817
تفسير نورٌ علي نور ج2

انبيا به چشم روحانى و آن را دليل روحانى بودن معراج نبايد شمرد. ۱
روض الجنان: ... آنگه جبريل عليه السلام دست من گرفت و مرا به نزديك آن سنگ برد كه پايه معراج* بر او نهاده بود، و آن صخره بيت المقدّس است پاى معراج بر آن سنگ بود و بالاى آن به آسمان پيوسته بر صفتى كه از آن نكوتر هيچ نديده بودم يك قايمه او از ياقوت سرخ بود و يك قايمه از زمرّد سبز...** و آن، آن معراج است كه ملك الموت از او پديد آمد چون قبض ارواح كند و آن آنگاه بود كه بيمار را چشم رها شود و متحيّر بماند آن بود كه اين معراج بر او ظاهر شود او از حُسن او متحيّر بماند*** جبريل عليه السلاماز آنجا مرا بر پر گرفت و بر آن معراج مرا به آسمان دنيا برد و در بزد. گفتند: كيست؟ جبريل است. گفتند: با تو كيست؟ گفت: محمّد است. گفتند: محمّد را بفرستادند گفت: آرى. گفتند: ... تحيّت كناد خداى او را از برادرى و خليفت كه نيك برادرى. و نيك خليفه اى، و نيك آمدى، و در بگشادند و ما در رفتيم.**** من در آسمان دنيا مى رفتم، خروهى را ديدم موى گردن او سبز و سرو تن او سپيد كه از آن نكوتر سبزى و سپيدى نديدم... .
چون آواز او بشنوند خروهان زمين، جمله به آواز آيند و خداى را تسبيح كنند و بال بر هم زنند. چون او ساكن شود، خروهان زمين نيز ساكن شوند. چون دگر باره او بجنبد و آواز كند به تسبيح، خروهان زمين هم چونين كنند به موافقت او و جواب او... . ۲ *****
1903. علامه شعرانى: * «معراج» به معنى نردبام است و از اين روايت معلوم مى گردد كه براق براى سير تا مسجد اقصى بود و از آنجا تا آسمان به معراج، يعنى به نردبام بالا رفت. ۳
1904. ** مراد از قائمه دو طرف نردبام است كه عمودى قرار مى گيرد و پايه هاى

1.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۷۱.

2.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۳۸ ـ ۱۳۹.

3.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۷۲.


تفسير نورٌ علي نور ج2
816

از زنان هم چونين، شوهران خود را رها كنند و ميل به مردان نامحرم كنند.
آنگه گفت: در راه چوبى ديدم كه هر كس كه به او بگذشت جامه اش بدريد و اندامش بخراشيد... . ۱
1900. علامه شعرانى: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله همه اين چيزها را در راه بيت المقدس ديد و گروهى از همين روايات چنان دانستند كه معراج روحانى است چون در راه بيت المقدس اين گونه امور ظاهر نيست كه همه به چشم جسمانى ببينند و اين ديدنها خاصّ چشم نبوت بود. و جواب آن است كه ديدن اين امور به چشم روحانى منافى آن نيست كه رفتن آن حضرت به مسجد اقصى به بدن جسمانى باشد و گرنه آنچه در آسمانها مشاهده فرمود هم به چشم روحانى بود واگر بالفرض كسى به وسيله ديگر در كره ماه و مريخ و كرات ديگر سماوى پياده شود بهشت و دوزخ و ملائكه را نخواهد ديد مگر چشم روحانى داشته باشد. ۲
روض الجنان:... پس پرسيدم به جايى، جبريل مرا گفت: فرود آى و نماز كن. اينجا من فرود آمدم و نماز كردم. مرا گفت: دانى تا كجا نماز كردى؟ گفتم: نه. گفت: به طيبه، يعنى مدينه، وَاِلَيْها الْمُهاجَرُ ـ انْ شاءَالله ـ و آن هجرت گاه تو باشد ـ انْ شاءَ الله... . ۳
1901. علامه شعرانى: آنچه پيغمبر صلى الله عليه و آله تا اينجا ديد بين مكه و مدينه بود، هنوز به مسجد اقصى نرسيده. ۴
روض الجنان:... و در حديث ابوالعاليه چنان است كه گفت: ارواح پيغامبران ديدم آنجا از عهد ادريس و نوح تا به روزگار عيسى عليه السلام خداى تعالى ايشان را جمع كرده بود، بر من سلام كردند و مرا همان تحيّت كردند كه فريشتگان كرده بودند... . ۵
1902. علامه شعرانى: بعيد نيست رفتن به بيت المقدس به جسم باشد و ديدن ارواح

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۳۳.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۶۹.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۳۵.

4.روح الجنان، ج ۷، ص ۱۷۰.

5.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۱۳۶.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160784
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به