43
تفسير نورٌ علي نور ج1

نقل مواعظ و اقوال صوفيه!

شيخ ابو الفتوح رازى در ذيل بسيارى از آيات، جابه‏جا، به موعظه پرداخته و در بسيارى از موارد از مشايخ صوفيه، گاهى با بردن نام آنها و گاهى بدون نام، مطالبى نقل كرده است. مرحوم شعرانى هم در توجيه اين كار ابو الفتوح برآمده و چند جا توضيحاتى داده است:
1. در ذيل آيه 139 سوره بقره مؤلّف «فصلى در اخلاص از كلام علما و مشايخ» ترتيب داده است، ۱ و علامه شعرانى در حاشيه چنين مى‏گويد:
مؤلّف از نقل كلام مشايخ صوفيه احتراز نمى‏جست؛ چون بسيارى از آنان شيعى و متشرّع بودند و سخنان عالى گفتند. و تنفّر از آن صوفى روا است كه از حدود شرع پاى فراتر نهد و بدان مقيّد نباشد. ۲
2. نيز مؤلف در ذيل آيه 286 سوره بقره مى‏نويسد:
يكى از جمله صالحان نام او خبّاب گفت: به مجلس ذوالنّون مصرى حاضر آمدم در فُسطاط مصر، حَزْر كردم حاضران را كه هفتاد هزار مرد بودند. او در محبّت خداى سخن گفت، يازده جنازه برگرفتند [از مجلس او]. ۳
علامه شعرانى در حاشيه مى‏گويد:
پيش از اين گفتيم مؤلّف كتاب از گفتار مشايخ صوفيه بسيار در اين تفسير آورده است؛ چون در آن عهد تنفر علماى شرع از تصوف و احتراز متصوفه از علماى شرع مانند عهد ما نبود و هر چه متضمن عبرت و موعظه و تعليم راه خدا و تذهيب نفس باشد روايت مى‏كردند از هر كس، و سخن از عشق حقيقى و محبت خدا هم مخالفت مذاق اهل شرع نيست. ۴
3. مؤلف در ذيل آيه 46 سوره رحمن مى‏نويسد: «ابراهيم ادهم گفت: سالى به حج مى‏رفتم...». ۵و علامه شعرانى در حاشيه مى‏گويد:
چنان‏كه گفتيم، مؤلف سخنان نيكو را از مشايخ صوفيه نقل مى‏كند و آن نفرت كه پس از دوران صفويه از متصرفه در ميان خلق پديد آمد به سياست مخالفان آنان پديد آمد و پيش از آن به اين شدت نبود و مَساوى اعمال ايشان مانند مَساوى و عيوب ساير طوايف ذكر مى‏شد. ۶
4. مؤلف در ذيل آيه 159 سوره آل عمران مى‏گويد:
... بهلول مجنون را گفتند: بنده كى متوكّل باشد؟ گفت: آنگه كه از خلق غريب شود و به حق قريب، و حاتِم أصمّ را گفتند: حدّ توكّل تو كجاست؟ گفت: بناى آن بر چهار چيز است... . ۷
علامه شعرانى در حاشيه درباره بهلول مى‏نويسد:«بهلول از عقلاءِ مجانين معروف است، معاصر هارون بود و صوفيه او را از بزرگانِ خود مى‏شمارند». ۸ و درباره حاتم بن علوان اصم مى‏نويسد: «او از مردم بلخ است و معاشر شقيق بلخى بود و در سال 237 درگذشت». مرحوم شعرانى در ادامه حاشيه مى‏نويسد:
اگر گويى: مؤلّف چرا از مشايخ صوفيه روايت كرده است؟ گوييم: همه آن مردمى كه صوفيه از مشايخ خود مى‏شمارند بدعت گذار نبودند بلكه آنان حضرت امام محمد باقر عليه‏السلام و امام جعفر صادق عليه‏السلام و ديگر ائمه رانيز از مشايخ خود شمرند. ديگر آنكه سخن حق را از هر كس بايد فرا گرفت كه «الحكمة ضالّة المؤمن»؛ چنان كه اصوليان و محدثين و علماى عربيت و قرائت اصطلاحات از اهل سنت گرفته‏اند، مثل صحيح و موثق و ضعيف و اجازه و مسند و مرسل و مناوله و وجاده و مدابجه و غير ذلك. به هر حال، صوفيان در عهد مؤلّف چنان منفور نبودند كه در عهد ما؛ چون بدعت در اين عهد بيشتر است. ۹
5 . مؤلف در ذيل آيه 200 سوره آل عمران مى‏نويسد: « ... وقالَ سرىّ السَّقطىّ: اِصْبِرُوا على الدين رجاءَ السَّلامَةِ». ۱۰علامه شعرانى هم در حاشيه مى‏گويد:
سرى بن مغلس سقطى خالِ جنيدِ بغدادى است. او از مشايخ صوفيه است و در سال 251 در بغداد درگذشت و گويند مردم را به كسب و طلب رزق دعوت مى‏كرد و از سؤال و قبول هديه منع مى‏نمود و مى‏گفت دين را مايه كسب قرار ندهيد. گويند مرض سعال داشت، كسى حبّ سرفه براى او فرستاد، به هديه نپذيرفت و گفت من مردم را نهى مى‏كنم از اين كه روزى به دين طلب كنند، چگونه خود چنين كنم.
و اين جمله را گفتيم تا بدانند معنى سلوك و تصوف ترك حرفه و كار نيست. و هم از سخنان او است كه دل فقير چگونه به نور الهى روشن شود و حال آنكه شكم را از مال تاجران حرام خوار و ظلمه و رشوه گيران پر مى‏كنند. راستى كه سالك طريق حق اگر راستگوى باشد دوست خدا است و ظلمه بدترين دشمنان خدا. او چگونه خود را نزد دشمن ذليل كند. ما گوييم اين همه مناسب آن عهد است و اما به عهد ما مدعيان تديّن و تهذيب و تقوا خود متصدّى ظلم و خودشان خراج ستانند. ۱۱

1.روض الجنان، ج ۲، ص ۱۹۰.

2.روح الجنان، ج ۱، ص ۳۴۵. مطابق تعليقه شماره ۱۶۹ اين مجموعه.

3.روض الجنان، ج ۴، ص ۱۵۹؛ عبارت داخل قلاب در چاپ مشهد نيست.

4.روح الجنان، ج ۲، ص ۴۳۱. مطابق تعليقه شماره ۵۶۶ اين مجموعه.

5.روض الجنان، ج ۱۸، ص ۲۷۱.

6.روح الجنان، ج ۱۰، ص ۴۰۰. مطابق تعليقه شماره ۲۷۴۸ اين مجموعه.

7.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۱۲۹.

8.روح الجنان، ج ۳، ص ۲۳۱. مطابق تعليقه شماره ۷۴۰ اين مجموعه.

9.روح الجنان، ج ۳، ص ۲۳۱. مطابق تعليقه شماره ۷۴۱ اين مجموعه.

10.روض الجنان، ج ۵ ، ص ۲۳۰.

11.روح الجنان، ج ۳، ص ۳۰۱. مطابق تعليقه شماره ۸۰۸ اين مجموعه.


تفسير نورٌ علي نور ج1
42
  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 92127
صفحه از 724
پرینت  ارسال به