51 . «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ...»
روض الجنان: قَوْلُهُ: يا اَيُّها الّذينَ امَنُوا، قديم (جلّ جلالُهُ) خطاب كرد با مؤمنان و ايشان راگفت اى مؤمنان مصدّقان گرويدگان اگر هيچ شما را اصلى هست جهودان و ترسايان را دوست مگيرى؛ چه ايشان دشمنان شمااند و به شما خير نخواهد و بسگالند، به ايشان تولاّ مكنيد و به ايشان موالات و دوستى مكنيد، ايشان دوستان يكديگراند. ۱
1081. علامه شعرانى: ما به چشم خويش زيانِ موالات آنان را ديدهايم، بر هر جا دست يافتند مردم منافق و ملحد و پست و طمّاع را بر مسلمانان مسلط ساختند و همه چيزِ آنها را گرفتند. و آن كس كه تاريخ اندلس و پس از آن تاريخ عثمانى را به دقت بخواند، داند كه چگونه مسلمانان با نصارا دوستى كردند و چگونه نصارا آنها را برانداختند. ۲
54 . «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ...»
روض الجنان: ... آنگه گفت: فازَ فيروز؛ ظفر يافت فيروز. ۳1082. علامه شعرانى: «فيروز» خود به معنى مظفر است و «فاز» هم بدين معنى است. و حضرت پيغمبر صلىاللهعليهوآله از عمل او تعبير به فعلى كرد كه با نام او متناسب بود. اما صحيح آن است كه يعقوبى گفت اسود در عهد ابوبكر كشته شد. ۴
روض الجنان: ... دو مرد از يمامه: نام يكى رجال بن نهثل، نام ديگرى محكم... . ۵
1083. علامه شعرانى: در بسيارى از كتب رحال بن عنثوه است و محكمبن طفيل و رحال به همه حروف مهمله و عنثوه به عين و نون و ثاء مثلّث و واو و هاء در آخر. ۶
روض الجنان: چون رسول عليهالسلام با جوار رحمت ايزدى انتقال كرد، جهودان و ترسايان شماتت كردند... . ۷
1084. علامه شعرانى: يعنى خوشحال شدند. ۸
روض الجنان:... گفت: واللّه! كه مردى سخت قوَّت بود، دور غايت بود. ۹
1085. علامه شعرانى: يعنى كسى كه مىخواست به غايت فضل و منقبت او برسد راهى دور در پيش داشت. ۱۰
روض الجنان: ... و گاه با دنيا خطاب مىكرد و مىگفت: اى دنيا مرا تعرّض مىكنى؟ يا با من به بازار مىكنى...! ۱۱
1086. علامه شعرانى: بازار مىكنى ترجمه «تسوّقت» به سين بىنقطه مشتق از سوق است به معنى بازار. و بازار كردن به معنى معامله كردن و اظهار رفاقت و دوستى براى فريب، چنانكه رسم آنان است. و اين كلمه به وجه ديگر هم روايت شده است. ۱۲روض الجنان:راوى خبر گويد: كه روز صريخ أسد عُوَيْلِمْ از صفّ كافران اسب برون زد؛ در خبر است كه چهار صد من آهن بر او و بر اسبش بود. ۱۳
1087. علامه شعرانى: در بعض كتب ديدم در يكى از غزوات گفته و در اينجا روز صريخ است و من روز صريخ را ندانستم چيست و كدام يك از غزوات رسول صلىاللهعليهوآلهبدين نام است. و اين حكايت را بدين تفصيل جاى ديگر نيافتم. و در بحار از مناقب ابن شهر آشوب نام اسدبن عويلم را در ذيل غزوه طائف آورده است. ۱۴ والعلم عند الله. و در افواه نظير اين قصه به مرحب نيز منسوب است. ۱۵
روض الجنان: وَالاَيادي قُرُوضٌ. ۱۶
1088. علامه شعرانى: دستها به هم قرض مىدهند و انعامها معاوضه مىشوند. ۱۷
روض الجنان: ... اگر شما بروى بروى كه رفته بهى رفتنى رفته به. ۱۸
1089. علامه شعرانى: رفته باشيد بهتريد. ۱۹
روض الجنان: ... آنكه از حضرت برود به مصحّف سفر رود. ۲۰
1090. علامه شعرانى: مصحّف سفر سقر است به قاف، يعنى جهنم. ۲۱
1.روض الجنان، ج ۶،ص ۴۱۴ـ ۴۱۵.
2.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۳۰.
3.روض الجنان ج ۷، ص ۳.
4.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۳۴. رك: تاريخ يعقوبى، ج ۲، ص ۱۳۰.
5.روض الجنان، ج ۷، ص ۴.
6.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۳۴.
7.روض الجنان، ج ۷، ص ۵ .
8.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۳۵.
9.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۱.
10.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۳۹.
11.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۲؛ چاپ مشهد «صرح» ضبط كرده است.
12.بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۹۵، ح ۱۴؛ مناقب، ج ۲، ص ۳۳۲.
13.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۴۰.
14.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۵.
15.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۴۲.
16.روض الجنان، ج ۷، ص ۱۶.
17.روح الجنان، ج ۴، ص ۲۴۳.