241
تفسير نورٌ علي نور ج1

تفسير نورٌ علي نور ج1
240

260. «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي...»

روض الجنان:... خداى تعالى او را بر سبيل تقرير گفت: «أَ وَ لَمْ تُؤمِنْ» ؛ ايمان ندارى به احياى مَوتى؟ با آنكه دانست كه او ايمان دارد، ولكن برا تقرير گفت تا او بگويد «بلى»، گفت: بلى ايمان دارم، و لكن تا دلم ساكن شود، يعنى آنچه به دليل مى‏دانم بر وجهى كه شك و شبهه را در او محال است به معاينه ببينم و به ضرورت بدانم تا علمم چنان شود كه شبهه را در او مجال نباشد. ۱
508. علامه شعرانى: نظير اين سخن در قصص انبياى ديگر نيز هست. حضرت زكريا از خداى تعالى فرزند خواست و خداوند به او وعده فرزند داد. آن‏گاه آيتى خواست از خداوند و خداوند بسته شدن سخن را بر وى آيت او قرار داد كه «آيَتُكَ أَلاّ تُكَلِّمَ النّاسَ»۲ ». اگر از اول ايمان به قدرت خدا نداشت دعا نمى‏كرد و با آنكه ايمان داشت باز آيت طلبيد؟ و حضرت ابراهيم همچنين ايمان به قيامت داشت و آيت خواست. البته پيغمبران در صحت وحى خود شك ندارند و احتمال آن نمى‏دهند كه صدايى كه شنيده‏اند از غيرِ خدا باشد يا آنكه مشاهده كرده‏اند به اراده غير خدا به آنها نموده شده و موافق واقع نباشد. حال آنها را به خويشتن قياس نبايد كرد، اما دور نيست كه تأكيد و تأييد خواهند براى تبليغ به ديگران و رسوخ و عزم ثابت در دعوت. واللّه العالم. ۳روض الجنان:... تو ملك الموتى؟ گفت: آرى. گفت: براى چه آمده‏اى؟ گفت: آمده‏ام تا تو را بشارت دهم به خُلّت كه خداى تعالى تو را به دوست خود خواهد گرفتن... ۴ .
509. علامه شعرانى: ملك الموت فرشته‏اى است كه موجودات را به كمال خود مى‏رساند. ۵
روض الجنان:... و امّا تأويل آيت آن است كه: حنَّ الْخَليل اِلى صُنْعِ خَليله وَلمْ يتَهِمْهُ، خليل را حنين و تاسه خواست. ۶
510. علامه شعرانى:تاسه به معنى شوق و رغبت است. سنايى گويد:
يار هم كاسه هست بسيارىليك هم تاسه كم بود يارى
روض الجنان:... عطاء خراسانى گفت: خداى تعالى وحى كرد به او كه چهار مرغ بگير: بطّى سبز و كلاغى سياه و كبوترى سپيد و خروسى سرخ. ۷ **
511. علامه شعرانى: * عطا بن يسار غير عطاء خراسانى و عطاء بن ابى رباح مكى است. ۸
512. ** در تورات سه حيوان پستاندار گوساله و بره و بزغاله و دو مرغ است و اين دليل بود كه قرآن از تورات مأخوذ نيست و اين كه حضرت رسالت تورات نخوانده بود چنان‏كه نصارا پندارند. و اگر چنين بود اين حكايات را مطابق تورات مى‏فرمود و علت نداشت پنج را به چهار و حيوان ديگر را به مرغ تبديل كند.
و بايد دانست يهود و نصارا اين رؤيا را به مكاشفه انبيا تأويل مى‏كنند، نظير آنكه پيغمبر ما صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بهشت و دوزخ را در عرض ديوار مشاهده فرمود و حوض كوثر را در مسجد و جنازه ميتى در قبر ديد كه با حور العين معانقه مى‏كند.
و يهود گويند تأويل اين مكاشفه براى ابراهيم عليه‏السلام زيادت نسل و احياى دولت اولاد او است از مصر تا فرات. و به تفسير و حكايات آنها اعتبار نيست، تورات اغلاط بسيار دارد و ما در محلّ خود گفته‏ايم. و يهود گمان دارند خلقت جهان براى آن است كه آنها در زمين فلسطين ساكن باشند و همه مكاشفات و اخبار انبيا را به رجوع دولت خود تأويل مى‏كنند. ۹
روض الجنان: ... جمله خصال ناپسنديده اين مرغان در تو است، پس از وجهى هر چهار مرغى، و از روى ديگر كه به كار ايشان باز نيابى و به جاى ايشان بنشايى و به رنج ايشان بنپايى*، هيچ مرغى نه‏اى تو، بوالعجب مرغى كه زينت طاووست نيست، و لكن رعونت او دارى...**. ۱۰
513. علامه شعرانى: * پاى و تحمل ندارى. ۱۱
514. ** كبر و خودپسندى. ۱۲
روض الجنان: ايشان را با خود چفسان. ۱۳
515. علامه شعرانى: نزديك كن و ما امروز گوييم بچسبان. ۱۴

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷.

2.آل عمران (۳): ۴۱.

3.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۰.

4.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۹ـ۳۰.

5.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۱.

6.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۰.

7.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۰؛ در چاپ مشهد «خروهى صُرخ» ضبط شده است.

8.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۲.

9.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۱.

10.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۳.

11.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۴.

12.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۵۴.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93669
صفحه از 724
پرینت  ارسال به