451
تفسير نورٌ علي نور ج1

41. «...يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤتَوْهُ فَاحْذَرُوا...»

روض الجنان: ... و او را ملامت كردند و گفتند شرط است اين كه تو كردى كشف اسرار و هتك اسرار... . ۱
1070. علامه شعرانى: يعنى آيا خوب است. ۲
روض الجنان: و قَوْلُهُ: «مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ» ، اَىْ مِنْ بَعْدِ وَضْعِهٍ مواضِعَهُ و كنايت براى آن به تذكير گفت كه ردّ آن با لفظ كرد. ۳
1071. علامه شعرانى: يعنى ضمير كه به كلم بر مى‏گردد بايد مؤنث باشد اما مذكر آورد به اعتبار آنكه لفظ مذكر است. ۴
روض الجنان: ... و قَوْلُهُ: «مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ» ، زجّاج گفت تقدير آن است كه
بعد استقراره فى مواضعه، و معنى آن است كه پس از آنكه حلالش حلال كردند و حرامش حرام كردند. ۵
1072. علامه شعرانى: به نظر چنان مى‏رسد كه موضع معنى كلمه است و تحريف كلمه از موضع همان است كه ما تأويل بر خلاف ظاهر مى‏گوييم. و حاصل معنى آنكه لفظ را از موضع خود بر مى‏گردانند و به جاى ديگر مى‏برند؛ مثلاً در تورات آمده است كه پيغمبرى از ميان برادران ايشان بر مى‏انگيزم و مراد از اين پيغمبر اسلام و برادران ايشان عرب كه برادر بنى‏اسرائيلند. و آنها اين لفظ را از معنى خود بر مى‏گردانند و مى‏گويند مراد پيغمبر ديگرى است كه در آخرالزمان مى‏آيد و بايد از بنى‏اسرائيل باشد و برادران ايشان مقصود بنى‏اسرائيل است مثل «إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً»۶ كه صالح خود از ثمود بود و آن را برادر ايشان ناميد. و فرق ميان «عن مواضعه» و «من بعد مواضعه» آن است كه در اول لفظ را از معنى منحرف مى‏سازند و در معنى خود نمى‏گذارند و در دوم اصل كلم را در معنى خود قبول مى‏كنند و پس از آن به معنى ديگر محرّف مى‏كنند؛ نظير آنكه بعض اهل حديث گويند: مراد از «اثْنا عَشَرَ شَهْراً»۷ دوازده امام است و هم دوازده ماه. ۸

1.روض الجنان، ج ۶، ص ۳۸۱.

2.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۰۴.

3.روض الجنان، ج ۶، ص ۳۸۴.

4.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۰۸.

5.اعراف (۷): ۷۳.

6.توبه (۹): ۳۶.


تفسير نورٌ علي نور ج1
450

40. «...يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ...»

روض الجنان: «يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ» آن را كه خواهد عذاب كند و آن را كه خواهد بيامرزد.
در اوّل اعني در باب عذاب استحقاق معتبر است به ادلّه عقل و اجماع امّت كه از روى حكمت جز آن را نخواهد كه عقاب كند كه مستحقّ باشد و عقاب نامستحق نخواهد. ۱
1067. علامه شعرانى: اين همه تأكيد براى دفع توهم ملاحده و منكران دين اسلام است كه بعيد مى‏شمارند براى اندكى مال دست مردى ناقص شود و به حكمت پروردگار در حدّ سرقت ايراد مى‏كنند. از اين جهت ملاحظه شود كه عطوفت كاذب و سستى ايمان در اكثر ممالك اسلامى و تقليد نصارا آنان را از اجراى حكم الهى باز مى‏دارد و به جاى آن چند حكم درباره دزد مجرى مى‏دارند كه مؤيّد فساد و مروّج دزدى است؛ از جمله آنان را حبس مى‏كنند و مردم بايد به دادن ماليات مصارف معيشت او را بر عهده گيرند. ديگر آنكه دزدان در زندان تبادل فكر مى‏كنند و نوآموزان از استادان فن دزدى ياد مى‏گيرند و كامل مى‏شوند. سيم آنكه زن و فرزند آنها كه غالبا فقير و بى‏سرپرست مى‏مانند در كوچه‏ها آواره و به فساد و دزدى مجبور مى‏شوند. چهارم آنكه دزدان را كه آزاد كرده‏اند و مدت زندان به سر آمد اجازه كسب و كار نمى‏دهند و چاره ديگر غيرِ دزدى ندارد. ۲روض الجنان: ... و خداى تعالى بر همه چيز قادر است و شى‏ء اينجا مخصوص باشد به معدوم دون موجود براى آنكه موجود به وجود آن مقدورى نشود* و از وجهى دگر مخصوص باشد به مقدورات او تعالى از آن جا كه ادلّه دليل كرده است على فساد مَقْدُورٍ واحد بَيْنَ الْقادريْن**. ۳
1068. علامه شعرانى: * يعنى چيزى كه موجود شد ديگر مقدور نيست و به واسطه موجود شدن از مقدور بودن خارج است. ۴
1069. ** يعنى يك عمل ممكن نيست از دو فاعل صادر شود. ۵

1.روض الجنان، ج ۶، ص ۳۷۸.

2.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۰۴.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93118
صفحه از 724
پرینت  ارسال به