251
تفسير نورٌ علي نور ج1

تفسير نورٌ علي نور ج1
250

275. «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاّ كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ...»

روض الجنان: و رِبا نباشد الاّ در مكيلات و موزونات به‏نزديك ما. ۱
538. علامه شعرانى: ربا به معنى افزونى و زيادتى است و چون به اجماع مسلمانان جايز است چيزى را بفروشند به بهاى بيشتر يا كمتر از قيمت المثل آن، پس هر زيادتى حرام نيست مطلقاً، و در آنكه حرام است خلاف كردند چنان‏كه مؤلّف نقل فرمود. و بايد دانست دو چيز را وقتى توان به يكديگر قياس كرد و گفت اين بيش از آن است كه فى الجمله مشترك باشند اگر يك جنس باشند و به يك قيمت، واضح است؛ چنان‏كه گويند پنج من گندم بيش از چهار من است از آن اما با اختلاف جنس مانند گندم و خرما يا با اتحاد جنس و اختلاف قيمت مانند صنفى برنج با صنف ديگر واضح نيست. ۲
روض الجنان: سر به سر و دست به دست. ۳
539. علامه شعرانى: سر به سر يعنى مساوى و دست به دست يعنى نقد. ۴
روض الجنان:و انواع خرما به مثابت يك جنس باشد، تفاضل در او روا نبود. و حكم انواع مويز هم اين است هم از يك جنس باشد در اين باب، و آنچه معدود باشد زيادت در او نشود بيع او متفاضل روا بود، ولكن به شرط آنكه نقد باشد* و فروع اين و شعبش در كتب فقه مشروح باشد و اين قدر كفايت است اينجا**. ۵540. علامه شعرانى: * خلاصه سخن مؤلّف آنكه نسيه ربا است مگر آنكه از يك جانب طلا و نقره باشد و طرف ديگر كالايى غير نقدين. پس طلا و نقره را نسيه به يكديگر مبادله كردن ربا است و هم ساير اجناس را، چه مكيل و موزون باشد و چه معدود، حتى با اختلاف جنس، مثلاً مبادله گندم به خرما چون نقد باشد اگر چه به وزن مختلف باشند صحيح است و به نسيه صحيح نيست و مبادله گندم به گندم بايد نقد باشد بى زياده و نقصان. و شايد علت آنكه نسيه را ربا گفتند آن است كه چون دو جنس را دو كس با هم نقد مبادله كنند مقدار ماليت جنس و احتياج خود را مى‏سنجند و مبادله به سود هر دو طرف واقع مى‏شود و زيادتى نيست. اما آنكه اجل دارد و بعد از مدتى بايد ادا شود مقدار ماليت جنس و احتياج دهنده و گيرنده به آن در زمان مؤخر غالباً معلوم نيست و اگر يك طرف طلا و نقره باشد و طرف ديگر جنس ديگر، مقدار ماليت طلا و نقره نوعاً ثابت و معلوم است و سنجش مال ديگر نسبت به آن معلوم. ۶
541. ** مذهب مؤلّف در فروع ربا موافق بيشتر بزرگان طائفه شيعه (ايّدهم الله) است، اما بسيارى از متأخّرين در بعض مسائل آن مخالفند، از جمله نسيه در مبادله دو جنس را ربا نمى‏دانند مگر در زر و سيم. و چون روايات در منع بسيار است احتياط شديد بايد كرد و از نسيه احتراز بايد جست مگر آنكه يك طرف معامله طلا يا نقره باشد. ۷
روض الجنان: ... ابُو سعيد خُدرى روايت كند در حديث معراج كه رسول عليه‏السلامگفت: شب معراج كه مرا به آسمان بردند جماعتى را ديدم شكمهايشان بر آماهيده، هر شكمى چندِ* خانه بزرگ بر رهگذر آل فرعون افتاده و...چون به ايشان رسيدندى، ايشان خواستندى كه از راه ايشان برخيزند چندان كه جهد كردندى نتوانستندى، و هرگه كه برخاستندى با جاى افتادندى... من گفتم: يا جبريل! اين افتادگان كيند؟ گفت:
اينان آنانند كه در دنيا ربا خوردندى. ۸ **
542. علامه شعرانى: * به اندازه. ۹
543. ** اينها در عالم برزخ بودند و از آن بيرون شكم درون آن آشكارا بود جهت آنكه اجسام برزخى چنين است و از نبودن احشاء حيات از آنها زايل نمى‏شود؛ چون روح و حيات در عالم برزخ تابع سلامت بدن نيست مانند دنيا بلكه روح به خود باقى است و قوام بدن بدو است. ۱۰
