455
تفسير نورٌ علي نور ج1

تفسير نورٌ علي نور ج1
454

45. «وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ...»

روض الجنان: پاره رُكْو. ۱
1076. علامه شعرانى: خرقه كهنه. ۲

47. «وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الاْءِنْجِيلِ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فِيهِ...»

روض الجنان: ... و انجيل اِفعيل باشد منَ النَّجْل وهُو الاَصْلُ... . ۳
1077. علامه شعرانى: صحيح آن است كه انجيل عربى نيست و اصل آن يونانى و به معنى بشارت است. ۴

48. «...فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ...»

روض الجنان: ... عبداللهِ عبّاس گفت معنى آيت آن است كه شريعت اسلام و منهاج قرآن به ره طريقت و تعبّد جمله خلائق كردند اگر ايمان آرند چون نمى‏آرند از ايشان است.* گفت دليلش آن است كه مِنْكُم مى‏گويد و اين خطاب با مخاطبان حاضر باشد؛ چه اگر مراد اهل شرايع پيشين بودندى نگفتى مِنكم و اين وجهى قريب است و
معتمد و آنان كه قول اول گفتند در مِنكُم گفتند براى تغليب گفت چه كتاب رسول است و خطاب به او و با امت اوست و مراد آن است كه مِنكُم و مِنهُم و لكن تغليب داد اين قوم را بر ديگران چنان‏كه تغليب مذكّر بر مؤنث. ۵
اين قول را تقويت داد بقوله: «وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً» والتقدير لجَعَلَكُمْ واءيّاهم اُمَّةً واحدةً تا معنى مستقيم شود. گفت اگر خداى خواستى همه رايك امّت كردى و يك شريعت فرمودى. اين دليل آن كند كه هر امّتى را شرعى دگر فرمود و هر دو محتمل است** و معنى دار. ۶
1078. علامه شعرانى: * يعنى خاصّ مؤمنين و چون خداوند يك شريعت براى همه معين فرمود. و ظاهر آيه آن است كه خداوند براى هر كس شريعت جداگانه مقرّر كرد و اين منافى آن است. ابن عباس جواب مى‏دهد كه مراد شريعت و طريقه‏هاى باطل نيست كه مردم براى خود انتخاب كردند بلكه طريقه حق يكى است. ۷
1079. ** اگر گويى: غيرِ قولِ ابن عباس معتمد نيست براى آنكه خداوند جعل همه اين طريقه‏ها را نسبت به خود داد و آنها كه خود مردم انتخاب كردند باطل است و به جعل خداوند نيست تا بگويد «جعلنا منكم»، در جواب گوييم: دو شريعت در دو زمان مراد است و نيز خداوند افعال مردم را نسبت به خود مى‏دهد، مانند «... أَضَلَّ اللّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً»۸ و تأويل آن را در بيان آيات جبر بيان كرده‏اند. ۹
روض الجنان: ... و اين چنان است كه گفت: «وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها»۱۰ ؛ اگر ما خواهيم هر نفسى را هدى دهيم، يعنى مشيّت جبر براى آنكه مشيّت اختيار خود هست. ۱۱1080. علامه شعرانى: مشيت جبر اراده تكوينى است و مشيت اختيار اراده تشريعى و خداوند به مشيت اختيار از مردم خواست به اختيار خود مؤمن شوند و به مشيت جبر آنها را مجبور به ايمان نكرد. چون صلاح دانست انسان مختار باشد و طبيعت او را با اختيار آفريد و جبر برخلاف طبيعت او است. و به اين جهت انسان از جابر و ظالم متنفر است و در آزادى با نشاط و مكنون طبيعت خويش را از علم و هنر و صنعت و هر چه خداوند انسان را براى آن آفريده ظاهر مى‏سازد اما در جبر و قهر دل مرده و بى‏نشاط و بى‏كاره به منزله آلت معطّل است. ۱۲

1.روض الجنان، ج ۶، ص ۳۹۸.

2.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۱۸.

3.روض الجنان، ج ۶، ص ۴۰۵.

4.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۲۳.

5.روض الجنان، ج ۶، ص ۴۰۸.

6.روض الجنان، ج ۶، ص ۴۰۹.

7.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۲۵.

8.نساء (۴): ۸۸ .

9.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۲۶.

10.سجده (۳۲): ۱۳.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93108
صفحه از 724
پرینت  ارسال به