(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 113)
۱۰۵۳.انس مالك روايت كند كه رسول صلى الله عليه و آله گفت:«مبالغه كن در غسل جنابت كه تحت كلّ شعرة جنابة كه در زير هر موئى جنابتى هست».
گفتم يا رسول اللّه چگونه مبالغه كنم. گفت: «سيراب بكن بنهاى موى را و ظاهر اندامت پاك كن تا چون از غسلگاه بيرون آيى، از گناه بيرون آمده باشى».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 113 ـ 114)
۱۰۵۴.عبدالرحمن بن سمره گفت رسول عليه السلام در مسجد آمد روزى ما در مسجد بوديم، گفت:«دوش خواب عجب ديدم. مردى را ديدم از امّت من و پيغمبران ديدم حلقه حلقه نشسته، هر گه كه خواست تا در حلقه شود براندند او را، غسل جنابتش بيامد و دست او بگرفت و او را در پهلوى من بنشاند».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 114)
۱۰۵۵.ابو سعيد خدرى روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفت:«در بنى اسرائيل هر كه او را زنى بودى و خدمتكارى و اسبى، او را پادشاه خواندندى».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴
، ج 1، ص 125)
۱۰۵۶.رسول عليه السلام گفت:«اى فرزند! آدم تو را در دنيا چندان بس كه سدّ جوعت كند و عورتت باز پوشد و اگر خانه باشد با او شوى، آن كارى باشد و اگرت اسبى باشد كه بر نشينى، آن چيزى تمام باشد تو را پاره اى نان و سبوى آب ازارى عورت پوش مسلم است و آنچه بالاى آن است، حساب باشد».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 2، ص 1225)