54 . «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللّهُ وَ اللّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ»
روض الجنان: «وَمَكَرُوا» ؛ مكر كردند، يعنى كفّار بنى اسرائيل آنان كه «اَحَسَّ عيسىَ مِنْهُمُ الْكُفْرَ» . و مكر ايشان اينجا تدبير و انداخت قتل عيسى بود... ۱ .
637. علامه شعرانى: انداختن به معنى تدبير، از اندازهگيرى و قياس است. ۲
55 . «إِذْ قالَ اللّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ ...وَ جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ...»
روض الجنان:... اهل تواريخ گفتند: چون مريم به عيسى بار بر گرفت، او را سيزده سال بود، و عيسى به بيت لحم زاد به زمين اورى، شصت و پنج سال گذشته از غلبه اسكندر بر زمين بابل، پنجاه و يك سال گذشته از ملك اشكانيان، و خداى وحى كرد به اواز پس سى سال ـ بر يك قول ـ و او را از بيت المقدس به آسمان برد شبِ قدر از ماه رمضان. ۳
638. علامه شعرانى: اورى ظاهرا مخفف اورشليم است. اما شصت و پنج سال
صحيح نيست؛ چون اسكندر مقدونى 323 سال پيش از ميلاد درگذشت و آغاز ملك اشكانيان هم در سال 255 قبل از ميلاد حضرت مسيح عليهالسلام است و ميلاد در عهد اُرد سيزدهمين پادشاه اين سلسله است و فردوسى پنداشته است كه اسكندر مسيحى بود چون از ايرانيان قبل از اسلام اقتباس تاريخ كرده و آنان از تاريخ كشور خويش آگاه نبودند تا به تاريخ روم و يونان چه رسد. و در وصف درفش اسكندر گويد:
درفش پسِ پشتِ سالار رومنبشته برو سرخ و پيروزه بوم
هماى از بر و خيزرانش قضيبنبشته برو بر محبّ الصليب۴
روض الجنان:... از آن مكر كه انداختند. ۵
639. علامه شعرانى: انداختن به معنى تدبير و انديشه كردن است. ۶
روض الجنان: ابوهريره روايت كرد از رسول صلىاللهعليهوآله كه گفت: پيغامبران برادرانند از مادران مختلف و دينشان يكى است،* و من اولىترم به عيسى مريم براى آنكه ميان من و او پيغامبرى نيست، و او فرود آيد از آسمان بر اُمّت من و خليفه من باشد برايشان،** و همانا اين خبر آنان روايت كرده باشند كه حديث مهدى را از روى بىانصافى منكر باشند، و الاّ او خلافت رسول را نبشايد براى آنكه شرع او منسوخ است و او شرع ما نداند، لابدّ بود از آنكه رجوع او با كسى باشد، و رجوع جمله امّت كه شرع محمّدى داند و استحقاق آن دارد كه عيسى مريم به او اقتدا كند از او قبول كند، پس همانا خلل از راوئى بوده باشد، و خبر چنين است: وانَّهُ نازلٌ عَلى اُمَّتي معَ خَليفَةٍ مِنْ وُلْدي.
چون او را بينى بشناسى او را، به اين اوصاف و علامات مردى باشد دو بهرى سرخ سپيد دراز موى، پندارى آب از موى او مىبچكد و اگرچه موى اوتر نباشد... ۷
.***
640. علامه شعرانى: * يعنى دين به منزله پدر ايشان است و يكى است. ۸641. ** شايد معنى «و خليفتى عليهم» اين باشد كه عيسى عليهالسلام از آسمان فرود آيد در حالتى كه خليفه من يعنى مهدى بر امت من امير باشد. و بنابراين، اعتراض مؤلّف بر آن وارد نيايد و مفاد آن همان باشد كه فرمود: «مع خليفة مِن وُلدى». ۹
642. *** مسيحيان گويند: مردى به نام پوبليوس لنتوس كه در عهد آن حضرت بود شمايل مسيح را وصف كرده، از جمله گويد: مردى است مردگان را زنده مىكند و مريضان را شفا مىبخشد، قامتش معتدل و مويش ميگون و طلايى و نرم و غير مجعد مگر نزديك گوشهايش. رويش بى عيب و به سرخى مىزند. اينها موافق اين روايت است. و دو بهرى در عبارت مؤلّف ترجمه «مربوع الحلق» است؛يعنى ميانه بالا. ۱۰
روض الجنان:... خلاف كردند في معنى قولِهِ: «فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا» كه اين «فَوْقيّت» به چيست؟ بعضى گفتند: به حجّت، و بعضى گفتند: به مملكت و قهر و غلبه، و از اينجاست كه پادشاهى در روميان است كه ترسايان باشند، و در جهودان نيست، و جهودان مادام مقهور و مغلوب باشند... . ۱۱
643. علامه شعرانى: اكنون هم كه دولتى دارند قائم به نصارا است. و اين خبرِ قرآن از اخبار غيبى است، تا كنون آنچه ديدهايم مؤمنان به حضرت عيسى عليهالسلام كه مسلمانان يا مسيحيانند بر كفار بت پرست يا يهود تفوّق داشتند و اينها زير دست آنان بودند و خداى وعده داده است كه تا قيامت هم چنين باشد و خداى نفرموده كه نصارا بر مسلمانان غالب باشند. ۱۲
1.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۴۵.
2.روح الجنان، ج ۳، ص ۵۲ .
3.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۴۹.
4.روح الجنان، ج ۳، ص ۵۵ . شاهنامه فردوسى، مردن فيلقوس و بر تخت نشستن اسكندر، ص ۳۲۶.
5.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۴۹ـ۳۵۰.
6.روح الجنان، ج ۳، ص ۵۶ .
7.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۵۲.
8.روح الجنان، ج ۳، ص ۵۷ .
9.روض الجنان، ج ۴، ص ۳۵۵.
10.روح الجنان، ج ۳، ص ۵۹ .