379
تفسير نورٌ علي نور ج1

46. «مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ...»

روض الجنان: «وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ» . در او دو قول گفتند: ... و ديگر اسمع لا سمعت؛ بشنو كه اگر تو گويى ما قبول نخواهيم كردن، وبشنو كه مشنواش لعنهم الله. ۱
881. علامه شعرانى: «مشنواش» ترجمه «لاسمعت» نفرين است. ۲

49. «...بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلاً»

روض الجنان: عبداللهِ عباس گفت...كه: «فَتيل» آن باشد كه در شكاف استخان خرما بود، و «نقير» آن گو باشد كه بر پشت استخوان خرما بود. ۳
882. علامه شعرانى: يعنى گودى. ۴

56 . «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِاياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً...»

روض الجنان: رسول عليه‏السلام گفت: سطبرى پوست كافر چهل و دو گز باشد، و اهرش چندان باشد كه كوه احد. ۵883. علامه شعرانى: «اهر» به نظر مى‏آيد كه دندان باشد ترجمه ضرس، اما در كتب لغت فارسى نيافتيم. ۶
روض الجنان: ... دگر آنكه: اگر چه ضرب و قطع و مانند اين بر عضوى از اعضا باشد، متألّم و معذّب جمله حىّ بود، و جمله حىّ ادراك آن كند بانقار طبع، پس از
اين وجوه به پوست اعتبار نيست كه آن باشد يا نه آن باشد، كه پوست به مثابت لباس است حىّ را. ۷
884. علامه شعرانى: حكما گويند: شيئيت هر چيز به صورت است نه به ماده؛ لذا انسان همان انسان است از آغاز جوانى تا آخر پيرى اگر بدنش چندين بار مبدّل گشته اما روحش باقى است، و كرمى كه از جنازه متكوّن شود غير انسان است. ۸

1.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۳۸۵؛ در چاپ مشهد «مشوياش» ضبط شده است.

2.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۰۴.

3.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۳۹۱.

4.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۰۸.

5.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۴۰۱.

6.روح الجنان، ج ۳، ص ۴۱۵.


تفسير نورٌ علي نور ج1
378
  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93775
صفحه از 724
پرینت  ارسال به