6. «وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ...»
روض الجنان: ... و ديگر سال است، و علما در سال خلاف كردند. مذهب اهل البيت آن است كه: چون پانزده ساله شود بالغ باشد. ۱
820. علامه شعرانى: دليل اين اجماع است و ما مذهب اهل البيت عليهمالسلام را از اجماع فقها دانيم نه از روايات؛ چون كسى كه در روايات نظر كند متحيّر شود و نداند سال بلوغ چيست. پس علم ما به سن بلوغ از خبر حاصل نشده است بلكه از اجماع حاصل شده است. ۲
روض الجنان: ... رُشْد به نزديك شافعى دو چيز باشد: آنكه گواهى او در شرع مسموع و مقبول باشد، و آنكه مال تباه نكند. و ابوحنيفه و ابو يوسف و محمّد گفتند: چون بالغ باشد و عاقل و مصلح مال، حجر از او زايل شود، سواء اگر مصلح باشد در دين و اگر مفسد، اعتبار به صلاح مال كردند دون صلاح دين... . ۳
821. علامه شعرانى: مشهور ميان فقهاى ما همين است. مصلحت عام را مقدم داشتند
بر صلاح فرد؛ چون اگر همه افراد مردم بدانند چون رنجى برند و كسبى كنند در تصرف مال خويش كه نتيجه رنج آنها است مختارند بيشتر كوشش مىكنند به اميد بهره بردن از مال. و اگر به ولات اين حق را بدهيم كه هر وقت بخواهند دست مردم را از تصرف در مال خويش كوتاه كنند و مردم مطمئن نباشند از رنج خويش بهره مىبرند كوشش كمتر مىكنند و عامه را از كمىِ محصول زيان حاصل مىشود. ۴
روض الجنان: و علما خلاف كردند در آنكه بر چه وجه روا باشد فقير را كه مال يتيم خورد. بعضى گفتند: بر سبيل قرض... .
و روايت كردهاند از باقر عليهالسلام و گفت: دليل بر آنكه چنين است، آن است كه خداى تعالى گفت: با جايگاه دهد و گواه بر ايشان گيرد... بعضى دگر گفتند: او را باشد كه از ميوه درختان و غلّه زمين و شير شتر و گوسفند و آنچه ريع و زياده باشد از آن روا باشد كه بعضى برگيرد، امّا از رقبه مال نرسد او را، و بهنزديك ما هر كه كه تعهّد مال او كند* از عمارت زمين و تلقيح** و سقى درختان و مراعات مواشى او را اجرت مثل رسد. ۵
822. علامه شعرانى: * ظاهراً غنى و فقير يكسانند و عمل هر دو محترم است تا رغبت در حفظ مال يتيم كنند و پرهيز كردن بهتر است. ۶
823. ** تلقيح آن است كه گرد خرماى نر بر شكوفه ماده ريزند. ۷
1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۲.
2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۶.
3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۴.
4.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۷.
5.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۵۶ ـ ۲۵۷.
6.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۱۹.