363
تفسير نورٌ علي نور ج1

11. «يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ...»

روض الجنان: ... عطا گفتم سعد بن الرّبيع النقيب را در احد بكشتند، او زنى رها كرد و دو دختر را و برادرى را... . ۱
832. علامه شعرانى: يعنى از آن رؤساى انصار كه با پيغمبر بيعت كردند و آن حضرت را به مدينه آوردند. ۲
روض الجنان: مقاتل و كلبي گفتند: آيت در ابوكُحَّه آمد كه قصّه او برفت. ۳
833. علامه شعرانى: «كُحّه» به ضم كاف و به حاء مهمله مشدّده است. و در منتهى الارب گويد: اُم كحه نام زنى است كه فرائض درباره او نازل گشت. ۴
روض الجنان: ... و آنچه مانع باشد از ميراث سه چيز است: كفر است ورقّ و قتل عمد بر وجه ظلم، و هرچه منع كند از ميراث از اين سه وجه منع كند از حجب مادر از ثلث با سُدس. ۵
834. علامه شعرانى: مثلاً اگر ميت دو برادر كافر داشته باشد و پدر و مادر مسلمان يك ثلث تركه او از آن مادر است و دو ثلث از آن پدر و اگر آن دو برادر ميت مسلم باشند
يك سدس متعلق به مادر است و پنچ سدس به پدر. پس كفر دو برادر مانع است از آنكه حاجب مادر باشند از ثلث وميراث او را به سدس برگردانند. ۶
روض الجنان: ... چه غرض از اين كتاب تفسير قرآن است و آنچه گذارش معنى به آن باشد. ۷
835. علامه شعرانى: «گذارش» شرح و تفسير است. ۸
روض الجنان: «فِي اَوْلادِكُمْ» ؛ در كار فرزندانتان چون شما را وفات رسد، و اين جمله حذف كرد براى دلالت حال بر او «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» ؛ يك پسر را چندان نصيب بود كه دو دختر را... «فَاِنْ كُنّ نِساء» ، يعنى وارثان اگر چنان‏كه اين فرزندان باز مانده از مادر و پدر رفته همه دختران باشند و از بالاى دو باشند ـ يعنى سه يا بيشتر ـ نصيب ايشان دو ثلث باشد از تركه، و اگر دو باشند هم ثلثان باشد ايشان را، و لكن اين حكم از آيت ندانند، از اجماع امّت دانند.
و بعض مفسران و اهل معانى گفتند: اين حكم از آيت دانند به زيادت فوق، كه اين لفظ را صله كنند يعنى زياده*، چنان‏كه گفت: «فاضرِبُوا فَوْقَ الاَعْناقِ»۹ ؛ أَى فَاضْرِبُوا الاَعْناقَ و «فوق» صله است. و اگر چنين باشد از آيت حكم دو دختر دانند. حكم بيشتر از دو دختر هم به اجماع توان شناختن**... . ۱۰
836. علامه شعرانى: * يعنى «فوق» كلمه زائده است و معنى آن مراد نيست. ۱۱
837. ** بايد دانست كه بعض فقهاى اخير مانند محقق سبزوارى اجماع را سست گرفته چنان پندارند كه هرگز علم به اجماع براى كسى حاصل نمى‏شود و تتبّع اقوال همه علماى امت ممكن نيست و هر جا كه اجماع است مطابق آن خبرى مى‏توان يافت و از اجماع بى نياز شد. و ما در محل خود اين قول را تضعيف كرده‏ايم و همين مسأله
دليل قوى است بر قول ما؛ چون به حكم شرع يقين داريم در اين مسأله. و يقين ما از اخبار حاصل نشده است؛ چون خبر متواتر در اين باب وارد نيست. ۱۲
روض الجنان: قَوله: «وَلابَوَيْهِ» ، كنايتى است نه از مذكورى ارادَ ولاَبَوَىِ الْمَيّتِ... . ۱۳
838. علامه شعرانى: [مذكورى] يعنى ضميرى كه مرجع آن در لفظ مذكور نيست. ۱۴
روض الجنان: ... و قولى هست عبداللهِ عبّاس را كه: برادران را تا سه نباشند حجب نكنند حملاً على ظاهر قَوله: «فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ» و اقلّ جمع سه باشد، و اين قولى شاذّ است، و جمله بر خلاف اين‏اند. جواب آن است او را كه گوييم: اگر چه اقلّ جمع بر حقيقت سه باشد، اينجا حمل كنيم بر دو سبيل مجاز به دلالت اجماع... . ۱۵
839. علامه شعرانى: سخن در اين اجماع همان است كه گفتيم و ما بدين مسأله يقين داريم و مى‏دانيم يقين ما از اخبار حاصل نشده؛ چون خبر متواتر در اين باب وارد نيست. ۱۶
روض الجنان: ... پس ايشان در اين باب راست‏اند. ۱۷
840. علامه شعرانى: يعنى برابر يكديگرند. ۱۸

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۸.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۲۷.

3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۹.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۲۷. رك: الإصابه، ج ۸ ، ص ۴۵۶، ش ۱۲۲۲۱: «ام كجة الانصارية، ذكر الواقدى عن الكلبى فى تفسيره عن ابى صالح عن ابن عباس...» .

5.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۲۸.

6.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۱.

7.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۲۹.

8.انفال (۸): ۱۲.

9.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۳.

10.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۳۰.

11.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۴ـ ۲۷۵.

12.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۳۱.

13.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۷۶.

14.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۳۲.


تفسير نورٌ علي نور ج1
362

9. «وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ...»

روض الجنان: و بر سرى عذرى بخواهى. ۱
828. علامه شعرانى: بر سرى؛ يعنى به علاوه. ۲
روض الجنان: ... خداى تعالى گفت: بگو تا از خداى بترسند آنان كه چنين سخنها گويند، و انديشه كنند كه اگر ايشان را وفاتى رسد و فرزندانى طفل ضعيف باز گذارند، به ورثه اين متوفّى هم آن خواهند و سگالند كه به فرزندان يتيم خود، و سخن به وجه گويند و از شرع تعدّى نكنند. ۳
829. علامه شعرانى: غمخوارى و تربيت آن يتيم چنان كنند كه فرزندان خود را. ۴
روض الجنان: ... «ايشان آتش مى‏خورند در شكمشان»، در او دو وجه گفتند: ... و دوم آنكه: اين بر طريق مثل بود، براى آنكه آن كس كه مال يتيم خورد مال و عاقبت او با دوزخ بود، و شكم پر آتش باز كند* به عقوبت آن، و اگر نه آن نبودى او را پس بمنزلت آن باشد كه اوّلاً آتش خورده از آن جا كه ثمره و عاقبت آن خوردن آتش بود، و اينجارى مجراى آن مثل باشد در معنى كه كَالباحِثِ بظِلْفِهِ عَنْ حتْفِهِ**... . ۵
830. علامه شعرانى: * و صحيح آن است كه بنا برتجسّم اعمال عين خوردن مال يتيم آتش مى‏شود. و باز كند يعنى بار ديگر پر كند از آتش. ۶831. ** مى‏خواستند گوسفندى بكشند كارد نبود، گوسفند به سم خود زمين را كاويد كاردى پيدا شد. ۷

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۵.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۲۵.

3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۶۷.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۲۶.

5.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۲۶.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 94004
صفحه از 724
پرینت  ارسال به