297
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 190)

۱۰۸۵.رسول عليه السلام خطبه كرد و قوم خود را گفت:«هر كه هدى نرانده حلال شود و اين احرام احرام عمره كنيد كه خداى تعالى عمره در حج برد و انگشتهاى هر دو دست در يكديگر افكند».
آنگه گفت: «اگر من آنكه اكنون مى دانم پيش از اين دانستمى، هدى نراندمى تا اكنون حلال شدى وليكن من حلال نمى توانم شدن تا هدى به محل خود نرسد و بنشكند، الاّ هر كس كه او هدى نرانده است بايد تا حلال شود و حج عمره كند و آنگه احرام به حج فرا گيرد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 190)

۱۰۸۶.عبداللّه مسعود روايت كرد از رسول عليه السلام كه او گفتهر كه در بنى اسرائيل منكرى كردى، يكى بيامدى و او را نهى كردى و او باز نايستادى از آن. بر دگر روز چون او را ديدى، با او اختلاط و مواكله و مشاربه كردى و از او تبرّا نكردى. چون خداى تعالى از ايشان چنين ديد و دلهاى ايشان بعضى بر بعضى زد و لعنت كرد ايشان را به زبان داوود عليه السلام و عيسى مريم عليه السلام و از ايشان قرده و خنازير ساخت. و به آن خداى كه جان من به امر او است كه اگر معروف كنى و نهى منكر كنى و دست سفيه به دست گيرى و او را بر حق بدارى و الاّ خداى تعالى دلهاى شما را بر يكديگر زند و لعنت كند شما را؛ چنان كه لعنت كرد ايشان را».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 206)

۱۰۸۷.ابوهريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت كه:«هيچ دو جهود نباشند كه با يك مسلمان حاضر بشوند و الاّ قصد كشتن او كنند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2،
ص 206)

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۶۱.

2.همان، ص ۶۳.

3.همان، ص ۱۰۳.

4.همان، ص ۱۰۴ ـ ۱۰۵.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
296

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 183)

۱۰۸۲.عبداللّه بن جرير روايت كرد از پدرش كه رسول عليه السلام گفت:«هيچ مردى نباشد كه به قومى بگذرد كه ايشان معصيتى مى كنند و او دست ايشان به دست فرو نگيرد و ايشان را منع نكند و الاّ نزديك بود كه خداى تعالى ايشان را عذابى عام فرستد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 185)

۱۰۸۳.نعمان بن بشير روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«مثَل فاسقى در ميان قومى صالح كه او را نهى نكنند از منكر، مثال جماعتى باشد كه كشتى باشد ميان ايشان به شركت در آن كشتى نشينند. چون كشتى به ميان دريا رسد، يكى از ايشان تبَرى برگيرد و كشتى شكستن گيرد. او را گويند، چكار مى كنى، خود را و ما را هلاك خواهى كردن؟ او گويد: در نصيب خود و حصّه خود تصرّف مى كنم. اگر او را به اين گفتار رها كنند و دست او به دست فرو نگيرند، كشتى بشكند و او و ايشان غرقه شوند و اگر منع كنند او را، و ايشان سلامت يابند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 186)

۱۰۸۴.انس مالك روايت كرد كه عايشه گفت كه رسول عليه السلام در خيمه خفته بود، بيدار شد، گفت:«هيچ مرد صالح نباشد كه مرا نگاه دارد كه مرا خوفى مى باشد از دشمنان ما».
در اين بوديم كه آواز سلاح برآمد، نگاه كرديم سعد بود و حذيفه. گفتند ما آمده ايم تا تو را نگاهداريم. رسول عليه السلام بخفت؛ چنان كه ما عظيظ او بشنيديم. جبرئيل عليه السلام آمد و اين آيتها ۴ آورد. رسول عليه السلام آواز داد گفت: «يا سعد و حذيفه!
بازگرديد كه خداى تعالى ضمان شد كه مرا نگاه دارد از دشمنان».

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۴۳.

2.همان، ص ۴۹.

3.همان، ص ۵۰.

4.مراد آيه: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» المائدة (۵): ۶۸ است.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44634
صفحه از 647
پرینت  ارسال به