889
تفسير نورٌ علي نور ج2

تبسُّم صغيره باشد و قهقهه كبيره، و اين بر سبيل مثل گفت. و مشايخ معتزله گفتند: صغيره هر گناهى باشد كه عقاب آن در جنب اجتناب كباير مُحبَطْ شود، و اين مذهب را بنابر احباط باشد، چون احباط باطل بود، اين حدّ باطل باشد و به نزديك ما، صغيره و كبيره به اضافت با يكديگر باشد، هر گناهى كه به اضافت با گناه ديگر صغيره بود عقابش كمتر باشد، و آنچه بيشتر بود آن كبيره باشد. پس يك گناه به اضافت هم صغيره باشد هم كبيره بالاضافة الى ما هُوَ اَكْبَرُ مِنْه صغيره باشد و بالاضافة الى ما هُو اصغر منه كبيره باشد. ۱
2067. علامه شعرانى: گناه صغير و كبيره مانند خانه بزرگ و كوچك و شهر بزرگ و كوچك ومال بسيار واندك وامثال اينها حد معين ندارد واكثر فقهاى زمان ما غير اين گويند، اما صحيح نيست و سخن معقول همان است كه مؤلف و ساير علما گفته اند. ۲

50 . «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لاِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظّالِمِينَ بَدَلاً» .

روض الجنان:... مُجالد روايت كرد از شعبى كه گفت: روزى حمّالى بيامد و خُنبى در پشت گرفته و بنهاد و مرا گفت: شعبى تويى؟ گفتم: آرى. گفت: ابليس را زن بود؟ گفتم: به آن عُرس من حاضر نبودم. دگر باره اين آيتم ياد آمد: «اَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ» ، دانستم كه فرزند بى زن نباشد، گفتم: بلى زن بود او را و فرزندان. ۳
2068. علامه شعرانى: شعبى ابليس را قياس به آدم كرد كه چون انسان بى زن فرزند ندارد لابد ابليس نيز چنين است. شايد نشو شياطين مانند ملائكه به وجه ديگر باشد، مثل آنكه خداوند از آب وضوى مردم ملك مى آفريند و از كلام نيكو نيز. و هم در حديث معراج آمده است كه ملكى در آب مى رود به فشاندن بال و قطرات آب كه از

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۶۴ ـ ۳۶۵.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۴۵.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۶۷.


تفسير نورٌ علي نور ج2
888

46. «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً» .

روض الجنان: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا» ، آنگه حق تعالى براى تزهيد مردمان در سراى فانى و زينت آن و اغترار به غرور آن گفت: مال و فرزندان، زينت اين زندگانى نزديك تر است تا به مال مستظهر باشد و به فرزندان مُعتَزّ، چون بنگرى آن اعتزاز، اغترار است؛ پندارى از مصحف مُصَحّف برخواند. ۱
2064. علامه شعرانى: اعتزاز از عزت است و اغترار از غرور و فريب. مؤلف گويد چون خود را با عزت ديد گمان كرد در اعتزاز است و آن را غلط خواند در حقيقت اغترار بود چون هر دو به يك صورت نوشته مى شود. ۲
روض الجنان: باز خوشد. ۳
2065. علامه شعرانى: خشك و فانى شود. ۴
روض الجنان: و آنكه اوّل گفتم، سخن اهل تذكير است. ۵
2066. علامه شعرانى: كلام واعظان و اهل منبر است يعنى درست نيست. ۶

49. «وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلاّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً» .

روض الجنان:... اهل علم در «صغيره» و «كبيره» خلاف كردند؛ عبداللهِ عبّاس گفت:

1.روض الجنان، ج ۱۲، ۳۶۰.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۴۱.

3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۶۳.

4.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۴۳.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160279
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به