875
تفسير نورٌ علي نور ج2

2037. ** ثعلبى ابوبكر و عمر و ابوذر و على عليه السلام را نام برده و سلمان را ذكر نكرده است و معلوم نيست به چه علت عثمان را از ميانه حذف كرده اند. ۱
2038. *** ثعلبى گويد: همه سلام دادند و جواب شنيدند پيغام رسول صلى الله عليه و آلهبگذاشتند. ۲
2039. **** در روايت ثعلبى ذكر مهدى عليه السلام هست و گويد در زمان ظهور او هم زنده شوند و باز به حال اوّل روند، برنخيزند تا قيامت. ۳

15. «هؤلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِباً» .

روض الجنان: «هؤلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً» ، اين هم حكايت كلام ايشان است كه ايشان عيب مى كنند قوم خود را به عبادت اصنام، گفتند: اينان كه قوم مااند بدون خداى تعالى اصنام را خدايان گرفته اند، «لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ» ؛ چرا بر اين گفتار حجّتى روشن بنيارند. آنگه گفتند: در جهان از آن ظالم تر كه باشد كه بر خداى تعالى دروغ گويد، و با او انباز گيرد؟ و در آيت، دليل است بر بطلان تقليد... . ۴
2040. علامه شعرانى: تقليد در اصول دين جايز نيست و اين آيه دليل بر بطلان تقليد است و مخالف در اين اهل ظاهر واخباريانند. ۵

17. «وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللّهِ مَنْ يَهْدِ اللّهُ...» .

روض الجنان: «وَ تَرَى الشَّمْسَ» ، اكنون خطاب مى كند با رسول، مى گويد: اى محمّد!

1.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۱۱.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۱۲.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۲۹.

4.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۱۴.


تفسير نورٌ علي نور ج2
874

روض الجنان:... آن پادشاه صالح كه نام او تندوسيس بود. ۱
2035. علامه شعرانى: تئودوس يا تئودوسيس. ۲
روض الجنان:... و آن وقت كه احوال ايشان ظاهر شد، آن روز عيدى ساختند* و در عبادت بيفزودند. اين حديث اصحاب الكهف است.
و در خبر مى آيد كه رسول عليه السلام گفت: بار خدايا من ايشان را توانم ديدن ؛ خداى تعالى گفت: تو ايشان را نبينى و لكن وصىّ خود را با جماعت صحابه آنجا فرست تا ايشان را دعوت كنند با دين تو و ايمان آوردن به تو. رسول عليه السلام بفرمود تا: بساطى بگسترند و ابوبكر را گفت: بر يك گوشه بنشين و عمر را گفت بر يك گوشه و سلمان را بر يك گوشه و ابوذر را بر يك گوشه، و على را گفت: بر ميان بساط بنشين.** صحابه گفتند: يا رسول الله! خداى تو را فرمود كه وصىّ خود را با قومى صحابه آنجا فرست از ميان اينان وصىّ تو كيست؟ گفت: وصىّ من آن است كه چون بر ايشان سلام كند، جوابش دهند و چون سخن گويد، با او مناظره كنند؛ ... امير المؤمنين على برخاست و به در غار فراز شد و گفت: السّلام عليكُمْ اَيُّها الفِتيَةُ. گفتند: و عليك السّلام و رَحْمَةُ الله.*** گفت: من رسول رسول خدايم ـ محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله به شما. دعوت مى كنم شما را با او و با دين مسلمانى. گفتند: مَرْحباً به و بكَ امَنّا وَصَدَّقْنا، گفت: رسول خداى شما را سلام مى كند. گفتند: آنگه گفتند: على محمّد رسول الله السّلامُ مادامَتِ السّمواتُ و الاَرْضُ و عليكَ بِما بَلَّغْتَ. آنگه گفتند: رسول خداى را از ما سلام كن و درود ده كه ما با خوابگاه خود رفتيم تا آنگه كه مهدى از اهل بيت محمّد خروج كند و ما در زمره او باشيم. ۳ ****
2036. علامه شعرانى: * اين روز 25 ژون است. ۴

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۲۴.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۱۰.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۲۵ ـ ۳۲۶.

4.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۱۱.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160376
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به