۲۹۷.سِياحَةُ أُمَّتِي أَلصَّومُ.
۰.ترجمه: سياحت رفتن امّت من روزه باشد.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 643)
۲۹۸.أَلسّائِحُونَ الصّائِمُونَ.
۰.[ ترجمه: سياحت كنندگان روزه دارانند.]
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲
، ج 2، ص 643)
۲۹۹.سَيَكُونُ فِي أُمَّتِي ما كانَ فِي بَنِي إِسرائِيلَ حَذوَ النَّعلِ بِالنَّعلِ وَالقُذَّةِ بِالقُذَّةِ.
۰.ترجمه: هر چه در بنى اسرائيل بود در امّت من باشد؛ چنان كه پاى نعل ماند و پر تير و با پر تير.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 415 و 429؛ ج 2، ص 118؛ صحيح مسلم، ج 1، ص 5؛ نووى، ج 1، ص 105)
۳۰۰.شارِبُ الخَمرِ كَعابِدِ الوَثَنِ وَمُدمِنُ الخَمرِ كَعابِدِ الوَثَنِ.
۰.[ ترجمه: شرابخوار و كسى كه هميشه شراب مى خورد مانند بت پرست است.]
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2، ص 218؛ كنوز الحقائق، ج 2، ص 2» با تغييرى آمده) .
۳۰۱.أَلشَّبابُ شُعبَةٌ مِنَ الجُنُونِ.
۰.ترجمه: برنايى شاخى از ديوانگى است.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 159؛ جامع الصغير، ج 2، ص 35)
۳۰۲.شِرارُكُم عُزَّابُكُم.
۰.ترجمه: بدترين شما عزبان شما باشند.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 4، ص 34؛ جامع الصغير، ج 2، ص 33)