هم زنده نگاهداشتن اصحاب كهف در مدتى كه مقدار آن براى ما معلوم نيست گرچه به قدرت الهى واعجاز بود اما بى دخالت اسباب طبيعى نبوده، نظير آمدن باران از ابر به دعاى امام عليه السلام و بقاى حيات خود حافظ بدن است، اگر حاجت به غذا نداشته باشد؛ تا حيات هست بدن نمى گندد و لو هزار سال بگذرد و استغناى از غذا خصوصاً در خواب از محالات نيست تا كسى گويد اراده خدا به محال تعلق نمى گيرد. و نيز خواهيم گفت مدت خواب آنها از قرآن فهميده نمى شود. ۱
18. «وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً» .
روض الجنان: «وَ تَحْسَبُهُمْ» ؛ و تو پندارى اى محمّد كه، ايشان بيدارند؛ و بر حقيقت ايشان خفته اند... . گفتند: براى آن گفت كه: ايشان خفتگانى بودند چون بيداران كه ايشان با آنكه خفته بودند چشمها گشاده بودند، «وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الَْيمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ» ؛ و ما ايشان را از اين دست در آن دست مى گردانيم تا پهلوهاشان رنجور نشود. ۲
2042. علامه شعرانى: سخنى كه در تأثير آفتاب گفتيم در گردانيدن از پهلو به پهلو نيز جارى است. و اگر كسى گويد با آنكه بناى امر ايشان بر اعجاز بود و به گشتن پهلو حاجت نبود، همان جواب دهيم كه در آنجا گفتيم. ۳
روض الجنان: «وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ» ، عبداللهِ عبّاس گفت: سگ ايشان سرخ بود، و مقاتل گفت: زرد بود. محمّد بن كعب القُرَظىّ گفت: سخت زرد بود، چنان كه با سياه مى زد، كلبى گفت: خلنج بود. ۴
2043. علامه شعرانى: خلنج به معنى ابلق يعنى دو رنگ است و بحث در اين امور