29. «قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللّهُ...»
روض الجنان: ... «إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ» ؛ كه اگر پوشيده دارى آنچه در دل دارى يا اظهار كنى، خداى داند.
كلبى گفت: معنى آن است كه اگر آنچه با رسول مىگويى، اگر از سر زبان مىگويى و اگر از ميان جان مىگويى از اخلاص و نفاق، خداى داند براى آنكه او عالم الذّات است، عالم است به جميع معلومات بر هر وجهى كه صحيح بود كه معلوم بود، براى آنكه صفت نفس با صحّت واجب باشد، و چون متعلّق بود اختصاص ندارد به بعضى متعلّقات دون بعضى. ۱
617. علامه شعرانى: متكلمان گويند: صفات الهى گاهى متضمّن معنى اضافه هست و گاه نيست. مثلاً او واجب الوجود است و اين صفت ذاتى او است و هم خالق و رازق عالم است و اينها متضمّن اضافه. چون تا مخلوق را تصور نكنى او را خالق نگويى و تا معلوم تصور نكنى او را عالم نگويى. و اين گونه صفات مبدأ آن در ذات واجب الوجود است و اضافه و تعلّق آن حادث؛ مثلاً علم او ازلى و ابدى است اگر چه معلوم او حادث و فانى باشد پس اصل علم صفت نفس است؛ و با صحت يعنى امكان براى او ثابت است و معلومِ او اگر حادث باشد علم او را زيان ندارد. ۲
30. «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً ...»
روض الجنان: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً» ، و نصب او بر فعلى مقدّر باشد، كأنَّهُ قال: اذْكُرُوا وخافُوا يَوْمَ. و گفتهاند: نصب او بر ظرف است از معنى آيت مقدم، براى آنكه آيت اوّل متضمّن وعيد است و تهديد، و گفتهاند من قَوْلِه: «وَالَى اللّهِ الْمَصيرُ» . ۳618. علامه شعرانى: يعنى بعضى گويند يوم ظرف است براى «يحذّركم» در آيه متقدمه تا «إلى الله المصير» . ۴
روض الجنان:... جمله قرّاء خوانند: «مُحْضَراً» بفتح الضّاد على أنّهُ مَفْعُولٌ، و در شاذ عبيد بن عُمَير خواند: «مُحْضِراً» على اَنَّهُ فاعل على مَعْنى أنَّ عَمَلَهُ يُحْضِرُهُ للْجَزاء مِنَ الْحُضُور أَو يُحْضِرُهُ مِنَ الْحَضْرِ وَهُوَ الْعَدْوُ، يعنى عمل او را به حاضر كند آن جا براى جزا، و يا بتازد او را براى جزا. ۵
619. علامه شعرانى: عمل در آخرت مجسم مىشود هر چند در اينجا عرض باشد. و اخبار بسيار در اين معنى آمده است؛ چنانكه قرآن به صورت جوانى نيكو روى بيايد و در قبر و برزخ هم هر عملى به صورتى نيك يابد. و مرحوم مجلسى (عليه الرحمه) انكارِ اين معنى كرده است در حقّ اليقين و اخبار را تأويل فرموده كه مخالف عقل است.
اما ساير علما از جمله پدر مرحوم مجلسى در شرح فقيه گويد: خودِ عمل مجسّم مىشود. و در جايى از شرح مزبور فرمايد:
و أظهر آن است كه ممثّل مىشوند چنانكه در عالم خواب ممثّل مىشود و اين عالم مثال واسطه است ميان عالم جسمانيات و روحانيات و شكى در وجود آن نيست؛ چنانكه به تجربه ظاهر است. انتهى. ۶
روض الجنان: ... و محبّت براى اشتباهش
به ميل طباع جارى مجراى شهوت باشد. ۷
620. علامه شعرانى: [اشتباهش] يعنى شباهتش. ۸
روض الجنان: ... رسول عليهالسلام خطبه كرد... گفت خداى تعالى شما را فرمود كه: طاعت او را داريد در حقّ من و طاعت من داريد در باب وصىّ و وزير و خليفه من در
حيات من و خداوندِ* امامت از پس وفات من، و بهينه هر كس كه او را رها كنم** و آن علىِ ابوطالب است... . ۹
621. علامه شعرانى: * يعنى صاحب امامت. ۱۰
622. ** بهترين كسى كه پس از من در جهان مىماند. ۱۱
روض الجنان: اويس بن بشر التيمىّ. ۱۲
623. علامه شعرانى: مردى بدين نام در صحابه غير معروف است.و الله العالم. ۱۳
روض الجنان:... اشباع نام بود مادر يحيى. ۱۴
624. علامه شعرانى: نصارا گويند اليصابات كه به اليزابت نيز تعبير مىكنند و حنه را همچنين حنه گويند و گاهى آنّا يا آن گويند به تخفيف. ۱۵
روض الجنان: زَقَه. ۱۶
625. علامه شعرانى: «زقه كردن» يعنى غذا در دهان كودك گذاشتن. ۱۷
1.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷۵. رك: مجمع البيان، ج ۲، ص ۴۳۰.
2.روح الجنان، ج ۳، ص ۸ .
3.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷۶.
4.روح الجنان، ج ۳، ص ۹.
5.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷۶ـ۲۷۷.
6.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۸۱.
7.روح الجنان، ج ۳، ص ۱۲.
8.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۸۲ـ۲۸۳.
9.روح الجنان، ج ۳، ص ۱۴.
10.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۸۳؛ در چاپ مشهد «اوس» ضبط شده است.
11.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۹۲.
12.روح الجنان، ج ۳، ص ۲۰.