891
تفسير نورٌ علي نور ج2

60. «وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً» .

روض الجنان: ... «لا أَبْرَحُ» ،... من پيوسته طالب و مسافر خواهم بودن تا آنگه كه خضر را بيافتن. «حَتّى» ، انتهاى غايت را باشد،... گفت: پيوسته مى خواهم رفتن تا به «مَجْمع الْبَحْرين» رسم.
خلاف كردند در او، قتاده گفت: درياى پارس و روم است، آنجا كه جانب مشرق است. محمد كعب گفت: طنجه است. ابىّ كعب گفت: افريقيه است... . ۱
2071. علامه شعرانى: قتاده سهو كرده است و ندانسته كه درياى پارس به درياى روم متصل نيست و مناسب تر آن مى نمايد كه تنگه اى بوده است در حوالى شام و فلسطين ميان درياى قلزم و بعض خليجهاى آن يا نزديك درياى روم يا بحر الميت و خليجى متصل به آن از فروع آن. والله العالم. ۲

61. «فَلَمّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً» .

روض الجنان: ... عبداللهِ عبّاس روايت كرد از اُبىّ كعب كه رسول عليه السلام گفت: چون به صخره رسيدند، سر بر صخره نهادند و بخفتند، ماهى در زنبيل بجنبيد. موسى خفته بود و جوان بيدار بود، مى نگريد تا ماهى شور بريان كرده از زنبيل بر آمد و در دريا شد و چندان كه در آب مى رفت طاقى پيدا مى شد چنان كه سرب باشد.
چون موسى از خواب برخاست، جوان فراموش كرد كه موسى را بگويد، از آنجا برفتند و آن شب برفتند تا بر دگر روز چاشتگاه. موسى عليه السلام خسته بود و گرسنه شده بود. ۳
2072. علامه شعرانى: از اين معلوم مى گردد كه قول محمد بن كعب و اُبىّ بن كعب كه

1.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۶.

2.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۵۶.

3.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۷.


تفسير نورٌ علي نور ج2
890

بال او مى جهد، خداوند فرشتگانى بيافريند واينها ذريه او باشند، در شياطين هم نظير اين تصور مى شود. پس در اين امور كه در اعمال عبادات و معاملات احتياج به دانستن آن نيست توقف بايد كرد وهرچه به ذهن مى آيد حجت نبايد گرفت و صحيح نبايد دانست. ۱

54 . «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الاْءِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً» .

روض الجنان: «وَ كانَ الاْءِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً» ؛ و آدمى بيشتر چيزى است به جدل و خصومت. و اصل «جَدَل»، شدَّةُ الفَتْلِ عَنِ المَذْهَبِ بطريقِ الحِجاج باشد، و منه: اَلاَجْدَلْ، للصَّقْر لشِدَّتِهِ وقُوَّتِهِ. ۲
2069. علامه شعرانى: «صقر» باز است و آن مرغ شكارى نيرومند است واز غايت قوت او را اجدل گويند. ۳

58 . «وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً» .

روض الجنان: و منه قول علىّ عليه السلام : وقد سُئِلَ ما بالُ دِرْعِكَ لا ظَهْرَ لَها، قال: اِذا وَلَّيْتُ فَلا وَألْتُ، اى لا نَجَوتُ. ۴
2070. علامه شعرانى: يعنى زره اميرالمؤمنين عليه السلام پشت نداشت، از علت آن پرسيدند، فرمود: اگر من پشت به دشمن كنم نجات مباد براى من وعبارت را چنين نيز روايت كرده اند: «اذاامكنت من ظهري فلا وألت». ۵

1.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۴۷.

2.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۷۰.

3.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۴۹.

4.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۷۲.

5.روح الجنان، ج ۷، ص ۳۵۱.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 160270
صفحه از 1440
پرینت  ارسال به