روض الجنان:... حق تعالى رد كرد برايشان و گفت: اين تحليل و تحريم به مصالح تعلّق دارد، و شما مصالح و عواقب امور نشناسيد، خداى تعالى بيع حلال كرده است و ربا حرام، براى آنكه در اين مصلحت است و در آن مفسده از وجهى كه شما ندانيد. ۱۱
544. علامه شعرانى: اگر گويى: اكثر مردم مسلمان اكثر مصالح احكام را نمى‏دانند پس بايد در آخرت مانند رباخواران ديو زده محشور شوند، گوييم: گرچه مسلمانان مصالح احكام را نمى‏دانند اما انكار آن نكنند و جهل آنها جهل بسيط است برخلاف اين رباخواران كه انكار مصلحت مى‏كنند و آنكه عذاب آنها است جهل مركب است. ۱۲
روض الجنان:... پس بيع هم رباست، چون اين رواست آن نيز روا بود. خداى تعالى برايشان رد كرد كه اين نه كارى است كه مقاييس را در او راه بود، بيع براى آن حلال است كه من حلال كردم، و ربا براى آن حرام است كه من حرام كردم. ۱۳
545. علامه شعرانى: نه به انكار حسن و قبح عقلى، بلكه چون من عالم‏ترم به مصالح و مفاسد اعمال. و زنادقه و ملاحده عهد ما نظير همين سخن كفار و مشركين درباره ربا مى‏گويند و بر اسلام طعن مى‏زنند كه ربا از حوايج زندگى امروز است مانند بيع و
معاملات ديگر و بى بانك و معاملات بانكى داد و ستد بازرگانى محال است. و گويند در صدر اسلام در عربستان ممكن بود بى‏ربا تجارت كردن و در اين عهد ممكن نيست و ملاحده در اين سخنان متابعت نصارا مى‏كنند به تقليد و سيد احمد خان هندى در تفسير خود انكار حرمت ربا كرده است. ۱۴ و ما گوييم همه معاملات بانكى موجب ربا نيست و آنها موجب ربا است چنان ضرورت بدان نيست كه از ترك آن تجارت باطل شود. ۱۵
روض الجنان: گذشته با روى او نياورد. ۱۶
546. علامه شعرانى: يعنى گذشته را به ياد او نياورد. ۱۷
روض الجنان: عبداللهِ عبّاس گفت: معنى «يَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا» ، آن است كه از سبب ربا، خداى تعالى از زكات و صدقه و قرُبات و برّ و صله رحم كه او كند نپذيرد... . ۱۸
547. علامه شعرانى: دو عيب از عيوب ربا به هيچ عمل صالح جبران نپذيرد: يكى آنكه گيرنده وام آن را در مصرفى به كار مى‏اندازد مانند تجارت و صنعت كه احتمال ضرر و نفع هر دو در آن هست اما براى دهنده وام احتمال ضرر نيست. دوم آنكه گيرنده وام عمل خود را با سرمايه ضميمه مى‏كند، برخلاف دهنده وام. زارع تحصيل ماده غذا و لباس مى‏كند و صنعت گر آن را به صورت مفيد و نافع در مى‏آورد و تاجر در دست رس مردم مى‏گذارد اما رباخوار بيكار است. ۱۹

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۰۰.

2.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۵.

3.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۰۱.

4.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۶.

5.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۰۲.

6.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۰۳.

7.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۷.

8.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۰۴.

9.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۸.

10.رك: تفسير القرآن و هو الهدى والفرقان، بخش دوم، ص ۳۲۶ ـ ۳۳۶.

11.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۰۵.

12.روح الجنان، ج ۲، ص ۳۹۹.

13.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۰۶.

14.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۰۰.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93654
صفحه از 724
پرینت  ارسال به