واقع نباشد. حال آنها را به خويشتن قياس نبايد كرد، اما دور نيست كه تأكيد و تأييد خواهند براى تبليغ به ديگران و رسوخ و عزم ثابت در دعوت. واللّه العالم. ۳روض الجنان:... تو ملك الموتى؟ گفت: آرى. گفت: براى چه آمدهاى؟ گفت: آمدهام تا تو را بشارت دهم به خُلّت كه خداى تعالى تو را به دوست خود خواهد گرفتن... ۴ .
509. علامه شعرانى: ملك الموت فرشتهاى است كه موجودات را به كمال خود مىرساند. ۵
روض الجنان:... و امّا تأويل آيت آن است كه: حنَّ الْخَليل اِلى صُنْعِ خَليله وَلمْ يتَهِمْهُ، خليل را حنين و تاسه خواست. ۶
510. علامه شعرانى:تاسه به معنى شوق و رغبت است. سنايى گويد:
يار هم كاسه هست بسيارىليك هم تاسه كم بود يارى
روض الجنان:... عطاء خراسانى گفت: خداى تعالى وحى كرد به او كه چهار مرغ بگير: بطّى سبز و كلاغى سياه و كبوترى سپيد و خروسى سرخ. ۷ **
511. علامه شعرانى: * عطا بن يسار غير عطاء خراسانى و عطاء بن ابى رباح مكى است. ۸
512. ** در تورات سه حيوان پستاندار گوساله و بره و بزغاله و دو مرغ است و اين دليل بود كه قرآن از تورات مأخوذ نيست و اين كه حضرت رسالت تورات نخوانده بود چنانكه نصارا پندارند. و اگر چنين بود اين حكايات را مطابق تورات مىفرمود و علت نداشت پنج را به چهار و حيوان ديگر را به مرغ تبديل كند.
و بايد دانست يهود و نصارا اين رؤيا را به مكاشفه انبيا تأويل مىكنند، نظير آنكه پيغمبر ما صلىاللهعليهوآله بهشت و دوزخ را در عرض ديوار مشاهده فرمود و حوض كوثر را در مسجد و جنازه ميتى در قبر ديد كه با حور العين معانقه مىكند.
و يهود گويند تأويل اين مكاشفه براى ابراهيم عليهالسلام زيادت نسل و احياى دولت اولاد او است از مصر تا فرات. و به تفسير و حكايات آنها اعتبار نيست، تورات اغلاط بسيار دارد و ما در محلّ خود گفتهايم. و يهود گمان دارند خلقت جهان براى آن است كه آنها در زمين فلسطين ساكن باشند و همه مكاشفات و اخبار انبيا را به رجوع دولت خود تأويل مىكنند. ۹
روض الجنان: ... جمله خصال ناپسنديده اين مرغان در تو است، پس از وجهى هر چهار مرغى، و از روى ديگر كه به كار ايشان باز نيابى و به جاى ايشان بنشايى و به رنج ايشان بنپايى*، هيچ مرغى نهاى تو، بوالعجب مرغى كه زينت طاووست نيست، و لكن رعونت او دارى...**. ۱۰
513. علامه شعرانى: * پاى و تحمل ندارى. ۱۱
514. ** كبر و خودپسندى. ۱۲
روض الجنان: ايشان را با خود چفسان. ۱۳
515. علامه شعرانى: نزديك كن و ما امروز گوييم بچسبان. ۱۴
1.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷.
2.آل عمران (۳): ۴۱.
3.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۰.
4.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۹ـ۳۰.
5.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۱.
6.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۰.
7.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۰؛ در چاپ مشهد «خروهى صُرخ» ضبط شده است.
8.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۲.
9.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۱.
10.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۳.
11.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۴.
12.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۴.