كردى يا كركى به قرينه كلام سگ بزرگ است نظير آنكه در زمان ما سگ گرگى مى گويند. و بالاى زهى بود يعنى بزرگ تر از آن وزير كردى يعنى كوچك تر. ۱
روض الجنان: «وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً» . و فتوا مپرس در حقّ ايشان از هيچ كس. ۲
2049. علامه شعرانى: طريقه قرآن ـ چنان كه گفتيم ـ در نقل حكايات اقتصار بر موضع عبرت است نه تفاصيل وجزئيات و مردم قصه دوست مى خواهند در حكايت تفاصيل آن را بدانند و براى يافتن آن به هر وسيله دست فرا مى برند و بسا دروغ و غلو و مبالغه كه عادت مردم جاهل است در حكايات داخل مى كنند كه سود ندارد، بلكه گاهى زيان دارد؛ چون صورت دين و حكايات دينى را در نظر بسيارى زشت مى كند وموجب گمراهى مى شود؛ مثلاً بلندى قامت عوج بن عنق و بزرگى بساطِ سليمان عليه السلامو اَشكال عجيبه يأجوج و مأجوج و نشستن ديو بر ملك و تخت حضرت سليمان، و عاشق شدن حضرت داود به زن سرهنگ خود اوريا، وتوسل براى كشتن او و آمدن هاروت و ماروت به زمين و زنا كردن با فاحشه زهره نام و مسخ شدن آن به صورت ستاره وامثال اين امور بسيار از حرص مردم به تفاصيل حكايات وسؤال از غير امام وپيغمبر برخاسته است و در اين آيه خداوند نهى فرمود پيغمبر را به نمايندگى امت كه در اين امور از كسى سؤال نكنند و آنچه به كار عبرت نمى آيد در صدد تحقيق آن نباشند از جمله عدد اصحاب كهف كه سه بود يا پنج يا هفت. و موضع عبرت نگاهداشتن خدا است جماعتى را در خوابْ مدتى طويل به خرق عادت كه مدت آن هم بر ما مجهول است. اما مردم هفت تن گفتند و نام آنها معين كردند و زمان خواب رفتن و بيدار شدن و سلطان هر دو وقت را و رنگ سگ ونام او، نام كوه وغار وى و ساير چيزها كه دليل بر صحت آن نيست و فايده اى بر دانستن آن مترتب نى، جز آميختن قول كسانى كه معصوم از خطا نبودند واختلاف بسيار داشتند وتناقض بى