247
تفسير نورٌ علي نور ج1

270. «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللّهَ يَعْلَمُهُ...»

روض الجنان: و «نذر» بر وجوه باشد... و نذر ديگر نذر معصيت بود، و آن چنان باشد كه نذر كند با خدا كه واجبى نكند يا قبيحى بكند يا نذر كند كه هر گه كه او را معصيتى ميسّر شود كارى كند از خير، اين جمله نذر معصيت باشد، وفا كردن به او واجب نباشد. ۱
527. علامه شعرانى: و اصلِ اين نذر حرام است. ۲
روض الجنان:... و به كفّارت يا برده‏اى آزاد كند يا شصت مسكين را طعام دهد، يا دو ماه پيوسته روزه دارد بر سبيل تخيير، اين كفّارت نقض نذر باشد. ۳
528. علامه شعرانى: و بعضى كفاره يمين گفته‏اند. ۴
روض الجنان: بر آنكه بند نذر بر آن زند كه ترسد كه مبادا كه تقصير افتد در آن. ۵
529. علامه شعرانى: بند نذر زدن يعنى نذر بستن. ۶
روض الجنان: عمرِ عبدالعزيز روايت كند كه يك روز عمر خطّاب پيرى را ديد از اهل ذمّت كه بر در سرايى سؤال مى‏كرد. عمر گفت: انصاف نيست كه ما از تو جزيت مى‏ستديم تا جوان بدى، چون پير شدى صدقه به تو ندهيم، آنگه اجرايى پديد كرد از بيت المال... . ۷
530. علامه شعرانى: يعنى مصرفى معين كرد در ديوان براى صدقه اهل ذمه. ۸روض الجنان: مستبصر ظاهر ستر. ۹
531. علامه شعرانى: يعنى ظاهر الصلاح كه در ظاهر مستور و عفيفند. ۱۰

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۷۶.

2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۸۰.

3.روض الجنان، ج ۴، ص ۷۶؛ عبارت داخل قلاب در پاورقى چاپ مشهد آمده است.

4.روض الجنان، ج ۴، ص ۸۲ .

5.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۸۳.

6.روض الجنان، ج ۴، ص ۸۳ .


تفسير نورٌ علي نور ج1
246

269. «يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً...»

روض الجنان:... ابن زيد گفت: مراد [از حكمت] عقل است. ۱
526. علامه شعرانى: حكمت همان است كه به لقمان داد و «القرآن يفسّر بعضه بعضاً». ۲ و هميشه حكمت قرينه كتاب است، مانند «آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ» ». ۳ كتاب آن است كه به وحى دريابند و حكمت آنكه به عقل. و در خبر آمده است كه لقمان را مخيّر كردند ميان نبوت و حكمت، او حكمت برگزيد. پس حكمت علم منقول نيست بلكه چيزى است كه انسان به عقل دريابد و شريعت سهل است آن را براى همه مردم فرستادند به زبان عامه، اما حكمت براى گروهى اندك «و يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ»۴ مانند «تُؤتِي الْحِكْمَةَ مَنْ تَشاءُ»۵ » و آن را كه دادند خير بسيار دادند.
و آنها كه گفتند مراد از حكمت علم شرع است البته مقصود علمى است كه با تدبر و عقل و استدلال منطقى محكم باشد نه حفظ الفاظ و مفاهيم ظاهرِ آن؛ چون اين اندازه علم آموختن فريضه است بر همه مردم چنان‏كه فرمود: «طلب العلم فريضة على كلّ مسلم» ۶ و غير آن است كه فرمود: «يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ» . و عقل راهى است براى شناختن حق و محصول آن حكمت است و شرع هم راهى است و محصول آن معلوم و هر دو به يك چيز منتهى مى‏شود؛ آنكه از متابعت عقل گمراه شود از نقصِ مجاهدت خود او است مانند آنكه در متابعت شرع گمراه گردد نه عيب عقل است و نه عيب شرع. ۷

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۷۳.

2.بحارالانوار، ج ۵۴ ، ص ۲۱۸.

3.انعام (۶): ۸۹ .

4.بقره (۲): ۲۶۹.

5.آل عمران (۳): ۲۶.

6.كافى، ج ۱، ص ۳۰، ح ۱، باب فرض العلم و وجوب طلبه.

7.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۷۸.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93662
صفحه از 724
پرینت  ارسال به