879
تفسير نورٌ علي نور ج2

به نام سلجوك و جزء دولت عثمانى تركيه است چنان كه پيش تر گفتيم. و در كتب نصارا آمده است كه در قديم اين شهر مجمع صرافان بود و ثروت بى نهايت در آن گرد آمده چنان كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مروى است كه اصحاب كهف صيرفى بودند. ۱

21. « ... قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً» .

روض الجنان: «قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ» گفت؛ آن كس كه بر كارِ ايشان غالب بود يعنى «تندوسيس الملك»* و اصحابش كه: ما بر اينان مسجدى بنا كنيم كه در آنجا نماز كنند، و همچنان كردند. ۲ **
2045. علامه شعرانى: * گفتيم كه اين كلمه محرّف تئودوسيس است و آن يونانى است وترجمه آن به عربى عبد الله. ۳
2046. ** شهر افسس در زمان جاهليت و بت پرستى يونانيان معبدى داشت وشهر مذهبى بود و پس از ظهور حضرت مسيح عليه السلام بسيارى از مردم آنجا به آن حضرت ايمان آوردند و جناب يوحنا از حواريان مسيح بدان شهر رفت. و به روايت كليساى يعقوبيان خود حضرت مريم عليهاالسلام هم در آن شهر مدفون است؛ اما اين مسجد كه تئودوس ساخت بردرغار، فعلاً معروف نيست. ۴

22. «سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلاّ قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلاّ مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً» .

روض الجنان:... امّا قوله: «وَ ثامِنُهُمْ» بعضى كوفيان گفتند اين «واو» ثمانيه است... و

1.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۱۹.

2.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۳۵.

3.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۲۰.


تفسير نورٌ علي نور ج2
878

خارج غرض از قرآن است، چنان كه در اختلاف در عدد آنان فرمود: «فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلاّ مِراءً ظاهِراً»۱ . مقصود از نقل حكايات گذشتگان در قرآن عبرت گرفتن از موضع عبرت است و دانستن تفاصيل ديگر خارج از اين مقصود است، چنان كه در حكايات اخلاقى گلستان و كتب ديگر كسى تحقيق تاريخ قضايا نمى كند؛ مثلاً پادشاهى به كشتن بى گناهى اشارت كرد بى چاره در حال نوميدى كه داشت الى آخره، نبايد تحقيق كنند اين پادشاه نامش چه بود و در چه زمان و در كدام كشور بود و بى گناه را به چه تهمت گرفتند؛ چون غرض گوينده از حكايت حسن طينت يك وزير است كه شفاعت كرد و سوء نيت ديگرى و بيان فضيلت شفاعت وعقل پادشاه در متابعت وزير نيكو سيرت. و اختلاف در رنگ سگ اصحاب كهف نيز دخلى در غرض خداوند ندارد. غرض اوّلا جواب اهل كتاب است مطابق عقايد آنان تا پيغمبر را نسبت به جهل ندهند و ديگر آنكه از فرج مايوس نبايد شد و از غلبه ظالمان نبايد ترسيد؛ چون اصحاب كهف خوابيدند و بيدار شدند و دنيا را ديدند عوض شده، بى دينان مردند و رفتند و دينداران بر جهان مسلط گشتند و سگ آنها به هر رنگ باشد غرض حاصل. ۲

19. «وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَسائَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً» .

روض الجنان: «هذِهِ» ، اشارت است به آن درمها «إِلَى الْمَدِينَةِ» ؛ به شهر يعنى آن شهر كه كوه بر در آن بود. گفتند: نام او «دفسوس» بود، و گفتند: «افسوس». ۳
2044. علامه شعرانى: صحيح همان افسس است از شهرهاى آسياى صغير و فعلاً دهى

1.كهف (۱۸): ۱۸.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۱۷.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۳۴.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160366
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به