279
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 760)

۱۰۱۹.عبدالرحمن عوف روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت كه:«من به سوگند مُطيِّبان حاضر بودم و من كودك بودم با بعضى اعمام خود و اختيار نكنم كه آن عهد شكافته شود و به بدل آن مرا شتران سرخ موى سياه چشم باشد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 760)

۱۰۲۰.ابو هريره روايت كند كه رسول عليه السلام گفت:«بهترين زنان زنى بود كه چون در او نگرى، شادان شوى و اگرش چيزى فرمايى، اطاعت دارد و اگر از او غايب شوى، غيبت تو را محافظت كند از نفس خود و مال تو».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 761)

۱۰۲۱.ابو هريره روايت كرد كه مردى به نزديك رسول عليه السلام آمد و گفت:يا رسول اللّه ! دلم سخت شده است، گفت: «اگر خواهى تا دلت نرم شود، مسكينان را طعام ده و دست به سر يتيمان فرود آور و ايشان را طعام ده».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 763 ـ 764)

۱۰۲۲.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت:«مؤمن نباشد آنكه همسايه از شرّ او ايمن نبود و هر آن كس كه او را در سراى بسته بايد داشتن كه ايمن نباشد از همسايه بر اهل و مالش همسايه او مؤمن نباشند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 1، ص 764)

۱۰۲۳.گفتند يا رسول اللّه حق همسايه بر همسايه چيست؟ گفت:«آنكه اگرت بخواند، اجابت كنى و اگر درويش باشد، دستگيرى كنى و اگر قرض خواهد، بدهى
و اگر خيرى رسد، او را تهنيت كنى و اگرش مصيبتى رسد، تعزيتش دهى و اگر بميرد، به جنازه اش حاضر آئى و ديوار از بالاى سراى او برنيارى تا باد از او منع كند و او را نرنجانى به بوى مطبوخات كه تو را بود، الاّ كه او را نصيب كنى تا هر چه خورى موجب صحّت و سلامت تو و فرزندان تو باشد و اگر بيمار شود، به عيادت او شوى و اگر ميوه خورى، او را از آن نصيب كنى و اگر نكنى پنهان دارى از او و رها مكنى تا كودكان تو چيزى از آن به در برند و كودكان او بينند كه پس ايشان را آرزو آيد».

1.روض الجنان، ج ۵، ص ۳۴۷.

2.همان، ص ۳۴۷.

3.همان، ص ۳۴۹.

4.همان، ص ۳۵۶.

5.همان، ص ۳۵۷.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
278

۱۰۱۳.عبداللّه عمر روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«از جمله كبير شرك به خداى است و سوگند به دورغ است و عقوق الوالدين و قتل النفس».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 756)

۱۰۱۴.انس مالك روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت:«كباير چهار است: شرك و قتل نفس و عقوق الوالدين و گواهى به دورغ».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 756)

۱۰۱۵.رسول عليه السلام گفت:«چون روز قيامت باشد، منادى از بطنان عرش ندا كند از قبل ربّ العزّة: اى امّت احمد! امّا آنچه ميان من و شما است، به شما بخشيدم و تبعاتى ماند كه شما را با يكديگر است به يكديگر بخشى و به بهشت روى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 757)

۱۰۱۶.ابو سعيد خدرى و ابو هريره روايت كردند كه رسول عليه السلام يك روز بر منبر گرفت:«به آن خداى كه جان من به امر اوست!» سه بار، و خاموش شد. مردم گريستن گرفتند از آنكه ندانستند كه رسول عليه السلام آن سوگند چرا ياد كرد.
آنگه گفت: «هيچ بنده نباشد كه او پنج نماز بگزارد و ماه رمضان روزه دارد و از كباير اجتناب كند و الاّ درهاى بهشت بر او گشايند؛ چنان كه بر هم مى آيد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 757)

۱۰۱۷.از بعضى زنان عليه السلام روايت است كه گفت:«هر چه خواهى، از خداى خواهى و اگر همه دوال نعلين باشد كه اگر خداى ميسّر نكند، ميسّر نشود».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 1، ص 759)

۱۰۱۸.رسول عليه السلام روز فتح مكه در خطبه گفت:«آنچه در جاهليّت كرده ايد از عهد و سوگند نگاهدارى كه اسلام آن را نيفزود، الاّ قوت و زيادت و از آن پس سوگند
مخورى و اگر خوريد مخالفت مكنى كه: لا حلفَ في الإِسلام».

1.روض الجنان، ج ۵، ص ۳۳۷.

2.همان، ص ۳۳۷ ـ ۳۳۸.

3.همان، ص ۳۳۹.

4.همان، ص ۳۴۱.

5.همان، ص ۳۴۵.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44710
صفحه از 647
پرینت  ارسال به