۳۴۱.عَلَيكُم بِهذِهِ الشَّجَرَةِ المُبارَكَةِ، زَيتِ الزَّيتُونِ فَتَداوَوا بِه فَإِنَّهُ مَصحَّةُ مِنَ النّا صُورِ.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 43؛ جامع الصغير، ج 1، ص 56)
۳۴۲.عَلَى اليَدِ ما أَخَذَت حَتّى تُؤَدِّيَهُ.
۰.ترجمه: بر دست واجب است آنچه باز گرفت تا با جايگاه خود دهد.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 784؛ جامع الصغير، ج 2، ص 60؛ كنوز الحقائق، ص 81)
۳۴۳.أَلعَينُ لَتُدخِلُ الرَّجُلَ أَلقَبرَ وَالجَملَ القِدرَ.
۰.[ ترجمه: چشم، مرد را در گور مى كند و شتر را در ديگ.]
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 5، ص 383؛ جامع الصغير، ج 2، ص 60)
۳۴۴.أَلغَلُولُ مِن جَمرِ جَهَنَّمَ.
۰.ترجمه: خيانت كننده از انگشت دوزخ باشد.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 678؛ كنوز الحقائق، ج 2، ص 27)
۳۴۵.فاطِمَةُ بِضعَةٌ مِنِّي مَن آذَاها فَقَد آذَانِي.
۰.ترجمه: فاطمه پاره اندام من است هر كه او را بيازارد مرا آزرده باشد.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 1، ص 560 و 561؛ كنوز الحقائق، ج 2، ص 28 ـ با تغييرى)
۳۴۶.فَالتَمِسُوها فِي العُشرِ الآخَرِ. ۶
۰.ترجمه: [شب قدر را] در دهه آخر طلب بايد كردن.
(تفسير ابوالفتوح رازى ۷ ، ج 5، ص 559)
۳۴۷.أَلفِرارُ مِمّا لا يُطاقُ مِن سُنَنِ المُرسَلِينَ.