295
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

۱۰۷۷.ابوهريره روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت كه:«هر كه او مردمان را به پنج نماز امامى كند، خدا بر او رحمت فرستد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 182)

۱۰۷۸.عبداللّه عمر گفت از رسول عليه السلام كه او گفت:«مؤذّنى كه از براى خدا بانگ نماز كند، ثواب او ثواب شهيدى باشد كه او را در خون خود بگردانند، مادام كه در بانگ نماز باشد و هر ترى و خشكى كه آواز او شنود، براى او گواهى دهد. چون بميرد او را در گور هوام زمين نرنجانند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 182)

۱۰۷۹.در خبر است كه رسول عليه السلام گفت:«روز قيامت ندا كنند كجااند مهمانان خدا؟ روزه داران را بيارند. گويند: كجااند آنان كه آفتاب و ماه را مراعات كردندى؟ مؤذّنان را بيارند و ايشان را بر بختيان نشانند از نور و تاج كرامت بر سَرِ ايشان نهند و به بهشت برند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 183)

۱۰۸۰.جابر بن عبداللّه روايت كرد از رسول صلى الله عليه و آله كه مى گفت:«بار خدايا! مؤذّنان را بيامرز». سه بار بگفت.
من گفتم: يا رسول اللّه ! ما بر بانگ نماز شمشير مى زنيم. ما را اين دعا نمى كنى كه مؤذّنان را مى كنى. رسول عليه السلام گفت: «يا جابر! بدان كه بر مردمان روزگارى آيد كه بانگ نماز با ضعيفان گذارند و گوشتهايى باشد حرام بر آتش دوزخ و آن گوشتهاى مؤذّنان بود».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2، ص 183)

۱۰۸۱.عبداللّه عباس گفت:سبب نزول آيه آن بود كه جماعت جهودان به نزديك رسول عليه السلام آمدند؛ چون ياسر بن اخطب و رافع بن ابى رافع و عازار و زيد و خالد و ازار و اسبع گفتند: اى محمّد! بگو تا تو به كه ايمان دارى از پيغمبران؟ رسول عليه السلامگفت: «من به خداى ايمان دارم و بر آنچه بر ابراهيم عليه السلام فرود آمد و به اسماعيل و
اسحاق و يعقوب» و پيغمبران برشمرد تا به عيسى رسيد. ايشان گفتند ما عيسى را نشناسيم و عيسى پيغمبر نبود و... .

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۴۲.

2.همان.

3.همان.

4.همان، ص ۴۳. در چاپ بيست جلدى اين روايت از عمر نقل شده است.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
294

۱۰۷۴.رسول عليه السلام در مسجد نماز مى كرد. نماز پيشين بگزارد و پشت باز داد ساعتى. اعرابى از ميان قوم برخاست، اثر فقر بر وى پيدا و روى به رسول كرد... . رسول عليه السلامگفت:«كيست كه او را چيزى دهد و ضامنم من او را به درجه اى كه نزديك باشد به درجه اى من و ابراهيم خليل».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 175)

هيچ كس او را چيزى نداد. اميرالمؤمنين على در زاويه مسجد نماز نوافل مى كرد، در ركوع بود، انگشت برداشت تا اعرابى انگشترى از انگشت او بيرون كرد و به انگشترى فرو نگريد، نگين گران مايه بر او بود، شادمانه شد و ابياتى بر خواند. رسول اعرابى را گفت: كيست آنكه تو را چيزى داد؟ گفت: برادر و پسر عمّت على بن ابى طالب عليه السلام.
رسول عليه السلام گفت: «هنيئاً لك يا على؛ گوارنده باد تو را آن درجه كه نزديك است به درجه من و ابراهيم!». (تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 175)

۱۰۷۵.ضحاك روايت كند از عبداللّه كه او گفت رسول عليه السلام گفت:«سه كس آن باشند كه به حساب مبالات نكنند و صيحه قيامت و فزع اكبر ايشان را نترساند: مردى كه قرن ياد دارد و حافظ باشد و آن را كار بندد چون با پيش خدا آيد سيّدى شريف باشد و مؤذّنى كه بانگ نماز كرده بوده هفت سال و بر آن مزدى و اجرتى طمع نكرده باشد و بنده كه عبادت خداى نيكو كند و خدمت خداوندش».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 2، ص 182)

۱۰۷۶.مجاهد روايت كرد از عبداللّه عباس كه رسول صلى الله عليه و آله گفت كه:«هر كه هفت سال بانگ نماز كند براى خداى تعالى، خداى تعالى براى او براتى از دوزخ بنويسد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2، ص 182)

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۲۱ ـ ۲۲.

2.همان، ص ۲۱ ـ ۲۲.

3.همان، ص ۴۱.

4.همان، ص ۴۱.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44633
صفحه از 647
پرینت  ارسال به