281
تفسير نورٌ علي نور ج1

تفسير نورٌ علي نور ج1
280

28. «لا يَتَّخِذِ الْمُؤمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤمِنِينَ...»

روض الجنان:... مقاتلان گفتند: آيت در حاطب بن أبى بَلْتَعَه آمد و جماعتى از صحابه رسول كه با اهل مكّه اظهار مودّت مى‏كردند و نامه مى‏نوشتند به ايشان. ۱611. علامه شعرانى: در ميان مفسران دو تن به نام مقاتل معروف‏اند و اين كلمه تثنيه مقاتل است. ۲
روض الجنان: حُلفايى. ۳
612. علامه شعرانى: يعنى هم قسم. ۴
روض الجنان:... اين از جمله آن است كه مخالفان بر ما عيب كنند و طعن زنند، اعنى تَقِيَّة، و فرمان خداى تعالى در اين آيت بدو ناطق و در عقل واجب، پس طاعن بر اين طاعن است بر عقل و شرع و قرآن و اخبار و صحابه رسول. ۵
613. علامه شعرانى: گويند: اگر امام و پيغمبر تقيه كنند دين و أحكام دين مخفى ماند و اين منافى فايده و غايت ارسال رسل است چون خدا حكم فرستاد تا آنان به مردم باز گويند و اگر مخفى كنند مقصود الهى حاصل نشود.در جواب گوييم: تقيه در آن وقت جايز است كه حكم الهى مخفى نماند. ۶
روض الجنان: صادق عليه‏السلام گفت: الرِّياءُ مَعَ الْمُؤمِنِ شِرْكٌ ومَعَ الْمُنافِق في داره عِبادَةُ، گفت: ريا كردن با مؤمن شرك است و با منافق در سراى او عبادت. ۷
614. علامه شعرانى: قائده سياست امروز همين است كه چون در كشورى بيشتر مردم تابع دين و مذهبى بودند آنها كه به شماره اندك‏ترند مخالفت اكثر نكنند و به مخالفت آنان برنخيزند و به بزرگانِ دين آنها بد نگويند. پس تقيه حكمى بر خلاف اصول و قواعد سياست و عدل نيست. ۸
روض الجنان: هشام بن سالم گويد كه: چون صادق عليه‏السلام از دنيا برفت، من و محمّد
بن النّعْمان صاحب الطّاق و ابوجعفر الأحول و جماعتى از اصحابان صادق عليه‏السلامبوديم، و مردم چنان گمان بردند كه عبدالله بن جعفر ـ كه پسر مهترين بود ـ امام وقايم مقام پدر اوست. ما در نزديك او شديم و او را گفتيم: يابْنَ رسول اللّه! اگر مردى دويست درم دارد بر او زكاتِ آن چند باشد؟ گفت: پنج درم. گفتيم كه: صد درم دارد؟ گفت: دو درم نيم. ما گفتيم يَابْنَ رسُولِ الله! مرجيان چنين نمى‏گويند. گفت: من ندانم تا مرجيان چه مى‏گويند.
نزديك او بيرون آمديم آيس، و دانستيم كه امام نيست براى قلّت علم او به شرع. ۹
615. علامه شعرانى: مرجيان گروهى از مسلمانان صدر اوّل بودند كه مى‏گفتند با ايمان هيچ گناه كبيره زيان نرساند و ايمان جبران همه معاصى كند؛ چنان‏كه جمعى از غاليان شيعه گويند با محبت آل محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله همه معاصى آمرزيده است و عمل لازم نيست. ۱۰
روض الجنان: ... و اين خبر ۱۱ براى اين آوردم تا بدانند كه سيرت ائمّه ما عليهم‏السلام در عهد ظلمه بنى اميّه و بنى العبّاس تقيّه بوده است... . ۱۲
616. علامه شعرانى: در مجمع البيان از شيخ مفيد نقل كرده است كه تقيه بر چهار قسم باشد: واجب و مباح و مكروه و مستحب. ۱۳ خود فرمايد: گاه تقيه حرام باشد جايى كه سبب قتل مؤمن شود يا از آن فسادى در دين خيزد، و از شيخ طوسى روايت كرده است كه تقيه رخصت است نه واجب؛ حتى اگر خوف نفس باشد جايز است حق را واضح بگويد اگر چه كشته شود. ۱۴

1.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۶۵.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۲.

3.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۶۸.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۴.

5.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۶۹.

6.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷۱.

7.روح الجنان، ج ۳، ص ۵ .

8.روح الجنان، ج ۳، ص ۶.

9.خبر هشام بن سالم كه در مورد قبلى گذشت.

10.روض الجنان، ج ۴، ص ۲۷۳.

11.مجمع البيان، ج ۲، ص ۴۳۰.

12.روح الجنان، ج ۳، ص ۷.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93519
صفحه از 724
پرینت  ارسال به