885
تفسير نورٌ علي نور ج2

28. «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» .

روض الجنان: عبد اللهِ عبّاس گفت: آيت در عيَيْنة بن حِصْن الفزارىّ آمد كه او به نزديك رسول آمد پيش از آنكه ايمان آورد جماعتى درويشان به نزديك رسول بودند، چون: سلمان پارسى و عمّار و خبّاب و عامر ابن فُهَيْرَه و مِهْجع و صُهيب. ۱
2057. علامه شعرانى: سوره كهف به اتفاق مكى است و سلمان فارسى در مدينه پس از هجرت حضرت خدمت پيغمبر مشرّف گرديد؛ پس اين روايت صحيح نيست. ۲
روض الجنان: ... ابوالعاليه گفت: آيت در اميّة بن خلف الجُمحىّ آمد و اين قول او گفت. قتاده گفت: آيت در اصحاب صُفّه آمد و ايشان هفتصد مرد درويش بودند ملازمان مسجد رسول عليه السلام. ۳
2058. علامه شعرانى: اصحاب صُفّه پس از هجرت در مدينه بودند و در مكّه صفه واصحاب صفّه نبود. بنابراين اين روايت هم صحيح نيست و بهتر آن است كه بگوييم اين آيه در شأن چند تن از فقراى مسلمان آمد، اگرچه به خصوص آنان را نشناسيم و شناختن آنها لازم نيست. ۴

29. «... وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً» .

روض الجنان: ابوعبيده گفت، از مسجع بن نبهان شنيدم كه گفت: فلانٌ اَبْغَضُ اِلى

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۴۶.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۰.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۴۷.


تفسير نورٌ علي نور ج2
884

سخت گيرى و شكنجه و آزار عيسويان كه آخرين عذاب آنها بود در عهد ديوكلسين امپراطور روم است و آن سخت ترين دوره ها و پر آزارترين شكنجه ها بود چنان كه نصارا عهد او را عصر شهدا وعهد شهادت گويند و آن تا سال 311 ميلادى كشيد و زمان او بدتر از زمان دقيانوس بود.
دوسال پس از آن قسطنطين كه متعصب در دين عيسى عليه السلام در جنگ ميلان فاتح شد و دين عيسى عليه السلام از مذلت بيرون آمد و اين امپراطور تازه دين او را رسمى كرد. در عرائس ثعلبى نام او را قسطيطوس ضبط كرده است و ملك صالح ناميده و دعايى از تئدوسيس نقل كرده است كه خداوند را به نعمت و رحمت وى كه بر قسطيسوس و آباى وى عنايت فرموده است ثنا گفته و توفيق براى خود مى طلبد. اما 309 سال با تفاصيلى كه مفسران ما آورده اند درست نمى آيد؛ چون از زمان دقيانوس تا تئودوسيس از 157 وهفت سال تجاوز نمى كند و اگر سخت گيريهاى ديگر و آزادى قسطنطين را در نظر آريم مدت از آن هم كمتر مى شود. پس قول وراق در تفسير آيه ـ كه گويد مقدار 309 سال قول آن مرد كتابى است كه با رسول صلى الله عليه و آله سخن مى گفت نه قول خدا ـ صحيح است وخداوند تعالى مدت خواب آنهارا معين نفرمود چون حاجت بدين تفصيل نبود. قال تعالى: «قُلِ اللّهُ أعلم بِما لَبِثُوا» .
روض الجنان: «قُلِ اللّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا» گفتند: اوّل خبر داد رسول را به مقدار آن على التحقيق، آنگه گفت: اگر جهودان از تو پرسند ايشان را مگو؛ حوالت بر علم من كن، بگو: «اللّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا» كه صلاحى به اين متعلّق است. ۱
2056. علامه شعرانى: صواب آن است كه گفتيم كه خدا صريحاً عده سنوات را ذكر نفرمود و آن 309 قول گوينده ديگرى است. ۲

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۲۶.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160302
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به