89
تفسير نورٌ علي نور ج1

58 . «...وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ...»

روض الجنان: و سعيدِ جُبَيْر گفت: مراد به حطّه استغفار است كه به استغفار حطِّ گناه باشد، و نصب را در عربيّت وجهى باشد، و وجه او مصدر بود از فعلى محذوف ولكن نخوانده‏اند. ۱
107. علامه شعرانى: اگر وجهى بر حسب قواعد عربى جايز باشد اما قرّاء نخوانده باشند جايز نيست ما قرائت كنيم به اتفاق علماى اسلام. ۲

61. «...أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ...»

روض الجنان: «اهْبِطُوا مِصْراً» ، هُبُوط، به زمين نشيب فرو شدن باشد، و نقيض او صُعُود بود. و مراد به مِصْر، شهرى از شهرهاست. ۳
108. علامه شعرانى: اگر مصرِ معروف باشد مراد از امر حقيقتِ طلب نيست، مقصود آنكه يا بايد به ذلت خدمت راضى شويد در شهر مصر و هر چه خواهيد بخوريد يا به عزت باشيد و قناعت كنيد چنان‏كه با فرزندت گويى: اگر ادب نياموزى خود را آماده فقر كن. و از آيه 59 سوره شعراء معلوم مى‏گردد خداوند ملك و ثروت فرعونيان را به بنى اسرائيل داد پس آنان به مصر بازگشتند، و مشهور آن است كه چون از مصر بيرون آمدند در زمين تيه و پس از آن در زمين شام بودند و به مصر باز نگشتند. و بعضى گويند در تفسير شعراء كه فرعونيان در شام نيز ثروت ومال داشتند، چون در آن عهد شام نيز جزء قلمرو مصر بود و بنى اسرائيل يك بار فرعون را گرفتند. و در تفسير
المنار از يوسيفوس مؤرخ يهودى يونانى نقل مى‏كند كه بنى اسرائيل يك بار فرعون را منهزم ساختند و او به حبشه گريخت و موسى عليه‏السلام سيزده سال در مصر حكومت كرد، آن‏گاه فرعونيان به مصر بازگشتند و حضرت موسى عليه‏السلام با قومش بار دوم از مصر خارج شدند و باز نگشتند. ۴

1.روض الجنان، ج ۱، ص ۳۰۳.

2.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۰۱.

3.روض الجنان، مج ۱، ص ۳۱۰.

4.روح الجنان، ج ۱، ص ۲۰۶.


تفسير نورٌ علي نور ج1
88

57 . «وَ ضَلَلْنَا عَلَيْكُم الغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى...»

روض الجنان: «اظل» زير توته شتر باشد. ۱
105. علامه شعرانى: اظل به صيغه تفضيل زير سپل شتر يعنى كف پاى آن است. ۲
روض الجنان: مفسّران خلاف كردند در «سَلْوى»:
عبداللهِ عبّاس گفت: مرغى بود ساننج را ماند. ۳
106. علامه شعرانى: ساننج بر وزن نارنج مرغكى باشد سياه و كوچك و ضعيف. از برهان قاطع. و در تحفه گويد: سلوى ظاهرا مرغى است مانند سمانى يعنى بلدرچين و آن را به تركى يلوه گويند و در تنكابن لسه بال نامند. ۴

1.روض الجنان، ج ۱، ص ۲۹۹.

2.روح الجنان، ج ۱، ص ۱۹۸.

3.روض الجنان، ج ۱، ص ۳۰۰؛ در چاپ مشهد «سمانه» ضبط شده است.

4.روح الجنان، ج ۱، ص ۱۹۹.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 93474
صفحه از 724
پرینت  ارسال به