355
تفسير نورٌ علي نور ج1

سوره نساء

«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»

1. «يا أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثِيراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً»

روض الجنان: قوله: «يا أَيُّهَا النّاسُ» ، خطاب است با جمله مكلّفان مردان و زنان و آزادان و بردگان و كودكان و ناقص عقلان و ديوانگان كه از اين خطاب به در شوند به دليلى عقلى به در شوند، و اين دليل است* كه برخاسته است بر حكمت خداى (عزّوجلّ) كه به اينان خطاب كردن روا ندارد. ۱
809. علامه شعرانى: يعنى اين دليل عقلى كه كودكان و سفيهان و ديوانگان را از خطاب خارج مى‏كند عبارت است از همان دليل عقلى بر حكمت خداى تعالى. ۲
روض الجنان: و رسول عليه‏السلام گفت: لا تَحْلفُوا بِآباءكُمْ؛ سوگند مخوريد به پدرانتان.
چگونه شايد كه رسول عليه‏السلام از چيزى نهى كند، و حق تعالى از آنچه بليغ‏تر باشد روا فرمايد داشت. ۳
810. علامه شعرانى: يعنى روا دارد. و اين نوع تعبير در كلام مؤلّف براى تعظيم است و در اين عهد ما گوييم روا فرمايد و كلمه داشت را نياوريم نظير خلق فرمود و اذن فرمود. ۴

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۳۳ـ۲۳۴.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۰۳.

3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۳۶.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۰۵.


تفسير نورٌ علي نور ج1
354

200. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

روض الجنان: ... ابوهريره روايت كرد از رسول عليه‏السلام كه او گفت: خبر دهم شما را به آنچه گناهان بسترد و درجات رفيع كند؟ گفتند: بلى يا رسول الله، گفت: إسْباغُ الْوُضُوء عَلَى الْمَكاره. بر مكاره وضو تمام كردن... . ۱
807. علامه شعرانى: شرّاح حديث گويند مراد از مكاره مشقت است؛ يعنى آنچه وضو با آن حال دشوار باشد مانند سرماى سخت و تنگى آب و دورى آن و گرانى بها و از اين قبيل. ۲
روض الجنان: ... وقالَ سرىّ السَّقطىّ: اِصْبِرُوا على الدين رجاءَ السَّلامَةِ. ۳
808. علامه شعرانى: سرى بن مغلس سقطى خالِ جنيدِ بغدادى است. او از مشايخ صوفيه است و در سال 251 در بغداد درگذشت و گويند مردم را به كسب و طلب رزق دعوت مى‏كرد و از سؤال و قبول هديه منع مى‏نمود و مى‏گفت دين را مايه كسب قرار ندهيد. گويند مرض سعال داشت، كسى حبّ سرفه براى او فرستاد، به هديه نپذيرفت و گفت من مردم را نهى مى‏كنم از اين كه روزى به دين طلب كنند، چگونه خود چنين كنم.
و اين جمله را گفتيم تا بدانند معنى سلوك و تصوف ترك حرفه و كار نيست. و هم از سخنان او است كه دل فقير چگونه به نور الهى روشن شود و حال آنكه شكم را از مال تاجران حرام خوار و ظلمه و رشوه گيران پر مى‏كنند. راستى كه سالك طريق حق اگر راستگوى باشد دوست خدا است و ظلمه بدترين دشمنان خدا. او چگونه خود را نزد دشمن ذليل كند. ما گوييم اين همه مناسب آن عهد است و اما به عهد ما مدعيان تدين و تهذيب و تقوا خود متصدّى ظلم و خودشان خراج ستانند. ۴

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۳۰.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۰۱.

3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۳۰.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 94027
صفحه از 724
پرینت  ارسال به