273. «لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ»
روض الجنان: سعيد جبير گفت: اينان آنان بودند كه با رسول به جهاد رفتند مجروح و مبتلا و زمن شدند، نتوانستند جايى برفتن. و كسائى اين قول اختيار كرد براى آنكه محصر ممنوع بيمارى و زمانت بباشد، و محصور ممنوع دشمن باشد. ۱
532. علامه شعرانى: صحيح آن است كه لفظ قرآن را به عموم باقى گذاريم و همه اينها را مشمول دانيم؛ چون تخصيص بى علت جايز نيست. و هر كس در راه خدا از كسب واماند چنانكه در طلب علم كوشد مشمول آيه است. ۲
روض الجنان: نه از آن بشكوهيد. ۳
533. علامه شعرانى: يعنى نترسيد و بيم نداشت. ۴
روض الجنان: قاضى ابوالحسن علىّ بن عبدالعزيز الجرجانىّ. ۵
534. علامه شعرانى: قاضى رى بود در عهد صاحب بن عباد و صاحب را به او عنايت تام بود و در يتيمة الدهر گويد: ادب جاحظ را با خط ابن مقله جمع داشت و شيخ عبدالقاهر جرجانى به شاگردى او افتخار مىكرد. وى در 367 يا 392 درگذشت. ابن خلكان به اين قصيده او اشارت كرده گويد: از غايت شهرت حاجت به نقل آن نيست.
و اگر گويى قاضى جرجانى شافعى بود و سلاطين آل بويه و صاحب بن عبّاد شيعى و شيخ صدوق و ديگر علماى شيعه در آن عهد در رى بسياربودند چگونه منصب قضا به فقيه شافعى دادند؟ در جواب گوييم: دربار آل بويه به غايت ترقى در علم رسيده بودند چنانكه نظير آن نه پيش از آن و نه پس از آن كسى نديده، حتى در يونان و روم نيز اجتماع انواع دانش و فنون ادب و علم مانند دولت آل بويه نبوده است از فلاسفه و اطبا و منجمين و شعرا و مورخان و ادبا و غير آنان، و به قاعده در تدبير ملك و سياست كشور نيز به غايت ترقى رسيده بودند و قاعده سياست و مملكت دارى آن است كه حكام و قضات در مرام و مذهب و عادات موافق عامه باشند و از آنها برگزينند و شيعيان در تعصب و جمود مانند اهل سنت نبودند و نفرت رعايا را از حكومت خود دوست نداشتند، قاضى را موافق عامه برگزيدند و ترويج مذهب شيعه به وجه ديگر مىكردند. ۶
روض الجنان: زَوَر. ۷
535. علامه شعرانى: زور به معنى زبر است يعنى بالا. ۸
روض الجنان: و رسول عليهالسلام گفت: لا تَزالُ المَسألَةُ بالعبدِ حتّى يَلقى اللهَ وَما فى وَجهِهِ مُضْغَةُ لَحْمٍ. ۹
536. علامه شعرانى: [ مُضْغَةُ را] بيشتر «مزعة» به زاى معجمه و عين مهمله روايت كنند. ۱۰
روض الجنان:... اصحاب صُفّه را حاجتى ماسّ پيدا شد. ۱۱537. علامه شعرانى: كشنده و وادارنده به سؤل. ۱۲
1.روض الجنان، ج ۴، ص ۸۶ .
2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۸۵.
3.روض الجنان، ج ۴، ص ۸۷ .
4.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۸۶.
5.روض الجنان، ج ۴، ص ۸۸ .
6.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۸۶ـ۳۸۷.
7.روض الجنان، ج ۴، ص ۹۳.
8.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۰.
9.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۰. رك: مسند احمد، ج ۲، ص ۸۸ ؛ النهاية فى غريب الحديث، ج ۴، ص ۳۲۵، «مزع».
10.روض الجنان، ج ۴، ص ۹۵.
11.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۳.