359
تفسير نورٌ علي نور ج1

6. «وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ...»

روض الجنان: ... و ديگر سال است، و علما در سال خلاف كردند. مذهب اهل البيت آن است كه: چون پانزده ساله شود بالغ باشد. ۱
820. علامه شعرانى: دليل اين اجماع است و ما مذهب اهل البيت عليهم‏السلام را از اجماع فقها دانيم نه از روايات؛ چون كسى كه در روايات نظر كند متحيّر شود و نداند سال بلوغ چيست. پس علم ما به سن بلوغ از خبر حاصل نشده است بلكه از اجماع حاصل شده است. ۲
روض الجنان: ... رُشْد به نزديك شافعى دو چيز باشد: آنكه گواهى او در شرع مسموع و مقبول باشد، و آنكه مال تباه نكند. و ابوحنيفه و ابو يوسف و محمّد گفتند: چون بالغ باشد و عاقل و مصلح مال، حجر از او زايل شود، سواء اگر مصلح باشد در دين و اگر مفسد، اعتبار به صلاح مال كردند دون صلاح دين... . ۳
821. علامه شعرانى: مشهور ميان فقهاى ما همين است. مصلحت عام را مقدم داشتند
بر صلاح فرد؛ چون اگر همه افراد مردم بدانند چون رنجى برند و كسبى كنند در تصرف مال خويش كه نتيجه رنج آنها است مختارند بيشتر كوشش مى‏كنند به اميد بهره بردن از مال. و اگر به ولات اين حق را بدهيم كه هر وقت بخواهند دست مردم را از تصرف در مال خويش كوتاه كنند و مردم مطمئن نباشند از رنج خويش بهره مى‏برند كوشش كمتر مى‏كنند و عامه را از كمىِ محصول زيان حاصل مى‏شود. ۴
روض الجنان: و علما خلاف كردند در آنكه بر چه وجه روا باشد فقير را كه مال يتيم خورد. بعضى گفتند: بر سبيل قرض... .
و روايت كرده‏اند از باقر عليه‏السلام و گفت: دليل بر آنكه چنين است، آن است كه خداى تعالى گفت: با جايگاه دهد و گواه بر ايشان گيرد... بعضى دگر گفتند: او را باشد كه از ميوه درختان و غلّه زمين و شير شتر و گوسفند و آنچه ريع و زياده باشد از آن روا باشد كه بعضى برگيرد، امّا از رقبه مال نرسد او را، و به‏نزديك ما هر كه كه تعهّد مال او كند* از عمارت زمين و تلقيح** و سقى درختان و مراعات مواشى او را اجرت مثل رسد. ۵
822. علامه شعرانى: * ظاهراً غنى و فقير يكسانند و عمل هر دو محترم است تا رغبت در حفظ مال يتيم كنند و پرهيز كردن بهتر است. ۶
823. ** تلقيح آن است كه گرد خرماى نر بر شكوفه ماده ريزند. ۷

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۲.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۶.

3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۴.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۷.

5.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۶ ـ ۲۵۷.

6.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۹.


تفسير نورٌ علي نور ج1
358

5 . «وَ لا تُؤتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها...»

روض الجنان: انسِ مالك روايت كند كه: زنى سياه به‏نزديك رسول آمد مليح، فصيح زبان، گفت: يا رسول الله! در حقّ ما خيرى بگو كه همه شرّ مى‏گويى در حقّ ما. گفت: چه گفتم در حقّ شما از شرّ؟ گفت: ما را سفيه خواندى. گفت: سفيه من نخواندم شما را، خداى خواند فى قوله: «وَ لا تُؤتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ» . گفت يا رسولَ اللّه! ما را ناقص خواندى. گفت: ناقص نباشى كه در ماهى چند روز نماز نكنى؟ آنگه گفت: كفايت نيست شما را كه چون يكى از شما بار برگيرد، چندانى مزد بود او را كه خود را در ره خدا باز بندد،* براى جهاد كافران چون بار بنهد او را مزد آن شهيد بود كه در خون بگردانند او را در ره خداى... . ۱
818. علامه شعرانى: بار بستن به معنى مرابطه است و رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در اين حديث وظيفه زن را كه خداى در خلقت بدو محول كرده است بيان فرمود و اداى همين وظيفه مانع از كار ديگر است. چون در سنين كار و عمل كه از چهارده سالگى است تا پنجاه سال بايد بزايد و فرزند شير دهد و اين مانع كار ديگر است. و خير و سعادت هر موجود آن است كه وظيفه طبيعى خود را كه خداوند بدو محول كرده به انجام رساند؛ وظيفه مرد كوشش است و جهاد و وظيفه زن فرزند پروردن. ۲
روض الجنان: و عاصم روايت كند از مُورق كه: زنى به عبداللهِ عمر بگذشت، او اين آيت بخواند. معاوية بن قُرّه گفت: زنان را نه به عادت كنى كه ايشان سفيه باشند، اگر ايشان را فرو گذارند هلاك كنند مردان را... . ۳819. علامه شعرانى: اين سخن از ابن قرّه پذيرفته نيست؛ زيرا كه سفاهت زنان در صرف مال از آن جهت است كه چون در فطرت به تظاهر و تجمل بيش از همه چيز علاقه دارند بيشتر مال را در آن صرف مى‏كند و از حوايج ضرورى باز مى‏مانند و بسا اموال گرانبها كه ظاهر زيبا ندارد به ثمن بخس مى‏فروشند و كالاى بد و زيبا را به اضعاف قيمت مى‏خرند. و اين منافات با فراست آنان ندارد در مكر و حيله. ۴

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۴۸.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۳.

3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۴۸.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 94017
صفحه از 724
پرینت  ارسال به