احوال و حاجت خود برادرم را بگويم، همانا مرا ياريى كند و برّى. بيامد و بر راه او نشست، چون بر آمد، او را گفت: مراشناسى؟ گفت: تو برادر منى فلان؟ گفت: بلى. گفت: چه كار است تو را؟ گفت: حاجت مرا پيش تو آورد. گفت: آن مال را چه كردى؟ گفت به صدقه بدادم... . ۱
2061. علامه شعرانى: اما اين گونه انفاق در شرع اسلام مذموم [است] و نمى توان آيه قرآن را حمل بر آن كرد، چنان كه در سوره بنى اسرائيل گذشت: «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ...» . ۲
34. «وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً» .
روض الجنان: «وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ» و اين مرد صاحب بستان را از آنجا ميوه ها بود، و ثمر جمع ثمار باشد، كحمار و حُمُرٍ. و گفتند: ثَمَر و جمعه ثُمُر، كَخَشَبْ و خُشُب، و گفتند: ثَمَر جمع ثمرة، كتمر و تمرة، و گفتند: ثمَر همه جنس مال باشد. ۳
2062. علامه شعرانى: مؤلف در اينجا وجوه همه قرائات را بيان كرده است، آنكه ثَمَر خواند و آنكه ثُمُر خواند اما ثُمَرْ قرائت ابوعمر و ملحق به ثُمُرْ است. ۴
45. «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً» .
روض الجنان: ... آن را تازه و سبز و مؤنِق و با طراوت مى بينى. ۵
2063. علامه شعرانى: «مونق» به نون زيبا و جميل است. ۶
1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۵۱ ـ ۳۵۲.
2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۴. بنى اسرائيل (۱۷): ۲۹.
3.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۵۳.
4.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۵.
5.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۵۸.
6.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۳۹.