269. «يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً...»
روض الجنان:... ابن زيد گفت: مراد [از حكمت] عقل است. ۱
526. علامه شعرانى: حكمت همان است كه به لقمان داد و «القرآن يفسّر بعضه بعضاً». ۲ و هميشه حكمت قرينه كتاب است، مانند «آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ» ». ۳ كتاب آن است كه به وحى دريابند و حكمت آنكه به عقل. و در خبر آمده است كه لقمان را مخيّر كردند ميان نبوت و حكمت، او حكمت برگزيد. پس حكمت علم منقول نيست بلكه چيزى است كه انسان به عقل دريابد و شريعت سهل است آن را براى همه مردم فرستادند به زبان عامه، اما حكمت براى گروهى اندك «و يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ»۴ مانند «تُؤتِي الْحِكْمَةَ مَنْ تَشاءُ»۵ » و آن را كه دادند خير بسيار دادند.
و آنها كه گفتند مراد از حكمت علم شرع است البته مقصود علمى است كه با تدبر و عقل و استدلال منطقى محكم باشد نه حفظ الفاظ و مفاهيم ظاهرِ آن؛ چون اين اندازه علم آموختن فريضه است بر همه مردم چنانكه فرمود: «طلب العلم فريضة على كلّ مسلم» ۶ و غير آن است كه فرمود: «يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ» . و عقل راهى است براى شناختن حق و محصول آن حكمت است و شرع هم راهى است و محصول آن معلوم و هر دو به يك چيز منتهى مىشود؛ آنكه از متابعت عقل گمراه شود از نقصِ مجاهدت خود او است مانند آنكه در متابعت شرع گمراه گردد نه عيب عقل است و نه عيب شرع. ۷