357
تفسير نورٌ علي نور ج1

4. «...فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً»

روض الجنان: قَولُهُ: «هَنِيئاً» ، اشتقاق او من هَنَأتُ الْبَعيرَ بِالْقَطِران باشد إذا عارَجْتَهُ بِهِ؛ شتر را چون گر دارد او را به قطران بيندايى هنَأتُ گويى... . ۱
817. علامه شعرانى: گرى بيمارى جَرَب است و عرب آن را به قطران علاج مى‏كنند؛
چون قطران حيوانات خرد و جراثيم مرض را نابود مى‏كند. ۲

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۴۶.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۲.


تفسير نورٌ علي نور ج1
356

3. «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ...»

روض الجنان: مجاهد گفت: معنى آن است كه چنان تحرّج مى‏كنى از مال ايتام، هم چنان تحرّج كنى از زنا، و اگر نكاح خواهى كردن بر اين عدد مى‏فزايى. و ابراهيم النّخعىّ خواند در شاذّ: «تَقْسِطُوا» بفتح التّاء، و گفت: «قَسَطَ» و «أَقْسَطَ» لُغَتانِ فِى الْعَدل. و زجاج و دگر ائمّه لغت گفتند: أَقْسَط إذا عدلَ و قَسَطَ إذا جارَ، و اصل كلمه قَسَطَ «إذا جارَ» باشد، و در «أقْسَط»، «الف» ازاله را بود، براى آنكه جور ازاله عدل بود*، كَقَوْلِهِمْ: عرِبَتْ مَعدَتهُ** وأَعْرَبَها إذا اَصْلَحَها. ۱
811. علامه شعرانى: * مناسب چنان است كه عدل ازاله جور بود. ۲
812. ** «عربت معدته» يعنى معده او تباه و فاسد شد. ۳
روض الجنان: «أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ» ؛ به آنچه دست راست شما مالك بود آن را، يعنى پرستاران. و اگرچه اضافه «ملك» بر حقيقت با جمله بود... . ۴
813. علامه شعرانى: يعنى مالك جمله تن است نه دست تنها بلكه مالك تن نيست
بلكه روح است در تن، چون مرده مالك نيست. ۵
روض الجنان: [قال] النّبىّ عليه‏السلام لا نَذْرَ في مَعْصيَةِ اللهِ ولا فيما لا يَمْلِكُ بنُ ادَمْ* و اين قول ضعيف است. و تمسّك آنان كه به ظاهر آيت تمسّك كردند در وجوب نكاح درست نيست، اگرچه ظاهر او در امر قرآن بر وجوب بود براى آنكه به دليل عدول كنند از ظاهر، و اجماع امّت است بر آنكه نكاح سنّت است و واجب نيست.** ۶
814. علامه شعرانى: * نذر و يمين در يك حكمند و در غير ملك نافذ نيستند. ۷
815. ** از اينجا معلوم مى‏گردد اجماع بر هر دليل مقدم است حتى بر ظاهر كتاب؛ چون اجماع نص است و هم دليل است بر آنكه اجماع دليل ديگر است غير از روايت و حديث، چون از روايت علم حاصل نمى‏شود بر خلاف اجماع. ۸
روض الجنان: ... و شافعى گفت: «عَوْل» كثرت عيال باشد، و اين قول جز از او روايت نكردند... ابو عمرو بن العَلاء گفت: وجوه لغت عرب چنان بسيار شده است كه من نمى‏يارم كه لحنى بر كسى بگيرم، مى‏گويم باشد كه آن را وجهى بود كه من نمى‏دانم. ۹
816. علامه شعرانى: اين تكلّفات براى تصحيح كلام شافعى است. ۱۰

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۴۱.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۰۸.

3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۴۳.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۰۹.

5.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۰.

6.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۴۴.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 94016
صفحه از 724
پرینت  ارسال به