249
تفسير نورٌ علي نور ج1

تفسير نورٌ علي نور ج1
248

273. «لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ»

روض الجنان: سعيد جبير گفت: اينان آنان بودند كه با رسول به جهاد رفتند مجروح و مبتلا و زمن شدند، نتوانستند جايى برفتن. و كسائى اين قول اختيار كرد براى آنكه محصر ممنوع بيمارى و زمانت بباشد، و محصور ممنوع دشمن باشد. ۱
532. علامه شعرانى: صحيح آن است كه لفظ قرآن را به عموم باقى گذاريم و همه اينها را مشمول دانيم؛ چون تخصيص بى علت جايز نيست. و هر كس در راه خدا از كسب واماند چنان‏كه در طلب علم كوشد مشمول آيه است. ۲
روض الجنان: نه از آن بشكوهيد. ۳
533. علامه شعرانى: يعنى نترسيد و بيم نداشت. ۴
روض الجنان: قاضى ابوالحسن علىّ بن عبدالعزيز الجرجانىّ. ۵
534. علامه شعرانى: قاضى رى بود در عهد صاحب بن عباد و صاحب را به او عنايت تام بود و در يتيمة الدهر گويد: ادب جاحظ را با خط ابن مقله جمع داشت و شيخ عبدالقاهر جرجانى به شاگردى او افتخار مى‏كرد. وى در 367 يا 392 درگذشت. ابن خلكان به اين قصيده او اشارت كرده گويد: از غايت شهرت حاجت به نقل آن نيست.
و اگر گويى قاضى جرجانى شافعى بود و سلاطين آل بويه و صاحب بن عبّاد شيعى و شيخ صدوق و ديگر علماى شيعه در آن عهد در رى بسياربودند چگونه منصب قضا به فقيه شافعى دادند؟ در جواب گوييم: دربار آل بويه به غايت ترقى در علم رسيده بودند چنان‏كه نظير آن نه پيش از آن و نه پس از آن كسى نديده، حتى در يونان و روم نيز اجتماع انواع دانش و فنون ادب و علم مانند دولت آل بويه نبوده است از فلاسفه و اطبا و منجمين و شعرا و مورخان و ادبا و غير آنان، و به قاعده در تدبير ملك و سياست كشور نيز به غايت ترقى رسيده بودند و قاعده سياست و مملكت دارى آن است كه حكام و قضات در مرام و مذهب و عادات موافق عامه باشند و از آنها برگزينند و شيعيان در تعصب و جمود مانند اهل سنت نبودند و نفرت رعايا را از حكومت خود دوست نداشتند، قاضى را موافق عامه برگزيدند و ترويج مذهب شيعه به وجه ديگر مى‏كردند. ۶
روض الجنان: زَوَر. ۷
535. علامه شعرانى: زور به معنى زبر است يعنى بالا. ۸
روض الجنان: و رسول عليه‏السلام گفت: لا تَزالُ المَسألَةُ بالعبدِ حتّى يَلقى اللهَ وَما فى وَجهِهِ مُضْغَةُ لَحْمٍ. ۹
536. علامه شعرانى: [ مُضْغَةُ را] بيشتر «مزعة» به زاى معجمه و عين مهمله روايت كنند. ۱۰
روض الجنان:... اصحاب صُفّه را حاجتى ماسّ پيدا شد. ۱۱537. علامه شعرانى: كشنده و وادارنده به سؤل. ۱۲

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۸۶ .

2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۸۵.

3.روض الجنان، ج ۴، ص ۸۷ .

4.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۸۶.

5.روض الجنان، ج ۴، ص ۸۸ .

6.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۸۶ـ۳۸۷.

7.روض الجنان، ج ۴، ص ۹۳.

8.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۰.

9.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۰. رك: مسند احمد، ج ۲، ص ۸۸ ؛ النهاية فى غريب الحديث، ج ۴، ص ۳۲۵، «مزع».

10.روض الجنان، ج ۴، ص ۹۵.

11.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۳.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93659
صفحه از 724
پرینت  ارسال به